سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 14 اسفند 1399
  • روز احسان و نيكوكاري
21 رجب 1442
    Thursday 4 Mar 2021

      پر نشاط ترین اشعار

      ذهن شما مانند کارخانه است. افکار شما مدیر تولید آن و نظرات دیگران مواد خام این کارخانه می باشد. پرمودا باترا

      پنجشنبه ۱۴ اسفند

      شهره ی شعر غزل

      شعری از

      علی قیصری

      از دفتر عسل نوع شعر غزل

      ارسال شده در تاریخ ۹ روز پیش شماره ثبت ۹۵۹۵۵
        بازدید : ۴۱   |    نظرات : ۱۷

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر علی قیصری

      شهـره ی شهـر ِ غــزل مشتاق پیوند توام
      حلقه کمتر کن کمندت را که در بند ِ توام
      نـم نـم‌ ِ نـاب تبسم بس کـه ریــزد از لبت
      بی خبر از دور گردون محــو لبخـند توام
      هرزمان بادِصبا دستی به زلفت می کشد
      در مسیر عطری از بویِ خوش آیند ِ توام
      یک نفس ای نازنین از خـود ندارم اختیار
      تا مـن ِ شوریـده دل در تـاب تــرفند توام
      ازهمانروزی که در باغ وفا خـوردی قَسم
      مفتخـر بـر پایه های عهـد و سوگند توام
      گرچه دستی دارم ازالطاف حافظ درغزل
      در هوای شعـر ِ شیـرین از لب‌ ِ قــند توام
      سال هـا بگذشته امّـا همچنان بانـو عسل
      بیــن صبــر و نـا امیــــدی آرزومــند توام
      ۳
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      ۹ روز پیش
      درود بزرگوار
      عاشقانه و زیبا بود خندانک
      علی قیصری
      علی قیصری
      ۶ روز پیش
      درود و سپاس از حضور حضرتعالی شاد باشید و برقرار خندانک
      ارسال پاسخ
      طوبی آهنگران
      ۹ روز پیش
      سلام جناب قیصری ال حق
      زیبا سروده اید
      دورود بر شما
      علی قیصری
      علی قیصری
      ۶ روز پیش
      درود بانوی شاعر زیبایی در نگاه شماست
      سپاسگزارم
      خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد باقر انصاری دزفولی
      ۸ روز پیش
      کوتاه وخیلی زبیا سرودی بود
      درودبر اندیشه نابتان
      شاعر بزرگوار
      هزاران درود
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      علی قیصری
      علی قیصری
      ۶ روز پیش
      حضور حضرتعالی و حسن نظرتان را سپاس
      خندانک
      ارسال پاسخ
      مجتبی شهنی
      ۸ روز پیش
      درود فراوان
      بر شما
      بسیار بسیار
      عاااااالی

      قلمتان توانا خندانک
      علی قیصری
      علی قیصری
      ۶ روز پیش
      عالی حضور حضرتعالی ست سپاسگزارم
      خندانک
      ارسال پاسخ
      مجتبی شهنی
      ۸ روز پیش
      خندانک خندانک خندانک
      آرزو نامداری
      ۸ روز پیش
      سلام جناب قیصری بزرگوار
      بسیار زیباو دلنشین سرافراز باشید خندانک خندانک خندانک
      علی قیصری
      علی قیصری
      ۶ روز پیش
      درود بانوی شاعر
      زیبایی در نگاه و شعرهای ناب شماست درود و مهر
      خندانک
      ارسال پاسخ
      شعله(م جلیلی)
      ۷ روز پیش
      اﻭ ” ﻣــﺮﺩ ” ﺍﺳﺖ
      خوابش از تو کوتاهتر و خواب ابدیش از تو طولانی….
      آسایش برایش مفهومش آسایش توست پس صبح تا شب درپی آسایشی است که سهمش را ازعشق تو میجوید…اگر آنرا دریابی!!
      ﺩستهایش ﺍﺯ ﺗﻮ زبرتر ﻭ ﭘﻬﻦ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ…
      تاحال به دستهایش نگاه کرده ای ؟ هیچگاه بدون خراش و زخم دیده ای؟
      ﺻﻮﺭﺗﺶ ﺗﻪ ﺭﯾﺸﻰ ﺩﺍﺭﺩ…
      ﺟـﺎﻯﹺ ﮔﺮﯾــﻪ ﮐﺮﺩﻥ، ﻣﻮﻫﺎﯾﺶ ﺳﻔﯿﺪ میشود…
      ﺍﻭ ﺑﺎ ﻫﻤــﺎﻥ ﺩستهای ﺯﺑﺮﺵ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﻣﯿﮑﻨﺪ…
      و ﺑﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﺻﻮﺭﺕ ﻧﺎﺻﺎﻑ ﻭ ﻧﺎﻣﻼﯾﻢ ﺗﻮ ﺭﺍ می بوسد ﻭ ﺗﻮ ﺁﺭﺍﻡ ﻣﯿﺸﻮﻯ…
      به او سخت نگیر..!
      او را خراب نکن..!
      ﺍﻭ ﺭﺍ “ﻧﺎﻣــــﺮﺩ” ﻧﺨﻮﺍﻥ..!
      ﺁﻧﻘﺪﺭ او را با ﭘﻮﻝ ﻭ ﺛــﺮﻭﺗﺶ اندازه گیری نکن..!
      کمی بوی تنش عرق آلود است طبیعتش اینست ؛حواسش به بو نیست؛ فکر نان شب است….
      ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧــــﺦ ﺑﺪﻩ ﺗﺎ ﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺑﺪﻭﺯﺩ…
      انتظار یک فنجان چای تلخ توقع زیادی نیست!!!
      از هر مرد ونامردی هرچه شنیده و دیده در صندوقچه قلبش پنهان کرده و آمده .اگر کم حرف میزند نمیخواهد کام تورا تلخ کند.
      ﻓﻘــــﻂ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺭﻭﺭﺍﺳﺖ ﺑﺎﺵ ﺗﺎ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺖ ﺑﺮﯾﺰﺩ…
      آن مردی که صحبتش را میکنم، خیلی تنهاتر از زن است..!
      ﻻﮎ ﺑﻪ ﻧﺎخنهایش ﻧﻤﯿﺰند ﮐﻪ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺩﻟﺶ یک ﺟﻮﺭﯼ ﺷﺪ، ﺩست هایش را ﺑﺎﺯ کند، ﻧﺎخنهایش را ﻧﮕﺎﻩ کند ﻭ ﺗﻪ ﺩﻟﺶ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺵ ﺧﻮﺷﺶ ﺑﯿﺎید..!
      ﻣﺮﺩ نمیتواند ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻟﺶ ﮔﺮﻓﺖ، به دوستش زنگ بزند، یک دل سیر گریه کند و سبک شود..!
      ﻣﺮﺩ، ﺩﺭﺩﻫﺎیش را ﺍﺷﮏ نمی کند، فرو می ریزد در قلبی که به وسعت دریاست…
      آری یک مرد همیشه تنهاست چراکه سنگ صبور همه است و خودشانه ای ندارد که سرش را روی آن بگذارد…
      یک ﻭقت هایی،
      یک ﺟﺎﻫﺎﯾﯽ،
      ﺑﺎﯾﺪ ﮔﻔﺖ:
      “میم” مثل ” مرد “
      علی قیصری
      علی قیصری
      ۶ روز پیش
      درود و سپاس مهرتان را
      شاد باشید و برقرار
      خندانک
      ارسال پاسخ
      شعله(م جلیلی)
      ۷ روز پیش
      درود جناب قیصری
      زیبا سرودید خندانک خندانک خندانک
      علی قیصری
      علی قیصری
      ۶ روز پیش
      درود و مهر
      نگاه زیبایتان را سپاس
      شاد باشید و برقرار
      خندانک
      ارسال پاسخ
      محمودرضا رافعی (رافع)
      ۷ روز پیش
      درودا استاد عزیز خندانک
      سرشار ار زیبایی ، همچون گلهای بهاری خندانک خندانک
      علی قیصری
      علی قیصری
      ۶ روز پیش
      درود جناب رافعی
      حضور حضرتعالی را سپاس خندانک
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      ارسال پیام خصوصی

      نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0