سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 14 خرداد 1399
  • رحلت حضرت امام خميني -ره- رهبر كبير انقلاب و بنيان‌گذار جمهوري اسلامي ايران، 1368هـ ش
  • انتخاب حضرت آيت الله خامنه‌اي به رهبري، 1368 هـ ش
12 شوال 1441
    Wednesday 3 Jun 2020

      ورود به کارگاهها

      یا مَنِ اسْمُهُ دَواءٌ وَ ذِکرُهُ شِفاءٌ . ای آن که نامش دوا و یادش شفا است

      چهارشنبه ۱۴ خرداد

      حسن ازل

      شعری از

      محمدعلی جعفریان(عاشق)

      از دفتر برای با تو بودن(ما برای با تو بودن کوچکیم) نوع شعر غزل

      ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۹۸ ۱۱:۴۹ شماره ثبت ۷۸۴۱۶
        بازدید : ۱۳۹   |    نظرات : ۸

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر محمدعلی جعفریان(عاشق)

      حسن ازل
       
      اسّ و اساس عالم هستی حسین است
      هم ساغر و پیمانه مستی حسین است
      روز ازل هستی به یمنش خلق گردید
      پیمانه مستی به یمنش خلق گردید
      پلکی زد و صد کهکشان اختر فشان شد
      بر عالم هستی چو چشم خویش بگشود
      عاشق جهانی را به عشق خویش فرمود
      عالم همه ذره شد و ذرات خورشید
      بر ذره ها وقتی نگاه او درخشید
      سیاره ها حجاج و او شد خانه ی عشق
      مستانِ مست باده ی پیمانه ی عشق
      استارگان محو نگاه چشم مستش
      داده تمام اختیار دل به دستش
      چشمک زنان از شدت نور جمالش
      هر یک به لب شعر تر وصف کمالش
      هوهو کنان گیسو فشانده کهکشانها
      ربّی هوالحق گو تمام آسمانها
      جمله فقط یک نقطه ی خال لب او
      محو تجلای دو زلف چون شبِ او
      لب را گشود و شد تکلم در تکلم
      خندید تا یکسر کند عالم تبسم
      با واژه ی لعل لبش خلقِ الفبا
      با الفِ و با آب و حیات آغاز با ،با
      پیشانی او گستره ی عرش الهی
      خطِّ غبارش رحمت فرشِ الهی
      موی سیاهش آیه  واللیلِ یخشی
      خلقِ تمام ظلمتِ دیجور شبها
      ابروی او دوکهکشان پیوسته با هم
      اجزای هریک ! یک به یک دل بسته باهم
      دو امتدادِ غرب و شرقِ آفرینش
      دو مدِّ بسم الله و برق آفرینش
      دو چشم دو خورشید-خورشیدِ جهانتاب-
      کی می تواند آورد در پیش ِ آن، تاب
      سیر نگاهش مثل طوفانی عظیم است
      صور سرافیل است خود! عظم رمیم است
      با هر نگاهش زندگی میگسترد او
      صدها هزاران شعر ِ تر می پرورد او
      با موج ِ اقیانوسی چشمان ِ مستش
      داده خدا دلهای عالم را به دستش
      قامت مگو! قد قامت ِ قامت سماوات
      هر دل برای عشق او پر از علامات
      دستش اجابت را میان خود گرفته
      چون پیکری کو را چو جان ِ خود گرفته
      از هیبتش حق، خلق کرده هیبتش را
      با نام او داده به عالم دولتش را
      انی انالله گو به باد ِجعد گیسوش
      هوهو کنان درویش دل اندر تکاپوش
      صافی دلان اندر سماع او دل افشان
      بهرام و تیر و مشتری در جمع ایشان
      حُسن ازل خود عاشق حُسن جمالش
      ذبحا" عظیم است این اشارت از کمالش
      صدها تجلـــّا کرده او در آفرینش
      عشاق او از انبیاء در اوج بینش
      گاه نماز آخرینش صف صف مأموم اویند
      لاحول ... بالله گوهمه مغموم اویند
      شاهد همه بر عهد ایثار الستش
      بگرفته ششماهه مهی را روی دستش
      تیر سه شعبه شد روان الله الله
      سه مرتبه از حق عیان الله الله...
      : کای عاشق شیدای من اوج شری بود
      تو بایع سرباز و حقت مشتری بود
      دادی تمامت را که دین من بماند
      با خون تو دائم همه آیین بماند
      اینک تو خود دین منی اشهدتُک ای عشق
      مشتاق وصل تو منم پس کی کی ای عشق ؟
      من می پسندم ! زان  قتیل العبراتی
      توکشتۀ عشق منی از من براتی
      دوزخ کجا و باکی سوگ تو هیهات
      اشکِ برای تو بود محکمتر آیات
      واللیل ِ گیسوی تو اندر پیچ و تابست
      والشمس روی ماهِ تو خود آفتابست!
      انی اناالله گو توی در طور سینا
      فاخلع تو گویی و آنگهی انا هدینا...
      دو راه در پیش زمین بگشوده ای تو
      یک راه تو: جنّت !همین بگشوده ای تو
      نک  عشقت خودبگوید چون بپایی
      پایا اگر گردی تو هم از آن مایی
      یا با حسین باش و ز وجه الله مانا
      یا بی حسین!! هرگز چنین قصّه مخوانا
      نک اربعین نک اربعین نک اربعین است
      از مرتضی تا کربلا ! آیین همین است
      دنیا دوباره کربلای خواهد! بیاید...
      آنکه رهی از کربلا تا حق گشاید
      نام حسین آید به رایت: یا لثارات
      آنگه خدایی می شود جمله عبارات
      از غرب تا شرق جهان عشق
      در آفرینش جمله از خُرد و کلان عشق
      یا مَن به عشق روی تو خلقِ سماوات
      گیسوی تو بهر دلم دارِ مکافات
      دار مکافاتست دنیای دل من
      عشق است در هر دو دنیا حاصل من
      دین منی دنیای من ای عشق آواز
      من مرده ام عیسی دمم من را بیاغاز
      من گندم ِ غفلت خورم ! گردیدم عاصی
      آیینه ام را بستُر از گرد معاصی
      آداب عشق و عاشقی ما را بیاموز
      یارایی و عشق و هنر یارا بیاموز
      تا از وجودت این گِلِ تیره شود دل
      ما را رساند عاشقی در امن ساحل
      آید همانکه طالب خون حسین است
      از آل وحی و وارث بدر و حنین است
      ز آغازخلقت وعده اش کشته معیّن
      آیات انجیل و زبور از او مبیّن
      آغازاصل زندگی روز ظهورش
      روشن زمین گردد زلمعه لمعه نورش
      عاشق که باشد؟ تا سُرآید از شمایان
      لطف شهان جاریست دائم بر گدایان
      محمدعلی جعفریان(عاشق).1398
       
      ۲
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      جمعه ۱۰ آبان ۱۳۹۸ ۱۷:۱۰
      درود بزرگوار
      بسیار زیبا و شورانگیز بود
      در وصف سالار شهیدان
      عالی
      دستمریزاد خندانک
      اعظم قارلقی
      جمعه ۱۰ آبان ۱۳۹۸ ۱۷:۱۶
      بسیار زیباااااااا
      خندانک
      خندانک
      کبرا مینائی جاوید(مینا)
      سه شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۸ ۰۲:۱۷
      درود بر شما
      بسیار زیباااا
      قلم تان نویسا خندانک خندانک
      مهدی ملکی الف
      چهارشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۸ ۱۱:۳۲
      عالی
      کبری یوسفی
      چهارشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۸ ۲۱:۵۶
      سلام شاعر گرامی
      درودتان احسنت بسیار عالی سروده اید
      اجرتون باشهدای کربلا
      موفق باشید درپناه حق باشید باخانواده آمین
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      علی مزینانی عسکری
      پنجشنبه ۷ آذر ۱۳۹۸ ۱۷:۵۱
      سلام وعرض ادب
      اجرتان با مادر سادات
      احسنت بزرگوار
      خندانک خندانک خندانک
      اله یار خادمیان(صادق)
      يکشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۸ ۰۷:۱۴
      سلام و درود عرض ادب و احترام جناب جعفریان عزیز
      بسیار ارزشمند و پر بار و اثر بخش است

      اما بیت چهارم یک مصرع است اصلاح فر مایید

      مصرع (از شرق تا غرب جهان عشق ) یازده بیت مانده به پایان

      وزن مشکل دارد شاید کلمه ای کم و زیاد شده باشد یا بنده
      بد خوانده ام بر رسی فر مایید خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک



      امیرپویا بهرامی(طاهر)
      يکشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۸ ۰۸:۴۸
      بسیار زیبا بود
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      ارسال پیام خصوصی

      آموزش و نقد کامل شعر یا اثر

      نظرات

      مشاعره

      گفتگوی کارگاهی

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0