سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 20 تير 1399
    21 ذو القعدة 1441
      Friday 10 Jul 2020
        الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿۱۸﴾به سخن گوش فرامى‏ دهند و بهترين آن را پيروى مى كنند اينانند كه خدايشان راه نموده و اينانند همان خردمندان (سوره الزمر

        جمعه ۲۰ تير

        پنجره ها درد دارند

        شعری از

        مسعود اسماعیلی

        از دفتر تاریکی نوع شعر سپید

        ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۸۶۱۸۶
          بازدید : ۶۱   |    نظرات : ۱۲

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر مسعود اسماعیلی

        من آخرین پنجره از دردِ خویشم 
        که شیشه بیرون میریزد از پنجره 
        پنجره بیرون میریزد از پنجره 
        عصیانِ زخم خورده در لولای در 
        زخم در بازوی دستگیره ،
        آرام صدایم کنید 
        مویه های مکررم قندیل بسته 
        قدم ها که در پاهایم عقب گرد گرفته 
        فرمان از انگشتانِ دستانم زخمِ ناسورِ فرزند گرفته
        هر گوشه از شعر هایم جنگی یکطرفه است 
        و هزاران زخمی از زخم های بی داور 
        تاول به جانِ جملاتِ سرکشِ سر زده ام رسیده 
        و قشونی که پشت به پشت 
        به سق دهانم ماتم گرفته 
        فراموشی تردید دوباره‌ی تمرض است 
        آنگاهی که موریانه وار پیچ پیچ 
        کشاله های در هم گره خورده خویش را 
        در هم میبافی،
        و بافت سرت بین انگشتانت مور مور میکند 
        من آخرین پنجره ام در انزوایی جوانیم 
        و باد در دستانِ بارورِ نخلستان صحرا ،صحرا
        صخره میشکند 
        فنجانی در مجاورت صورتم 
        هرگاه چشم به مردمک های نیم زنده ام میدوزد 
        خیال پریدن آرزو میکند
        تا در هم بشکند و شکسته های در هم شکسته را
        باز یابد در صلیبِ خود ساخته‌ی سازه کارش،
        آسمان از پهنای صورتم 
        چه ملموسانه می‌گذرد 
        و شیار ابرها در زخم های کهنه ام
        بوی تعفنِ سقط لخته ای را وجب میزند،
        پشت سرم دیوار 
        روبریم دیوار 
        و تا چشم های دیگری دیوار در دیوار 
        فقط دیوار 
        و هیچ قاصدکی خبر از روز نخست نخواهد آورد 
        که من آخرین پنجره از دردِ خویشم
        و صدای ریل قطار از روی 
        جسدم خورده شیشه پرت می‌کند ،
        انطرفِ من بهارستان است و دستانم 
        در دهانِ یک نهنگ دریا را اندازه میزند،
        و‌ پنجره می‌تواند با نگاهی بمیرد ...
        #مسعوداسماعیلی 
        #پنجرها_درد_دارند
        ۵
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        حدود ۱ ماه پیش
        غمگین و زیبا بود خندانک
        مسعود اسماعیلی
        مسعود اسماعیلی
        حدود ۱ ماه پیش
        درود به شما .جهان سپاس خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد باقر انصاری دزفولی
        حدود ۱ ماه پیش
        شعر بسیار زیبایی
        خوندم
        درودبرشما شاعر دانا
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        مسعود اسماعیلی
        مسعود اسماعیلی
        حدود ۱ ماه پیش
        درود به شما استاد .ممنونم که همراهی میکنید و می‌خونید
        خوشحالم مورد پسند شما بود خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد حسین اخباری
        حدود ۱ ماه پیش
        زیباست
        موفق باشید
        خندانک خندانک
        مسعود اسماعیلی
        مسعود اسماعیلی
        حدود ۱ ماه پیش
        ارادتمندم .جهان سپاس خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        قربانعلی فتحی  (تختی)
        حدود ۱ ماه پیش
        درود وسلام استاد اسماعیلی
        بسیار عالی موفق باشی
        خندانک خندانک خندانک
        مسعود اسماعیلی
        مسعود اسماعیلی
        حدود ۱ ماه پیش
        عرض ادب .ممنونم از مهرتون خندانک خندانک خندانک عالی نگاه شماست
        ارسال پاسخ
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        حدود ۱ ماه پیش
        درود جناب اسماعیلی عزیز
        عالی بود بزرگوار
        زنده باد 🌹🌹
        مسعود اسماعیلی
        مسعود اسماعیلی
        حدود ۱ ماه پیش
        عرض ادب دوست عزیزم
        ممنونم از نگاهت خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مهدیس رحمانی
        حدود ۱ ماه پیش
        درودها جناب اسماعیلی خندانک خندانک
        رقص قلمتان مانا خندانک
        مسعود اسماعیلی
        مسعود اسماعیلی
        حدود ۱ ماه پیش
        درود و احترام
        ممنونم مهربانو
        شاعر توانایی هستید و رقص قلم عجیب زیبای دارید
        همراه نوشته هاتون سبق میبرم
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد کامل شعر یا اثر

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0