سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 12 خرداد 1399
    10 شوال 1441
      Monday 1 Jun 2020

        ورود به کارگاهها

        یا مَنِ اسْمُهُ دَواءٌ وَ ذِکرُهُ شِفاءٌ . ای آن که نامش دوا و یادش شفا است

        دوشنبه ۱۲ خرداد

        تکرارِ زیبای حروف درکلمات

        شعری از

        بهمن بیدقی

        از دفتر شعرناب نوع شعر آزاد

        ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۸۴۶۲۱
          بازدید : ۴۳   |    نظرات : ۱۴

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر بهمن بیدقی

        تکرارِ زیبای حروف در کلمات
         
        دمدمای صبح بود
        ماه می رفت که به دیگر سو بتابد
        شیفت شب اش اینجا ،
        لحظه های پایانش بود
        کَم کَمَک خورشید می آمد
        شیفت اش آغاز شده بود
         
        این دو روح هم باز ،
        با کسب مجوز ،
        از خدایِ اعجاز ،
        به جسمشان ، هبوطی کردند
        با صبح بخیری زیبا ،
        عشق را به سادگی ،
        با زِمزِمه ای قشنگ ،
        مروری کردند
        روح وجسمِ هم ،
        در زَم زَم عشقی پاک ،
        ریختند چون شکر
        غلت زنان ،
        آن شکر، حل میکردند
        مثل همیشه زُل زدند برهم
        بِربِر هم را به شوق ،
        نگاهی کردند
         
        جایی دربیرون صدایی آمد
        شنیدند دو نفر
        همهمه می کردند
        گوششان را مثل خرگوش تیزکردند
        انگارصدای گریه بود
        گریه ای که ز شدّتش،
        انگار، هِق هِق می کردند
        یادشان آمد مضطرب نشوند
        باز آنهایند ، همسایه ی آنطرفی
        همه رسواییِ گفتار،
        برشان انگارعادت شده بود
        اینهمه زخم زبان برهم ،
        به سانِ لقلقه می کردند
        خجالت درِشان انگار دیگرمرده بود
        که به وقت و بی وقت ،  
        به پای هم می پیچیدند ،
        هِی  ولوله می کردند
        همه کارشان به تکرار بود
        در شادی هم ،
        همانها بودند که هلهله می‌کردند
        همه این کارها را زنجیروار ،
        چون سلسله میکردند
        مردم از دستشان عاصی
        از لرزشِ روح و تن ناراضی
        از سلبِ آرامشی که ،
        آندو زلزله میکردند
         
        این دوهم نیمه های شب بود ،
        که زِ فرط خستگی  
        کرکره ی چشمانشان افتاد
        مغزشان خوابید
        وگرنه باید تا صبح ،
        گوش به آن دو ناآرامِ چون فرفره میکردند
        اگر ازشدت خواب غش نمی کردند ،
        باید باز ، گوش به تکرار صداهایِ ،
         آندو جغجغه میکردند
        به هم گفتند : آنها چه مرگشونه ؟
        آنها خواب ندارند؟
        خسته نمی شوند؟
        چون بیست و چهارساعته با هم ،
        کل کل می‌کردند
        وقتی هم که چند ثانیه ای باهم خوب بودند
        بلند بلند ،
        هِرهِر می‌کردند
         
        از پنجره ، چشمشان به بیرون افتاد
        دانه های باران با طراوت ،
        شادمانه می ریخت
        دانه دانه های باران ،
        همچون چتربازان
        در فرودهایشان ،
        شُرشُر می کردند
        بعضی از قطره های باران
        مثلِ مردِعنکبوتی ،
        به شیشه می چسبیدند ،
        این دو را که شاد بودند،
        بِربِر باخنده ای نمکین ،
        نگاه می کردند
         
        یک عشقِ ساده در اتاق جاری بود
        چند دقیقه بعد ،
        آنها بودند که جهت صبحانه ،
        بَربَری را با چای شیرین و پنیر،
        عاشقانه با ولع ،
        با لبانی خندان که پُر از محبت بود ،
        مِیل می کردند                                          
         
        بهمن بیدقی 99/1/3
        ۲
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        حدود ۱ ماه پیش
        بسیار زیبا و جالب بود خندانک
        بهمن بیدقی
        بهمن بیدقی
        حدود ۱ ماه پیش
        باسلام وعرض ارادت بزرگوار
        ممنونم از لطفتون
        ارسال پاسخ
        بهرام معینی (داریان)
        حدود ۱ ماه پیش
        درود زیبا ودل نشین سروده ایست جناب بیدقی ادیب فرزانه 🌷
        مستدام در پناه حق 🌷
        بهمن بیدقی
        بهمن بیدقی
        حدود ۱ ماه پیش
        باسلام و عرض ادب واحترام استاد بزرگوار
        سپاسگزارم از همراهی ارزشمند و نگاه پر از مهر و محبتتان
        پاینده باشید و همیشه شادمانه
        ارسال پاسخ
        محمد باقر انصاری دزفولی
        حدود ۱ ماه پیش
        باعرض سلام
        ادیب وشاعرواستاد بزرگوار
        کلامت روان
        سرودت زیبا
        جلوه های پرشور در قلمتان هویدا
        درود ، درود ، درود خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        بهمن بیدقی
        بهمن بیدقی
        حدود ۱ ماه پیش
        باسلام و عرض ادب واحترام استاد بزرگوار
        سپاسگزارم از همراهی ارزشمند و نگاه پر از مهر و محبتتان
        پاینده باشید و همیشه شادمانه


        ارسال پاسخ
        ابوالحسن انصاری (الف رها)
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام ودرود.......... خندانک
        بهمن بیدقی
        بهمن بیدقی
        حدود ۱ ماه پیش
        باسلام وعرض ارادت بزرگوار
        ممنونم از لطفتون
        ارسال پاسخ
        علیرضا بنایی
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام و درود بر شاعر گرامی
        بسیار زیبا
        احسنت
        خندانک خندانک
        بهمن بیدقی
        بهمن بیدقی
        حدود ۱ ماه پیش
        باسلام وعرض ارادت بزرگوار
        ممنونم از لطفتون
        سپاس
        ارسال پاسخ
        محمودرضا رافعی (رافع)
        حدود ۱ ماه پیش
        تکرار حروف را خیلی جالب به شعر آوردید خندانک
        سپاس استاد خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        زیبا سرودید خندانک خندانک
        بهمن بیدقی
        بهمن بیدقی
        حدود ۱ ماه پیش
        باسلام وعرض ارادت استادبزرگوار
        سپاس بیکران از لطف بی پایانتان
        ارسال پاسخ
        مهدی شهبازی
        حدود ۱ ماه پیش
        درود بر شما بسیار زیبا سرودید خندانک
        بهمن بیدقی
        بهمن بیدقی
        حدود ۱ ماه پیش
        باسلام وعرض ادب و احترام بزرگوار
        سپاسگزارم از نگاه پر از مهر و محبتتان
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد کامل شعر یا اثر

        نظرات

        مشاعره

        گفتگوی کارگاهی

        کاربران اشتراک دار

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0