سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 6 مهر 1400
    21 صفر 1443
      Tuesday 28 Sep 2021

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

        سه شنبه ۶ مهر

        غرل شماره ۱۱

        شعری از

        مهرداد عزیزیان بی تخلص

        از دفتر به کدامین دیار خاطره امشب سفر کنم؟ نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ جمعه ۲۷ فروردين ۱۴۰۰ ۰۹:۲۹ شماره ثبت ۹۷۸۰۰
          بازدید : ۲۵۹   |    نظرات : ۲۴

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر مهرداد عزیزیان بی تخلص

        غزل
        هُوشیار نباید دید آن چشمِ خمارت را
        عاقل که نمی فهمد جادوی نگارت را
        شوری که نهان باشد در پرده ی جان باشد
        قلبی که خزان باشد کی دیده بهارت را؟
        چون عقل پس اندازم در جان هوس اندازم
        غم از نفس اندازم دریاب تو یارت را
        کویت بکنم منزل یک دم نشوم غافل
        تا هَدیه کنی بر دل اینک تو گذارت را
        افسونِ تو روز افزون از دل نشوی بیرون
        کُن پیشکشم اکنون جولانِ وقارت را
        از شوق تو سر حیران بی شورِ تو دل ویران
        از من نکنی پنهان آن اصل و تبارت را
        ای تاک ِ شراب آذین،بی نام و تخلص بین
        کو بر سرِ خود دارد صد رشته ی دارت را
         
        ۹
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        شنبه ۲۸ فروردين ۱۴۰۰ ۱۱:۱۸
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و شورانگیز بود
        پر احساس
        دستمریزاد خندانک خندانک
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        مهرداد عزیزیان بی تخلص
        شنبه ۲۸ فروردين ۱۴۰۰ ۱۲:۰۷
        سپاسگزارم جناب استکی بزرگوار🌺
        ارسال پاسخ
        سجاد جم
        سجاد جم
        يکشنبه ۱۳ تير ۱۴۰۰ ۱۵:۳۰
        خندانک
        ارسال پاسخ
        عليرضا حكيم
        چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ ۰۰:۲۱
        درودها بر شما جناب عزیزیان عزیز
        شعری خوب و آهنگین است که این آهنگین بودن گاهی کار دستتان داده است. اما اگر می‌خواهید که غزل خوبی باشد؛ باید کمی روش کار کنی ؛ مثلاً در بیت اول« هوشیار نباید دید آن چشم خمارت را / عاقل که نمی فهمد جادوی نگارت را» که در مصراع اول فعل ماضی است و با فعل مضارع در مصراع دوم هماهنگی ندارد. شما می خواسته‌اید بگویید؛ هشیار نمی تواند ببیند ...از این نظر اگر من بودم می‌گفتم (از یاد نخواهم برد چشمان خمارت را) که این شروع خوبیست اما باز در مصراع دوم ساختار معنی ایراد دارد زیرا جادوی نگار ترکیب خوبی نیست و با ابتدای مصراع جفت و جور نمی شه زیرا نگار به معنی نوشتن یا نگاشتن است و جادوی نوشتن یعنی چه؟ و چرا انسان عاقل نمی تواند جادوی نوشتن یار را ببیند ؟ از این نظر این بیت چون شروع شعر است؛ باید تغییر اساسی کند.
        در مصراع( ازشوق تو سر حیران...) که به جای سر (من )باید باشه
        (ازمن نکنی پنهان آن اصل وتبارت را ) راستی چرا باید اصل تبارش را پنهان کند؟ اینجا هم شاید در بند قافیه افتاده‌اید.
        خلاصه نیاز مبرم به ویرایش دیگر به سلیقه‌ی خودتان دارد به همین بسنده می کنم
        با پوزش بسیار و با آرزوی توفیق حضرت‌عالی
        خندانک خندانک
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        مهرداد عزیزیان بی تخلص
        چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ ۰۱:۳۵
        سلام بر استاد گرامی،جناب حکیم گرانقدر🙏🙏
        از حضورتان سپاسگزارم قربان
        نقدتات را چند مرتبه ی دیگر هم حتما خواهم خواند.
        فقط در مورد نگار باید عرض کنم بنده نگار را به معنای( تصویر و رخ و صورت) به کار گرفته ام.
        عاقل که نمیفهمد جادوی نگار ِ تو را.
        در مورد اصل و تبار ،معمولا از اولین مسایلی که در آشنایی و رابطه مهم است و احتمالا از آن سخن به میان می آید پیشینه و اصالت و به اصطلاح خودمانی کس و کار طرف است! در واقع وقتی معشوقی در این زمینه با عاشق همکاری نمیکند و به قول خودمانی آماری نمیدهد یعنی تمایلی به عاشق ندارد.در این بیت در واقع عاشق دارد میگوید : این طرف چنین شور و شوقیست و مبادا آن طرف این شور و شوق نباشد.
        در مورد بیت اول وقتی به نثر تبدیل میکنم به این مفهوم میرسم
        چشمان خمار تو را نباید هوشیار دید،زیرا عاقل جادوی این تصویر را درک نمیکند.
        و بنظر ایراد تالیفی در ذهنم نداشت .
        منتها همان طور که عرض کردم.بنده نقدها را چندین بار میخوانم و قطعا حقیقت را کشف میکنم.
        از اینکه شعر بنده را نقد کردید سپاسگزارم جناب حکیم بزرگوار
        🙏🙏🙏🙏🙏🙏
        ارسال پاسخ
        عليرضا حكيم
        عليرضا حكيم
        چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ ۱۰:۰۹
        عرض سلام در مورد بکار گیری فعل (نباید دید) با معنی که خود کرده اید( نباید هشیار دید) ضعف تالیف معلوم است.
        اما در مورد نگار،که به معنی نوشتن مانند خبرنگار ،روزنامه نگار و...
        اما حافظ می گوید:« نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت/ به غمزه مسئله‌آموز صد مدرس شد» که منظور از نگار ،شاید پیامبر و شاید شاه شجاع، و یا معشوق دیگر است و به معنی صورت نیست.حال اگر هم به معنی معشوق بگیرید باز نگارم باید باشد که با قافیه جور نمیشه و نیز به معنی (صورت) به نظرم جواب نمی ده.
        و در کل عاقل چرا نفهمد ؟ عاقل نفهمد چه کسی می فهمد، حتی اگر بگویید « عاقل که نمی‌بیند یا نمی داند..»
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        مهرداد عزیزیان بی تخلص
        چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ ۱۲:۲۵
        چشمان ِ می زده و مخمور ِ تو را نباید هوشیار دید( باید مست دید!) .عاقل ( کسی که می نخورده) جادوی این تصویر را درک نمیکند.
        تقابل عقل و عشق هزاران سال است در ادبیات ما قدمت دارد استاد.حقیقتش تعجب کردم از ایرادی که به عاقل که نمیفهمد وارد کردید.ولی مشتاق شدم در مورد این شعر تحقیق و پیگیری بیشتری بکنم.جسارتا من پیامهای شما را کپی میکنم و برای دو تن از اساتید دیگر نیز میفرستم و نظر آنها را نیز جویا میشوم. ولی از هر چه بگذریم ،نعمتیست در کنار اساتید تیزبینی چون شما شاگردی کردن
        سپاس از پیگیریتان🌺🌺🙏🙏🙏
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۳۸
        درود استاد حکیم عزیز
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        عليرضا حكيم
        عليرضا حكيم
        پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۵۳
        درود گرامی ممنونم خندانک خندانک
        حمید غرب
        شنبه ۲۸ فروردين ۱۴۰۰ ۱۰:۳۰
        درود جناب عزیزیان بزرگوار

        دردیست که بی درمان ، آهسته کند ویران
        عاشق ز پی رنجش ، سنجیده عیارت را

        بسیار زیبا و آهنگین

        دستمریزاد

        با بهترین آرزوها برایتان
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        مهرداد عزیزیان بی تخلص
        شنبه ۲۸ فروردين ۱۴۰۰ ۱۲:۰۷
        از لطف و محبتت سپاسگزارم حمید خان🌺
        ارسال پاسخ
        سجاد جم
        سجاد جم
        يکشنبه ۱۳ تير ۱۴۰۰ ۱۵:۳۰
        خندانک
        ارسال پاسخ
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۳۷
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد باقر انصاری دزفولی
        شنبه ۲۸ فروردين ۱۴۰۰ ۱۷:۴۷
        بداهه ای تقدیم شعر زیبای شما
        شاعرا شعرت
        طلوع صبحگاه
        نوراست
        در دل من
        شادی و شوق و
        شوراست
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        مجتبی شهنی
        شنبه ۲۸ فروردين ۱۴۰۰ ۲۰:۳۶
        درود فراوان بر جناب عزیزیان بزرگوار
        بسیار
        عالی.
        بود خندانک
        سجاد جم
        سجاد جم
        يکشنبه ۱۳ تير ۱۴۰۰ ۱۵:۳۰
        خندانک
        ارسال پاسخ
        قربانعلی فتحی  (تختی)
        دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۰ ۱۷:۳۱
        درود برشما
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        مهرداد عزیزیان بی تخلص
        سه شنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۵۵
        سپاسگزارم جناب فتحی عزیز🌺🙏🌺
        ارسال پاسخ
        شعله(مریم.هزارجریبی)
        چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ ۱۶:۲۴
        درود جناب استاد عزیزیان
        شعر زیبایی بود
        از قلمتان همیشه زیباترین ها را میشود خواند
        به مهر بسرایید
        برگ زندگیتان همیشه سبز خندانک خندانک خندانک
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        مهرداد عزیزیان بی تخلص
        چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ ۱۹:۵۷
        سلام و عرض ادب 🌺🌺🌺
        به مهر خواندید بانوی جلیلی گرامی🙏🙏
        ارسال پاسخ
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۳۹
        سلام مهرداد عزیز
        هم شعر و هم نقد استاد حکیم را خواندم
        می آموزم در صفحه ی پر بارت
        خندانک خندانک خندانک
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        مهرداد عزیزیان بی تخلص
        چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ ۱۹:۵۸
        سپاسگزار نگاهت هستم ایمان عزیز🌺🌺🙏🙏🙏🌺
        ارسال پاسخ
        محمد جواد عطاالهی
        چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ ۲۰:۲۷
        سلام جناب عزیزیان بزرگوار
        بسیار زیبا و خوش آهنگ سرودید
        درود بر قلمتان عزیز گرامی
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        مهرداد عزیزیان بی تخلص
        چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ ۲۰:۴۶
        سلام و عرض ادب خدمت جناب عطاالهی
        متشکرم از حضورتان۰🌺🙏🌺
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        آخرین نقدهای شاعران سایت

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0