سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 14 اسفند 1399
  • روز احسان و نيكوكاري
21 رجب 1442
    Thursday 4 Mar 2021

      پر نشاط ترین اشعار

      ذهن شما مانند کارخانه است. افکار شما مدیر تولید آن و نظرات دیگران مواد خام این کارخانه می باشد. پرمودا باترا

      پنجشنبه ۱۴ اسفند

      زندگی در ساحلی دیگر

      شعری از

      اصغر ناظمی

      از دفتر پله ی عروج نوع شعر چهار پاره

      ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۳ مهر ۱۳۹۹ ۰۸:۵۵ شماره ثبت ۹۰۴۷۷
        بازدید : ۱۴۴   |    نظرات : ۳۲

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر اصغر ناظمی

      پشت چشمان خویشتن دیری ست
      دان نپاشیده ام به قصد شکار
      زندگی را به ساحلی دیگر
      جسته ام ، کان بود حلاوت بار
       
      نیست نشانی زیورش بیداد
      بیش و اندک نه ، با مقام عشق
      هیچ آری ، به جبلتی دیگر
      زندگی نو شود با قیام عشق
       
      نیست در واژه عشق آدمی مستور
      نو به نو کشف کن همی در خویش
      عشق ،  خورشید عالم افروزست
      روشنی  آورد  تورا  در پیش 
       
      هست دریا مدام پیش دست
      سرخوشیم ما به صیّد مروارید
      عقل را کج نمی کند  انکار   
      دست بیمار شبهه و تردید
       
      زندگی ،  یافته معنیِ دیگر
      درفضایی که جذبه وشوراست
      نیست خلل درکسی همی مشهود
      چشم در هرچه بنگرد ، نوراست
       
      نیست اینجا بنفشه ای بی تاب
      باشقایق همی در آمیزد 
      هوش سرشار چلچله در باغ
      زندگی را زنو برانگیزد
       
      روی بازوی گرم تابستان
      شبنم صلحِ زندگی جاری ست
      نیست تلاقی میان شبدر ها
      تابش نوبه نو رمز هوشیاری ست
       
      گنج پنهانِ خویش را باید
      بلکه در خویشتن کنی پیدا
      راز هستی چنین نمایان است   
      عشق وشورست ونودمیدن ها
       
      اعتلا ، پَرتوِ سرشت ماست
      ارتقا یافته چیرگی بر آن
      روزگاری بشر شود بینا
      اعتلا ، ارتقا را کند میزان 
       
      اعتلا جلوه ای دگر دارد 
      ارتقا پیش آن بود بی رنگ
      زین دوبنگر کدام فهم ماست
      صلح و آشتی ، ویا دمادم جنگ
       
      *
      مرضی ،  کرده ذهن ما راکور 
      خلل افتاده  ،  در همه  ارکان
      همه اعضا ئ  ما شده ناقص 
      ننگریم هرچه ، تا بُنِ دندان
       
      مرضی کرده ذهن ما معیوب 
      باید آن را کنی مداوایش
      هست بهبودی تو معجزه ای
      که دگر می شوی  به آوایش
       
      نوکنی خود جهان دیگررا
      آن تورا بلکه مقصدِ شادی ست
      کرده ایم هرچه خویشتن مرعوب 
      نفی آن خود ، تمام آزادی ست
       
      آدمی ، گررهاشود زین دام
      بعداز آن هستی اش دگر گردد
      این خطاچونکه نیست بنیادین
      باش روزی که شب سحر گردد
       
      هست کنجناوی بشر رمزی
      عاقبت خود رها کنداز دام
      الغرض یابد او کمال خویش
      بعداز آن می شود ، بشر آرام
       
      گشته ناایمنی ز ذهن او
      قرنها بلکه بربشر تحمیل
      یابد  انسان از این بلای شوم
      زآنچه که هست بخویشتن تقلیل
       
       
       
       
       
      اعتلا ....تعالی یافتن ، رشد معنویت انسان است ولی
      ارتقا ..... ترقی یافتن  ، رشد مادی در آدمی ست
       
       
      ۱۴
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      شنبه ۵ مهر ۱۳۹۹ ۰۸:۲۱
      درود استاد عزیز
      بسیار زیبا و دلنشین بود
      حکیمانه و آموزنده
      امید بخش
      دستمریزاد خندانک
      اصغر ناظمی
      اصغر ناظمی
      شنبه ۵ مهر ۱۳۹۹ ۱۶:۲۸
      سلام
      دوست بزرگوار
      واستاد گرامی
      ممنون از شما
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      شنبه ۵ مهر ۱۳۹۹ ۱۱:۵۴
      خندانک
      درودبرشما
      زیبا قلم زدید خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      اصغر ناظمی
      اصغر ناظمی
      شنبه ۵ مهر ۱۳۹۹ ۱۶:۲۲
      سلام
      بانوی گرامی
      حسن نگاه شما ست که زیبا نگرید
      ارسال پاسخ
      فاضل فخرالدینی تخلص (مالک)
      شنبه ۵ مهر ۱۳۹۹ ۰۸:۱۱
      سلام و عرض ادب
      درود فراوان بر شما استاد بزرگوار
      بسیار زیبا و دلنشین سرودید
      زنده باشید به مهر
      🌼🌼🌼
      اصغر ناظمی
      اصغر ناظمی
      شنبه ۵ مهر ۱۳۹۹ ۱۶:۲۲
      سلام
      ودرودها
      دوست وسرور گرامی
      ارسال پاسخ
      بهروز ابراهیمیان
      شنبه ۵ مهر ۱۳۹۹ ۱۱:۰۸
      بسیار زیبا و دلنشین بود درودبرشماشاعرگرامی
      اصغر ناظمی
      اصغر ناظمی
      شنبه ۵ مهر ۱۳۹۹ ۱۶:۲۳
      سلام
      وعرض ادب
      خدمت شما شاعر گرامی
      ارسال پاسخ
      امید کیانی (امید)
      شنبه ۵ مهر ۱۳۹۹ ۱۱:۳۲
      دلتون اینه پرداز شقایق
      لبتون قدح نوش شراب عشق

      درودها استاد ادب و شاعر گرانمهر

      خندانک خندانک
      احسنت بر شما
      زیبا چهارپاره‌ای خوندم👍👌🌺

      اصغر ناظمی
      اصغر ناظمی
      شنبه ۵ مهر ۱۳۹۹ ۱۶:۲۴
      درود
      وسپاس
      سرور گرامی
      ممنون از نگاه مهربا ن تان
      ارسال پاسخ
      بهرام معینی (داریان)
      شنبه ۵ مهر ۱۳۹۹ ۱۱:۳۴
      درود فراوان استاد فاضل وادیب فرزانه جناب ناظمی عزیز وارجمند 🌷
      بسیار زیبا وپر محتوا ودلنشین سروده اید 🌷
      دستمریزاد 🌷
      ایام بکام 🌷
      در پناه حق 🌷
      اصغر ناظمی
      اصغر ناظمی
      شنبه ۵ مهر ۱۳۹۹ ۱۶:۲۵
      سلام
      دوست بزرگوار
      ممنون از شما و نگاه مهربانتان
      ارسال پاسخ
      دانیال شریفی ( دادار تکست )
      شنبه ۵ مهر ۱۳۹۹ ۱۲:۱۶
      خندانک خندانک زیبا و حکیمانه خندانک خندانک

      لایک شد شعرتون دوست عزیزم🌹👍
      اصغر ناظمی
      اصغر ناظمی
      شنبه ۵ مهر ۱۳۹۹ ۱۶:۲۵
      سلام
      ودرودها
      سرور گرامی
      ارسال پاسخ
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      شنبه ۵ مهر ۱۳۹۹ ۱۳:۵۱
      درووود
      رفيق و استاد مثل هميشه
      خوب
      اصغر ناظمی
      اصغر ناظمی
      شنبه ۵ مهر ۱۳۹۹ ۱۶:۲۶
      سلام
      رفیق خوب و شفیقم
      ممنون از شما
      ارسال پاسخ
      قربانعلی فتحی  (تختی)
      شنبه ۵ مهر ۱۳۹۹ ۱۴:۲۲
      سلام ودرود فراوان استاد بزرگوار
      بسیار عالی وبسیار زیبا
      وپسندیده خندانک خندانک خندانک خندانک
      اصغر ناظمی
      اصغر ناظمی
      شنبه ۵ مهر ۱۳۹۹ ۱۶:۲۷
      سلام
      دوست گرامی
      باتشکر از نگاه بزرگوارانه شما
      ارسال پاسخ
      رامینه خوشنام
      شنبه ۵ مهر ۱۳۹۹ ۱۶:۳۲
      درود استاد بزرگوار
      زیبا بود ماناباشید 🌹 🌹
      اصغر ناظمی
      اصغر ناظمی
      شنبه ۵ مهر ۱۳۹۹ ۱۶:۵۷
      درودها
      برشما شاعر گرامی
      ارسال پاسخ
      حسین راستگو
      شنبه ۵ مهر ۱۳۹۹ ۱۸:۳۴
      سلام و عرض ادب
      گشته ناایمنی ز ذهن او
      قرنها بلکه بربشر تحمیل
      یابد انسان از این بلای شوم
      زآنچه که هست بخویشتن تقلیل
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      اصغر ناظمی
      اصغر ناظمی
      شنبه ۵ مهر ۱۳۹۹ ۱۹:۲۹
      سلام
      ودرود
      دوست گرامی
      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      شنبه ۵ مهر ۱۳۹۹ ۲۲:۳۳
      درود بر شما خندانک خندانک خندانک
      اصغر ناظمی
      اصغر ناظمی
      يکشنبه ۶ مهر ۱۳۹۹ ۰۹:۲۶
      سلام
      ودرود
      گرامی
      ارسال پاسخ
      مهدی ملکی الف
      يکشنبه ۶ مهر ۱۳۹۹ ۰۳:۱۱
      احسنت
      اصغر ناظمی
      اصغر ناظمی
      يکشنبه ۶ مهر ۱۳۹۹ ۰۹:۲۷
      سلام
      وعرض ادب بزرگوار
      ارسال پاسخ
      قربانعلی فتحی  (تختی)
      يکشنبه ۶ مهر ۱۳۹۹ ۱۹:۰۷
      سلام ودرود فراوان
      بسیار عالی واموزنده
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      اصغر ناظمی
      اصغر ناظمی
      يکشنبه ۶ مهر ۱۳۹۹ ۲۱:۵۶
      سلام
      ودرودها
      برشما دوست بزرگوار
      ارسال پاسخ
      ایمان اسماعیلی (راجی)
      دوشنبه ۷ مهر ۱۳۹۹ ۰۰:۲۸
      سلام و درود جناب ناظمی
      بسیار زیبا دلنشین بود
      زنده باد🌹🌹🌹
      اصغر ناظمی
      اصغر ناظمی
      سه شنبه ۸ مهر ۱۳۹۹ ۲۰:۱۲
      باسلام
      از حسن نگاه شماست
      ارسال پاسخ
      محمد حسین اخباری
      دوشنبه ۷ مهر ۱۳۹۹ ۱۵:۳۷
      باسلام
      بسیار بسیار زیباست
      در وزن ( فاعلاتن ، مفعلن، فع لن)
      ولی چون اجازه نقد دادهاید با احترام و اختصار عر ض میشود بعضی از مصراعهاتان لغزش وزنی دارند
      که به اختصار به یکی از آنها اشاره می شود
      "نیست در واژه عشق آدمی مستور" در این مصرا ع از دو کلمه ی ( عشق و واژه) یکی اضافه است میتوانید بفرمایید
      نیست در عشق، آدمی مستور)
      با آرزوی بهترینها برا شما بزرگوار
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک


      اصغر ناظمی
      اصغر ناظمی
      سه شنبه ۸ مهر ۱۳۹۹ ۲۰:۲۷
      سلام
      براستاد گرامی
      ممنون از نقد و نظر مبارک تان
      درسروده آمده : نیست در واژه ، عشق آدمی مستور . آری در حرف و کلمه چه عریان و عیان و چه پنهان و پوشیده ، معنا ومفهوم واقعی عشق وجود ندارد ، بلکه این آدمی ست که باید باتزکیه و تطهیر درون (ذهن خویش) به عشق حقیقی دست بیابد که غلبه ی معنا مراوادار به سرودن و گفتن این مفهوم می کند ، قافیه اندیشم و دلدار من /گویدم میاندیش جز دیدار من (مولانا)
      اگر بخواهم مصرع را تغییر بدهم که با وزن مقارن باشد ، باید مصرعی را جایگزین کنم که مفهومِ غیبت عشق را نیز در خود داشته باشد . شاید به همین دلیل سهل انگارانه از کنار آن عبور می کنم.
      می توان گفت ؛ نیست در واژه عشق خود مستور
      ولی ، امان از دست وزن و قافیه که مارا در بن بست قرار میدهد....که گاه مجبور می شویم ، حرف یعنی هیچ را بر مفهوم ارجح بدانیم
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0