سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 3 تير 1400
    15 ذو القعدة 1442
      Thursday 24 Jun 2021

        بیشترین مخاطب

        کانال رسمی شعرناب

        بار پروردگارا، دلهاي ما را به باطل ميل مده پس از آنکه به حق هدايت فرمودي و به ما از لطف خود رحمتي عطا فرما، که تويي بسيار بخشنده (بي‌منّت). آل عمران آیه ۸

        پنجشنبه ۳ تير

        کودک زیگورات چغازنبیل

        شعری از

        محمود گندم کار وحید

        از دفتر اساطیر نوع شعر مثنوی

        ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۹ ۰۱:۵۳ شماره ثبت ۹۵۵۳۲
          بازدید : ۹۹   |    نظرات : ۲

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر محمود گندم کار وحید

        کودک زیگورات چغازنبیل
        جای پای کودکی گستاخ و  بازیگوش
        مانده بر نقش سفالین آجری درشوش
        گامهای کوچک آن کودک دوران
        در درون دشت  حاصلخیز خوزستان
        از هزاران سال و ماه و روز جاویدان
        در چغازنبیل شوشا معبد ویران
        چون شد آن دوران ؟ بگو  ای کودک دیروز
        جای پایت چون فسیل لشکری  پیروز
        تاکجا رفتی در این صحرای بی پایان
        سرنوشتت راچه شدای کودک  پنهان
        رد پاهایت شده گم در فراموشی
        یا که در سرداب سرد مرگ و خاموشی
        قصه ای می خوانمت از خواب دلتنگی
        در پسین روزگار ساکت و سنگی
        گوش کن تا خاطراتت را ز سر گیرم
        باخیالم تا کنارت بال و پر گیرم
        در شکوه و شوکت تاریخی این خاک
        سر کشیده معبدی از خاک تا افلاک
        برفراز پلکان بام زیگورات
        آنک امشب مانده ام از روزگاران مات
        شوش واین دروازه های قلعه ی زرمیخ
        شوش وآن  اسطوره های کهنه ی تاریخ
        پادشاه شهر شوشا شاه اونتاشگال
         مردمان سرزمینش ساده و خوشحال
        چون بنا گردید زیگورات غول آسا
        تا شود برمردمانش زندگی زیبا
        تاخدای شهر  دور اونتاشی ی عیلام
        را نمایند شکر در هر بامداد وشام
        آن خدای آسمان  شوش اینشوشناک
         اورمزد باستان در سرزمینی  پاک
        دشمن جنگاورش آشور بداقبال
        پنجه ی تیغ سپاهش آهنین چنگال
        عاقبت آشور بنی پال  دل اهریمن
        کرد آهنگ سقوط شوش و این میهن
        دشت شد زیر سپاه شوم وهم انگیز
        کاخها و شهرها از دشمنان لبریز
        ماند تنها یادشان بر  پهنه ی این دشت
        آه از خاموشی ی دوران بی برگشت
         
        از مجموعه شعر دفتر اساطیر
        سروده شده در 18بهمن 99
         
        پی نوشت :(منسوب به دوازده قرن پیش از میلاد) مجموعه‌ مذهبی دوراونتاش پیرامون ۱۲۵۰ پ. م (۱۲۴۰–۱۲۷۵ پ. م)،  در دوران شاه ایلامی اونتاش ناپیریشا، در ستایش «اینشوشیناک» ایزد نگهبان شوش ساخته شد.
        این بنا در اصل از ابنیهٔ سومری بوده که برای عبادت خدایان به شکل مرتفع ساخته می‌شده و در ممالک بین‌النهرین به وفور دیده می‌شود. از این ابنیه به جا مانده همچون زیگورات اور، زیگورات اتمنانکی،  زیگورات انلیل، زیگورات لارسا، زیگورات دور شاروکین در عراق نیز می‌توان نام برد
        . معبد چغازنبیل و دوراونتاش مانند بسیاری از شهرهای دیگر ایلام،  در جریان جنگ‌های ایلام و آشور، در یورش سال ۶۴۵ ق. م سپاه آشور  به سرکردگی «آشوربانی‌پال» ویران شدند
        کتیبه آفرینش در بخش تاریخی موزه ایران باستان کتیبه ای به چشم می خورد که به دستور شاه آن زمان ایلام و برای نگهبانی بر دروازه های وروردی زیگورات چغازنبیل قرار داده شده است.
         این کتیبه به شکل گاوی نر به ارتفاع 106 و بدن 108 سانتی متر است و جنس آن گل پخته ی لعابدار بر پشت گاو کتیبه ای به خط عیلامی نوشته شده :
        من اونتاش گال ، آجرهای طلایی را حکاکی کردم. در اینجا این نیایشگاه را (که شاهان قدیم نکردند آنچه را من کردم )  برای خدایان گال و اینشوشیناک ساختم . باشد که این کارهای من هدیه‌ای باشد برای خدایان و این را از من بپذیرند  و سایه محافظت کننده خود را برسر این مکان مقدس همچون یک نگهبان قرار دهند.  همچنین
        من این هدیه را ساختم تا زندگی طولانی به دست آورم، همواره سالم باشم و سپس این بنا را به تبارم واگذارکنم.
         باشد این خدا، این هدیه را همچون یک اقتدار معنوی بپذیرد
        در سطح آجرفرش بیرونی چغازنبیل بیش از چهار جای پای کودک و حیوان وجود دارد که به گفته کارشناسان این قدیمی ترین رد پای انسان در جهان است که تاکنون یافت شده است
        . همچنین جای پای حیواناتی مانند گربه روی این خشت ها وجود دارد که
        باستان شناسان علت آن را خشک کردن خشت ها در کنار دریا و در معرض نور خورشید که محل عبور حیوانات بوده و باعث خشک شدن جای پایشان روی آنها شده است، می دانند.
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        مجتبی شهنی
        پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۹ ۱۴:۳۳
        درود بزرگوار خندانک
        مجتبی شهنی
        پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۹ ۱۴:۳۴
        خندانک :
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        آخرین نقدهای شاعران سایت

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0