سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 10 اسفند 1399
    17 رجب 1442
      Sunday 28 Feb 2021

        پر نشاط ترین اشعار

        ذهن شما مانند کارخانه است. افکار شما مدیر تولید آن و نظرات دیگران مواد خام این کارخانه می باشد. پرمودا باترا

        يکشنبه ۱۰ اسفند

        خاطرات تلخ کودکی

        شعری از

        حسین هاشمی

        از دفتر عشق مجازی نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ ۹ روز پیش شماره ثبت ۹۵۸۱۷
          بازدید : ۲۹   |    نظرات : ۶

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر حسین هاشمی

        تمام خاطراتم را شکافتم دلم را باز به آتش من گداختم
        مرور خاطراتم زهره ماراست  تمام مطلبش اندوهناک  است
        نگاهی بر گذشته میکنم من مصیبتها تماشا میکنم من
        چقدر حسرت چقدر غم دارم آنجا
        یروز خوش فقط کم دارم آنجا
        شب و روزا سیاهی بود آنجا
        سیاهیها فراوان بود آنجا
        درآنجا لحظه هایی گشنه بودیم
        چه شب‌هایی که غمگین خفته بودیم
        یتیمهایی به حالم گریه کردن
        برایم تکه نانی هدیه کردن
        همه از ما جدا بودند انگار 
        مگر افتاده بودیم ماسر راه
        ترححم ها دلم را خون میکرد 
        مرا در بچگی بیمار میکرد 
        همه داشتن اتاق و زندگانی 
        برای ما فقط انبار کاهی
        همه داشتن لباس کدخدایی 
        لباس من تصدق های دایی
        همه می‌خوردن و خوشحال بودن 
        کنار خانواده شاد بودن
        بگم از روزگارم نانجیبیب بود
        خدا هم واسه ما یک غریب بود
        بوقت برف و باران در ده ما 
        اتاق خانه چکه وای بر ما
        تموم دلخوشیهای شبانه 
        فقط قصه شنیدن با بهانه
        گذشته روزگارم کرده تغییر
        هنوز هم من ندیدم ذره ای خیر
        بوقت کودکی شرمنده بودم
        تمام زندگی افسرده بودم
        یکم رد شد جوانی را که دیدم
        بگم خیر از جوانی هم ندیدم
        جوانی اشتباهاتی کردم
        دلم را من فدای یار کردم
        جوانی ساده و دلداده بودم
        جوانی عاشق و دیوانه بودم
        گدای عشق بودم خام بودم
        دلم را دست هرکس داده بودم
        دلم را تکه تکه کردو بردن
        دلم را پس فرستادند و رفتن
        دلم بامن چکارهایی نکردی
        مرا پیش همه رسوا که کردی
        دل ساده دل بی کس دل هرز
        بمیرم من برای تو شدی هرز
        کنم توبه نبازم دل به هرکس
        دلم را من ندم دست همه کس
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        ۸ روز پیش
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و شورانگیز بود
        دستمریزاد خندانک
        طوبی آهنگران
        ۸ روز پیش
        سلان جناب هاشمی
        بسیار زیبا
        ای غم دیگر برو حالا که من
        از تو شدم تو با دلم هم خانه شدی
        مجتبی شهنی
        ۸ روز پیش
        سلام و درود فراوان بر جناب هاشمی بزرگوار
        بسیار
        عالی
        بود خندانک
        مجتبی شهنی
        ۸ روز پیش
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک
        محمد باقر انصاری دزفولی
        ۸ روز پیش
        بداهه ای تقدیم شعر زیبای شما

        شاعرا شعرایت
        مشک ختن مست گلاب
        عشوه دارد شعرتو
        مستی دهد
        چون جام شراب
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        محمد  نوری
        ۸ روز پیش
        خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0