سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 19 اسفند 1399
    26 رجب 1442
      Tuesday 9 Mar 2021

        پر نشاط ترین اشعار

        ذهن شما مانند کارخانه است. افکار شما مدیر تولید آن و نظرات دیگران مواد خام این کارخانه می باشد. پرمودا باترا

        سه شنبه ۱۹ اسفند

        لاابالی

        شعری از

        وحید سلیمی بنی

        از دفتر شعرناب نوع شعر آزاد

        ارسال شده در تاریخ يکشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۹ ۱۸:۴۲ شماره ثبت ۹۲۰۷۴
          بازدید : ۱۵۵   |    نظرات : ۴

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر وحید سلیمی بنی

        لاابالی
         
        خانم غربتی که فال گرفت 
        گفت باید که مرده را بکشم
         
        خواه ناخواه اتفاق افتاد
        جشن ویروس در شتاب ششم
         
        من عرق کرده بودم و شکمم
        پر دود سفید بهمن شد   
         
        فکر کردی که مستم و بی وزن
        یک پیاله بریز سست و خوشم
         
        وزوز افتاد توی ذهنم از
        آن زنیکه که "اِشَک اوغلی" بود
         
        روسری اش چقدر پولک داشت
        مثل وِرنیِ کفش ملی بود
         
        کفش ملی نگو که قافیه نیست
        باز با من بگومگو داری
         
        چرت سنگین من سبک شده است
        ای متکا چقدر رو داری
         
        جان محبوبه پیک را پر کن
        آب بقیه را هم آجر کن
         
        شاشدانت اگر که پر شد و سفت
        برو توی موال و شرشر کن
         
        وه چه رنگی! بنفش و خوشمزه است
        با گز اصفهان اگر بخوری
         
        هر زمانی که تیز کردی و
        قصد داری که نئشگی ببری
         
        نوک تیز قمه مواظب باش
        جایگاه را نقاره هم بلد است
         
        تو چطوری چپیدی آن پایین
        راه را کفش پاره هم بلد است
         
        هـ ی قبلی زیادی افتادی
        خب به من چه نگو به دست چپم
         
        پرزیدنت کی شده؟ ها؟ ها؟
        بگذارید تا کمی بکپم
         
        مُل سلیمان دواش خالص نیست
        کَمَکی حالت خفن دارد
         
        با گلی خانم محله ی خان؟
        خاک بر چوک این که زن دارد
         
        آسمان تف به ذات بی شرمت
        اخم کن امشب و تگرگ بریز
         
        روی داغیِ بالش زردم
        دو سه تا بیل خاک و مرگ بریز
         
        مردنم آرزوی خیلی هاست
        من بمیرم که نیش می میرد
         
        "نیش کژدم نه از ره کین است"
        راه در پیچ خویش می میرد
        ۳
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        محمد حسین اخباری
        دوشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۹ ۰۹:۲۷
        درود بر شما
        موفق باشید
        خندانک خندانک
        وحید سلیمی بنی
        وحید سلیمی بنی
        سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۹ ۱۲:۰۶
        درود بر جناب اخباری عزیز
        سپاس از حضورتان
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        دوشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۹ ۱۷:۲۶
        عزیز دل
        با این شعر زیبایت یاد بساط و ایوان اخبار و ......
        چقدر قشنگ بود
        وحید سلیمی بنی
        وحید سلیمی بنی
        سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۹ ۱۲:۰۷
        شاهرخ خان عزیز
        ممنونم که شریک هذیانم هستی دوست خوبم
        عزت زیاد
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0