سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 12 خرداد 1399
    10 شوال 1441
      Monday 1 Jun 2020

        ورود به کارگاهها

        یا مَنِ اسْمُهُ دَواءٌ وَ ذِکرُهُ شِفاءٌ . ای آن که نامش دوا و یادش شفا است

        دوشنبه ۱۲ خرداد

        2-2

        شعری از

        فرزانه افروز(فرزانه)

        از دفتر شعرناب نوع شعر دلنوشته

        ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۸۵۰۶۸
          بازدید : ۵۵   |    نظرات : ۳

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر فرزانه افروز(فرزانه)
        آخرین اشعار ناب فرزانه افروز(فرزانه)

        دراین  دنیاکه کوتاه است وفانی
        ماندگاریم چندروزی چندصباحی
        دورباشیم ازتکبرخودپسندی  خودستایی
        چون که داریم امتیازی یاکه گاهی هنروموفقیت
        پس دگرماعقل کلیم بردگران داریم بزرگی ارجحیت
        بایست که باشیم درمرکزقدرت 
        دگران بایدکنندازمااطاعت 
        کس نداردحق هیچ نقدوشکایت
        چون که مابی عیب ونقصیم وداریم بهترین هوش وعملکردوذکاوت
        ازتکبرخرده گیری وملامت ، می بریم بسیارلذت
        می کنیم احساس برتری وقدرت
        گرکه باتحصیل دانش ماشویم همراه اهل معرفت
        برسیم به یک پست ومقام وموقعیت
        ازبرای کسب شهرت وحمایت
        ظاهرامی نماییم خودراخردمندبامحبت
        باطنااماهنوزهم پرزجهل وپرزنخوت
        بازهم پنهان ودورازچشم فردعاقل بامعرفت
        همچنان زورمی گوییم به افرادضعیف وبی بضاعت
        بعدآن هم هیچ نداریم احساس خجالت وندامت
        ازبرای خودنمایی درقوانین می بریم دست
        می گذاریم یک اصول پرتکلف یاکه بدعت
        چشم به راهیم تاببینیم اشتباهی هرچقدرکم اهمیت
        آن وقت به این بهانه که می کنیم نظم وقانون رارعایت
        می گشاییم لب به تحقیرونصیحت وملامت
        تادهیم جولان ویک نمایش قدرت
        به خیال باطلمان هم داریم بزرگی وشرافت
        باکسی داریم دوستی ومودت
        که قوی است وپرقدرت 
        ارادتمان به اونیست ازسروفاوصداقت
        تملق است تا که ببینیم ازاوخیرومنفعت
        وقتی که دگرنداشت قدرت وابهت
        حرمتش میشکنیم خیلی راحت
        بی هیچ حساب نان ونمک وحساب رفاقت
        ازلحاظ وضع واوضاع معیشت
        اکثرامادررفاهیم ونداریم هیچ کمبودومحنت
        جای تاسف است که ذات وسرشتمان  اینچنین هست  بی خیروبی محبت
         
        افراد دودسته هستندیک دسته ازخدمت کردن به دیگران وشرافتمندانه زندگی کردن احساس بزرگی وافتخارمیکنندودسته دیگراز سلطه گری ومتکبرانه رفتارکردن وگاهی ازخردکردن شخصیت دیگران احساس عزت وبزرگی می کنندتعلیم دادن این عده اشتباه است که تازه باتحصیل کردن مکارترمیشوندوبیشترظلم میکننداین گروه همیشه بایدتحت کنترل قانون باشندتاجرات گستاخی کردن  نداشته باشند
        این شعرهم شرح حال ناظمی است که نه تنهابه دانش آموزان وخانواده هابلکه به همکارانش هم بی احترامی میکردمدیرمدرسه قراربودبازنشته شودواین خانم مدیرجدید شود چندبارکه به مدرسه رفته بودم می دیدم که وقتی مدیردرحال صحبت کردن بودصحبت مدیرراقطع میکردوحرفی مخالف نظرمدیررااعلام می نمودمدیرناراحت میشدولی چون خانم باوقاری بودگذشت می کردوچیزی نمی گفت
        یک روزاواسط آبان ماه وروزتعطیلی معلم دوم دبستان بود که ناظم سرکلاس رفته بودویکی ازدانش آموزان (که به گفته تمام معلمان دانش آموزممتازدرس خوان وبسیاربسیارآرام وباادب است)آن روزدفترمشقش رانبرده بودوکلمات سخت رادردفترنقاشی اش می نوشت که آن خانم هنگام ردشدن ازنیمکت آن دانش آموزمتوجه میشه وباکتاب برسردانش آموزمیزنه که اگرباخط کش روی دست دانش آموززده بودبازهم قابل بخشش بودولی توی سرزدن قضیه اش فرق میکنه والبته این دفعه اول نبودکه این خانم بی احترامی میکردومی دیدم که به خانواده هاودانش آموزان دیگرهم بی احترامی میکردو واقعا باید برخوردعاقلانه ای صورت می گرفت خلاصه ازرفتارنسنجیده وسطح پایین این خانم تحصیلکرده مدیر باخبرشدوآن ناظم توبیخ شد
        آن خانم مدیرفهیم ومهربان بازنشسته شدندوبه پاس تقدیراززحمات چندساله ی ایشان واینکه زمین آن مدرسه راپدربزرگوارشان وقف کرده بودند متن تشکرآمیزی به صورت نثرنوشته شدوخطاط هنرمندی باخطی زیباخطاطی نمودندقاب کردیم وتقدیم حضورشان نمودیم خوشحال شدندوازخوشحالی این معلم فهیم ومهربان دل من چندین برابربیشترشادشد
         
        زندگی پرزآمدن هاورفتن هاست
         
        زندگی پرزدیداروآشنایی وعاقبت جدایی هاست
         
        دست مانیست رسم وقانون  روزگاراینچنین برپاست
         
        آنچه درتوان ودروظیفه ی ماست
         
        داشتن قلب پرمهروبی ریاست
         
        احترام به حقوق وشخصیت انسان هاست
         
        راه ورسم معلم است که الگوی فرزندان ماست
         
        به همین خاطر است که معلمی شغل انبیاست
         
        ..........معلم منصفیست که روسفید درپیشگاه خداست
         
        هرکجاهست سلامت باشدوبداند
         
        که محبت وخاطره اش همیشه درذهن ماست
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        ۲ هفته پیش
        بسیار زیبا و آموزنده بود خندانک خندانک
        مسعود میناآباد  مسعود م
        ۲ هفته پیش
        بانوی گرامی
        درود بر شما ...
        --------------- خندانک خندانک خندانک
        چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون
        دلـــــــم را دوزخی ســازد دو چشـــــمم را کند جیحون

        چه دانســــــــــتم که ســــــــــیلابی مــــــــــــــرا ناگاه برباید
        چو کشـــتی ام دراندازد میـــــــــــــــان قلـــــــــزم پرخون
        ------------------------------------ مولوی « دیوان شمس »
        محمد باقر انصاری دزفولی
        ۲ هفته پیش
        باعرض ارادت
        شاعر بزرگوار
        قلمتان همیشه جاودان بادا
        همیشه سربلند وبرقرار باشید
        هزاران درود
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد کامل شعر یا اثر

        نظرات

        مشاعره

        گفتگوی کارگاهی

        کاربران اشتراک دار

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0