سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 13 خرداد 1399
    11 شوال 1441
      Tuesday 2 Jun 2020

        ورود به کارگاهها

        یا مَنِ اسْمُهُ دَواءٌ وَ ذِکرُهُ شِفاءٌ . ای آن که نامش دوا و یادش شفا است

        سه شنبه ۱۳ خرداد

        کجای صورتم را دوست داری ؟

        شعری از

        بهزاد ساوانا

        از دفتر دلنوشته و کمی شعر نوع شعر سپید

        ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۸ ۱۲:۲۸ شماره ثبت ۷۸۲۲۹
          بازدید : ۶۹   |    نظرات : ۵

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        به من گفت کجای صورتم را دوست داری ؟
        میخواستم بگویم چشمهایت 
        اما نابینا شده بود و فروغی در چشمانش نبود 
        میخواستم بگویم لبهایت 
        اما لبهایش خشکیده بود و طراوتی نداشت 
        میخواستم بگویم بینی ات 
        اما شکسته بود و به سختی نفس میکشید 
        میخواستم بگویم گونه هایت 
        اما گلگونی آنها را کبودی بنفشی پر کرده بود
        میخواستم بگویم گوشهای کوچکت 
        اما یکی از گوشهایش را ترکش بریده بود 
        پیشانیش را دیدم که چون 
        آخرین تلالوی آفتاب کنار دریای آبی 
        پر نور بود ...
        گفتم همه جای صورتت را دوست دارم 
        با لبهای ترک خورده اش تبسمی کرد و تبسمش خشکید و گفت : دروغگوی شیرین من 
        خون از لبانش جاری شد 
        و دیگر نتوانست نفس بکشد ، در دستانم جان داد.
        ۲
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        يکشنبه ۵ آبان ۱۳۹۸ ۰۰:۳۱
        غمگین و زیبا بود خندانک
        مسعود میناآباد  مسعود م
        شنبه ۴ آبان ۱۳۹۸ ۱۸:۴۲

        ای دل ،
        چو زمانه می‌کند غمناکت
        ناگه برود ز تن روان پاکت

        بر سبزه نشین و خوش بزی روزی چند
        زان پیــــــش که ســــــــبزه بردمد از خاکت
        ----------------------------- عمرخیام
        .......... خندانک

        بسیار بسیار زیبا
        درود بر شما.. خندانک

        وحيد سخايي
        شنبه ۴ آبان ۱۳۹۸ ۱۹:۵۸
        آرزو میکنم برایت لبخند های ناگهانی و بی وقفه را وقتی که دل عاجز میشود از تکرار روزها و شب های پر از بغض ، آرزو میکنم برایت در پس تمام نرسیدن ها، نداشتن ها از یاد نبری رویاهای قشنگت را که هر تمام شدنی به معنای پایان زندگی نیست . . .
        درود بر شما سروده بسيار زيبايي بود .، لذت بردم ، قلمتان سبز🌹🌹💐💐
        شعله(م جلیلی)
        شنبه ۴ آبان ۱۳۹۸ ۲۱:۳۲
        خندانک خیلی غم انگیز بود
        واقعا زیبا بود افرین خندانک خندانک
        شهرام مودب
        يکشنبه ۵ آبان ۱۳۹۸ ۱۷:۵۲
        درود،
        مانا باشید خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد کامل شعر یا اثر

        نظرات

        مشاعره

        گفتگوی کارگاهی

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0