سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 8 آذر 1399
    13 ربيع الثاني 1442
      Saturday 28 Nov 2020
        شخصیت یک ملت را، ادبای آن ملت می سازند.پروفسور حسابی

        شنبه ۸ آذر

        11

        شعری از

        سیده نسترن طالب زاده

        از دفتر خنده های آگلوتینه شده(کلاسیک پست مدرن) نوع شعر چهار پاره

        ارسال شده در تاریخ دوشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۹ ۰۷:۰۰ شماره ثبت ۹۱۰۵۵
          بازدید : ۶۳۱   |    نظرات : ۰

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        چرخیده نیروگاه های زندگی در باد
        ایماژ بژ پوشیده ای در شعرهای من
        عصیان عطرت در جهانی یائسه پیچید
        حالا بمان در خانه ام ،ای طرفه پیراهن ..

        اکتبرهای دربدر،موقوفه ی عشقند
        جیغ زنی در ماسه های ساحل ماهو
        بایاس جنگلهای  بکر و نام مولانا
        اغوای چشمان من و تفسیر گرم تو

        مثل هیولا ،در زمان مسخ ابعادت
        از دودمان فتنه انگیز عرب ،سرشار
        مثل شمیسا ،از،شراب محض آکنده
        حتما کبوتر با کبوتر ،بوسه با تکرار

        رگ زایی زیبای اختاپوس تصویرت
        دلسنجه های ترد بی انگار نارسیسیسم
        این مردگیها ،مثل یک طاعون رویاییست
        مثل دویدن تا چراغ سبز بوتولیسم

        روزی کسی میخواست تا نقاشیت باشد
        روزی زنی ... آن کورزاد پیر سفلیسی
        وقتی برای هوش جمعی، گریه میکردیم
        تا از خزان، کدهای آزادانه بنویسی

        سیمای ما ،آوای ما،تا عق زدن بر خویش
        دستان موسیقی من و ما را تکان میداد
        گیتار برقی ،ذهن کودکهای ما را خورد
        اتوپیای تازه ‌،تا انسان نشان میداد

        امضای قرآن ، پای آدمهای معمولیست
        در چهار فصل انعکاس خانه ای غمگین
        از زاپ ممنوع الوقوع کاخ باکینگهام
        از خودکشیهای مدام زادنی شیرین

        آن لاله های لیبرال مانده در میدان
        این لیلیان لولی آلوده ی فالانژ
        بوی تحصن در حصار مرگ تدریجی
        یخهای گنگ پرچمت در وقت پاتیناژ

        وقتی حسن موهای خود را میتراشیدو
        جغرافیای کار کودک ،پهن تر میشد
        وقتی علی ها،سبزپوش و حاکمند اما
        گوش سکوت از فقر بی اندازه کر میشد

        اکسایشی، در حلقه ی موهای شبرنگم
        ترکیب خون با کمپلکس آبی دریا
        شهر اگوستین ،پشت امواج تماشاییست
        با من بیا ،از مدخل مرموز این دنیا

        حتی اگر بودن پشیزی هم نمی ارزد
        حتی اگر توشیح ایمان ،واقعا جبریست
        تا راهبان در مانیای زیستن محوند
        در کشور ما، آسمانها دائما ابریست..






         
        ۶
        اشتراک گذاری این شعر

        نقد و تحلیل شعر شاعران

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0