سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 27 آبان 1398
    22 ربيع الأول 1441
      Monday 18 Nov 2019
        مردم زماني به دانايي شما اهميت مي دهند كه بدانند به آنها اهميت مي دهيد. جان ماکسول

        دوشنبه ۲۷ آبان

        دنیای اضداد

        شعری از

        بهمن بیدقی

        از دفتر شعرناب نوع شعر آزاد

        ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۷۷۹۹۴
          بازدید : ۷۴   |    نظرات : ۱۷

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر بهمن بیدقی

        دنیای اضداد
         
        چه گویم ای زمانه،  سخت مبهوتم ز دوران
        یکی بشکافته سر در بین محراب
        یکی هم سرفراز است بر نوک نی سوی آفتاب
        یکی بی دست و چشم ،عطشان عطشان ، آب در مشک
        بَرَد بر کودکان تشنه - آب - در لحظه ای تنگ
        ولی نامردمان  با تیرکین مشک امیدش ، ریختند بر خاک
        زمینِ تشنه هم بلعید آنرا ،
        ولی ، از آن به بعد، گشت او بسان یک غمینِ توبه کار،
        بیتاب
        از آن موقع همیشه روزه دارست او
        که شرمش آید از آن کار،
        که کرده ست بی محابا ، بی تفکر، وای
         
        همه دنیائیان دیدند آن محشرگه اضداد را مبهوت
        بدیدند که :
        یکی در شط خونِ جمله ی یاران ، غرق میگشت ،
        یکی هم زیر سم اسب کین ،
        خاموش خاموش ، مثله  میگشت
        در آنسو بی غمان ، شادان شادان
        در این سو جملۀ ی اهل حرم ، نالان و نالان
        و هر دم ضجه های پاک زینب
        زند چاکی به قلب غمگساران
         در این حال غمین
        لشکرگه خوبی - که خیلی کم طرفدارست -
        چه زیبا ، تک به تک پرمیکشیدند سوی رب ، آرامِ آرام
        در آن لشگرگه زشتی - که خیلی پرطرفدارست -
        چه بد رفتند، گله گله سوی آن پلید،  شیطان
        ولی چون مست بودند حس نمیکردند
        که سجیل عذابست که بسوزاند
        تمام خوابهاشان را  
         
        در آن دنیا ، تمام عرشیان دیدند :
        در اینسو عشق و لذت میکند غوغا
        در آنسو هم  تنفر نعره برمیآوَرَد نالان
        دراینجا بود فهمیدم :
        در این سو زندگان، - افتاده برخاک - سخت پیروزند
        در آن سو مردگان، - ایستاده بر پا - سخت نابودند                                       
         
        بهمن بیدقی
        ۲
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        حدود ۱ ماه پیش
        خندانک
        درودبرشما خندانک
        زیباست خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک
        بهمن بیدقی
        بهمن بیدقی
        حدود ۱ ماه پیش
        ممنون از لطفتون
        ارسال پاسخ
        سعید فلاحی
        حدود ۱ ماه پیش
        درودها شاعر گرامی

        خواندم و لذت بردم
        احسنت
        خندانک خندانک خندانک

        توفیق و موفقیتتان را آرزومندم
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک
        بهمن بیدقی
        بهمن بیدقی
        حدود ۱ ماه پیش
        با سلام و عرض ارادت
        ممنونم از لطفتون دوست گرامی
        خیلی محبت دارید
        ارسال پاسخ
        لیلا امریاس(پریسا)
        حدود ۱ ماه پیش
        درود جناب بیدقی
        زیبا سرودید
        بهمن بیدقی
        بهمن بیدقی
        حدود ۱ ماه پیش
        ممنون از محبتتان
        ارسال پاسخ
        منوچهر منوچهری (بیدل)
        حدود ۱ ماه پیش
        درود ذوست عزیز بسیار زیبا سرودید
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        بهمن بیدقی
        بهمن بیدقی
        حدود ۱ ماه پیش
        ممنون از لطفتان
        ارسال پاسخ
        منوچهر منوچهری (بیدل)
        حدود ۱ ماه پیش
        ببخشید دوست عزیز خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        محمد باقر انصاری دزفولی
        حدود ۱ ماه پیش
        از قلبتان برآمد
        بردل ما نشست
        همیشه سرافراز باشید
        درود بیکران
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        بهمن بیدقی
        بهمن بیدقی
        حدود ۱ ماه پیش
        ممنون از لطفتون
        ارسال پاسخ
        مسعود میناآباد
        حدود ۱ ماه پیش

        سلام

        در شکــوه شب نشستم ،
        تا ببینم چشم تو
        عهـــد با آیینه بســـتم تا ببینم چشم تو
        -------------------------------------------- مسعود م
        درود برشما
        دعوتید به چشم تو....... خندانک
        بهمن بیدقی
        بهمن بیدقی
        حدود ۱ ماه پیش
        با سلام و ارادت
        ممنون از محبتتون
        ارسال پاسخ
        یحیی بزرگی پور
        حدود ۱ ماه پیش
        خندانک خندانک
        بهمن بیدقی
        بهمن بیدقی
        حدود ۱ ماه پیش
        ممنونم
        ارسال پاسخ
        علی  شاهین خانیک
        حدود ۱ ماه پیش
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        بهمن بیدقی
        بهمن بیدقی
        حدود ۱ ماه پیش
        ممنونم
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        تازه ترین نقدها

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0