سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 28 دی 1399
    4 جمادى الثانية 1442
      Sunday 17 Jan 2021

        پر نشاط ترین اشعار

        شخصیت یک ملت را، ادبای آن ملت می سازند.پروفسور حسابی

        يکشنبه ۲۸ دی

        نیستی...

        شعری از

        محمدرضاجعفرزاده(بینوا)

        از دفتر شعرناب نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ جمعه ۱۴ آذر ۱۳۹۹ ۲۱:۴۴ شماره ثبت ۹۲۹۹۲
          بازدید : ۱۳۱   |    نظرات : ۲۴

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر محمدرضاجعفرزاده(بینوا)

        نیستی...دور از حضورت باز باران تا سحر
        می‌خورد بر بام و من با چشم گریان تا سحر_
        .
        شعر می‌خوانم که شاید دردِ دوری کم شود
        شعر می‌خوانم قریبِ چند دیوان تا سحر
        .
        نیستی...این غصه از وزن غزل‌ها خارج است
        مانده بر راهِ تو چشمان خیابان تا سحر 
        .
        در خیالم می‌نشینی هی صدایم میزنی
        در خیالم هی جوابت می‌دهم "جان" تا سحر
        .
        آسمان از دوریِ خورشید می‌بارد ولی
        می‌رسد این غصه هم آخر به پایان تا سحر...
        .
        باز من می‌مانم و شعری پر از دلتنگی و
        باز بی تو مثل هر شب می‌دهم جان تا سحر...
        ۱۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        يکشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۹ ۰۹:۵۰
        درود بزرگوار
        غزلی ناب و زیباست
        غمگین
        دستمریزاد خندانک
        محمدرضاجعفرزاده(بینوا)
        محمدرضاجعفرزاده(بینوا)
        يکشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۹ ۱۲:۱۹
        سپاسگزارم استاد چشمه عزیز 🌷🌹
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        يکشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۹ ۱۶:۱۸
        خندانک خندانک
        درودبرشما
        مثل همیشه عالی بود خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        محمدرضاجعفرزاده(بینوا)
        محمدرضاجعفرزاده(بینوا)
        دوشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۹ ۰۰:۵۷
        مثل همیشه لطف دارید 🌷
        متشکرم 🌹
        ارسال پاسخ
        عليرضا حكيم
        حدود ۱ ماه پیش
        درود بر شما جناب جعفر زاده عزیز
        غزلی زیبا بود در بحر رمل مثمن محذوف بی عیب و قوافی با ردیف همنوا هستند و ساز مخالف نمی زنند ردیف در تمام ابیات وابسته به قافیه است و اضافه نمی نماید.
        شروع خوبی داشت یاد آور « باز باران با ترانه می خورد بر بام خانه »از گلچین گیلانی
        ابیات یکی پس‌ از دیگری روان و بدون دست انداز است زبان شعر کهن نیست.شیرین و گوش نواز است.
        « نیستی این غصه از وزن غزلها خارج است » تصویر زببا و تخیل تازه و به جایی بودکه خارج از وزن بودن غزل و درد دوری زیباست.و در مصراع بعد «نیستی مانده به در چشم خیابان تا سحر» تشخیص زیبایی بود بیت بعد آسمان از دوری خورشید می بارد ولی
        «می رسد این غصه هم آخر به پایان تا سحر» بیت امیدوار کننده بود که این انتظار هم عاقبت روزی ثمر می دهد. آسمان از دوری خورشید می بارد استعاره خوبی بود و تصویر هم تازگی داشت.
        اگر این بیت بیت پایان می بود خیلی قشنگ می شد که دوباره درد دوری بر نگردد
        برای شاعر ارجمند آرزوی موفقیت روز افزون می کنم خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        محمدرضاجعفرزاده(بینوا)
        درود بر شما جناب حکیم عزیز
        با نظرتون کاملا موافقم و ممنونم از نقد ظریف و حکیمانه‌ی شما 🌹🌷🌻
        ارسال پاسخ
        مجید آبسالان
        يکشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۹ ۱۰:۵۴
        درود برشما شاعر گرانقدر
        بسیار عالی
        قلم زرینتون همیشه رقصان
        پایدار باشید و سربلند


        🌺🍃🌺 خندانک
        محمدرضاجعفرزاده(بینوا)
        محمدرضاجعفرزاده(بینوا)
        يکشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۹ ۱۲:۲۰
        درود بر شما شاعر گرامی 🌷
        متشکرم 🌹
        ارسال پاسخ
        حمید غرب
        يکشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۹ ۱۲:۱۵
        درود جناب جعفر زاده عزیز

        بسیار زیبا خصوصا با قافیه خوش آیند سحر و موج امیدواری چشمگیر در آن

        لحظه ها را میشمارم تا به پایان سفر
        میرسد خورشید راهم در بلندای سحر

        روزگارتان خوش
        خندانک خندانک خندانک
        محمدرضاجعفرزاده(بینوا)
        محمدرضاجعفرزاده(بینوا)
        يکشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۹ ۱۲:۲۱
        درود و سپاس شاعر ارجمند
        ممنونم از توجهتون 🌹💐
        ارسال پاسخ
        آرزو نامداری
        يکشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۹ ۱۴:۱۱
        سلام بسیار زیبا پاینده باشید خندانک خندانک خندانک
        محمدرضاجعفرزاده(بینوا)
        محمدرضاجعفرزاده(بینوا)
        دوشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۹ ۰۰:۵۸
        سلام
        متشکرم شاعر ارجمند 🌹
        ارسال پاسخ
        محمد باقر انصاری دزفولی
        يکشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۹ ۱۶:۲۴
        سلام شاعر گرامی
        مانند همیشه سرودی زیباازشماخواندم
        لذت بردم
        دستمریزا
        خندانک خندانک خندانک
        محمدرضاجعفرزاده(بینوا)
        محمدرضاجعفرزاده(بینوا)
        دوشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۹ ۰۰:۵۹
        سلام و سپاس جناب انصاری عزیز 🌹
        ارسال پاسخ
        سهیل خواجوند مانی
        يکشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۹ ۱۷:۱۱
        درود استاد
        زیبا سرودید
        خندانک خندانک خندانک
        محمدرضاجعفرزاده(بینوا)
        محمدرضاجعفرزاده(بینوا)
        دوشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۹ ۰۱:۰۱
        درود بر شما
        شایسته‌ی صفت استادی نیستم اما ممنونم ار توجهتون 🌹🌷
        ارسال پاسخ
        آرمان پرناک
        يکشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۹ ۲۲:۴۹
        نیستی...این غصه از وزن غزل‌ها خارج است
        مانده بر راهِ تو چشمان خیابان تا سحر

        در خیالم می‌نشینی هی صدایم میزنی
        در خیالم هی جوابت می‌دهم "جان" تا سحر

        احسنت به طبع تان. غزلی بی نهایت زیبا و دلچسب
        درود بیکران بر شما

        خندانک خندانک خندانک
        محمدرضاجعفرزاده(بینوا)
        محمدرضاجعفرزاده(بینوا)
        دوشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۹ ۰۱:۰۲
        درود و سپاس بیکران جناب پرناک عزیز 🌷🌹
        ارسال پاسخ
        مینا فتحی (آفاق)
        دوشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۹ ۰۲:۱۴
        درود جناب جعفرزاده

        در خیالم می‌نشینی هی صدایم میزنی
        در خیالم هی جوابت می‌دهم "جان" تا سحر

        شعری زیباست شاعرجوان
        مرحبا خندانک
        محمدرضاجعفرزاده(بینوا)
        محمدرضاجعفرزاده(بینوا)
        دوشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۹ ۱۱:۱۷
        درود بر شما بانو 🌷
        ممنونم از توجهتون 🌹
        ارسال پاسخ
        نسرین علی وردی زاده
        دوشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۹ ۱۳:۲۹
        باز هم رقص قلمتان غوغا می‌کند جناب جعفرزاده!
        درود بر شما که تا این اندازه با احساس می‌نویسید و واژه واژه حس و حالتان را در قالب شعر و غزل، تحویل مخاطب می‌دهید.

        لحظه‌ای چند به پای سروده‌هایتان نشستن، بسی برایم دلنشین است. زنده باشید و جاودان!
        منتظر سروده‌های زیبایتان هستم.🌺🌹
        محمدرضاجعفرزاده(بینوا)
        محمدرضاجعفرزاده(بینوا)
        دوشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۹ ۲۰:۰۴
        سلام و سپاس بیکران 🌷
        مثل همیشه به بنده لطف دارید بانو
        متشکرم 🌹
        ارسال پاسخ
        مهرداد مانا
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام دوست عزیز ... بنده هم با جناب حکیم موافقم
        و معتقدم بیتی که ایشان آنرا برای پایان شعر مناسب دانستند ، اگر اعمال شود زیبایی کارتان چند برابر خواهد شد . خندانک
        محمدرضاجعفرزاده(بینوا)
        سلام و سپاس جناب مانای گرامی💚
        بله نقد کاملا صحیحی بود
        متشکرم از توجهتون 🌹
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و تحلیل شعر شاعران

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0