سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 22 آبان 1398
  • شهادت سيد علي اندرزگو به دست مأموران ستم‌شاهي پهلوي، 1357 هـ ش
17 ربيع الأول 1441
  • ميلاد حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله، 53 سال قبل از هجرت، روز اخلاق و مهرورزي - ميلاد حضرت امام جعفر صادق عليه‌السلام مؤسس مذهب جعفري، 83 هـ ق
Wednesday 13 Nov 2019
    مردم زماني به دانايي شما اهميت مي دهند كه بدانند به آنها اهميت مي دهيد. جان ماکسول

    چهارشنبه ۲۲ آبان

    دارم تموم میشم

    شعری از

    بهمن بیدقی

    از دفتر شعرناب نوع شعر آزاد

    ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۷۷۹۵۸
      بازدید : ۳۱   |    نظرات : ۲

    رنگ شــعــر
    رنگ زمینه
    دفاتر شعر بهمن بیدقی

     دارم تموم میشم
     
     دل من باز گرفت
     خنده از لبهایم ،  افتاد شکست
     چرا اینجوری شدم؟
     چرا حالم بد شد؟
     دلم حتی برای ، خود من هم نسوخت
     پاهایم ،  دست هایم ، انگاربه صلیبی گنده - با سه عدد میخ بزرگ - دوخته شد
     انگار به دیوارِ زمان ، قفل شدم
     اعضای تنم بی رمق است
     مگر خون در رگ من بند آمد؟ که چنین ، یخ شدم
     فقط این مغزِ دیسیپلین شده ‌ام ، مثل یک ارتشیه خشک و زمخت
     سرِ کار خود بود ، ولی فرمان نداد
     خوابش برد ، چون دو سه روز بود که اوخواب نداشت ، شیفتش بود
     
     رفتم طرف یک آینه
     تا از اومن پرسم
     که چه پیش آمده است؟
     پشت تصویر خودم در آینه
     دیدم معشوق خودم را که مرا می نگرد
     ایستاده ، دست به سینه ، نگاه عاشقانش به جای دگری نیست ، مرا مینگرد
     : اما تو ؟ تو که چند وقتی هست ، رفته ای سوی خدا
     اعضای تنم تا دیدند ، او به دیدارِمن آمده است
     یکی یکی جدا گشتند و ،
     طرف او هجوم آوردند
     دلم او را میخواست
     قلب من صبر نکرد ازطریق سینه ، کنده گردد برود پابوسش
     دنده های ، پشتم را درید
     سوی او رفت به شتاب
     خون من که همه ی دارایی ام بود در این عشقکده
     سوی او فواره وار رفت که رفت ، منو تنها گذاشت
     مثل کارِ خفنی که کهربا  با یه عدد ، کاه میکرد
     قلب من که پُر ازعاطفه بود ، چسبید به او
     این همآغوشی دل با دلبر، ماجرایی است، چه لذتبخش بود
     
     پس چرا من چیزی ، نمی بینم جز او ؟
     او به اعماقِ دو چشمم رفته ست
     پس چرا گوشهایم - تنها - صدای نمکینِ او را ، میشنود ؟
     
     
     پس چرا پاهایم میگریزند ز من
     دست هایم ، پرکشیدند ز من
     همه رفتند به استقبالش
     من فراموش شدم
     خنده ی بشکسته ، مثل فیلمی که برگردانند
     برگشت بسوی لب من
     او به همراه لبانم هم رفت
     معشوق خودم را دیدم ، که سرتا پایش ، غرقِ بوسه شده است
     من که دارم تموم میشم پس
     فقط آن مغزِ خواب ، جامانده
     همه سویش رفتند
     
     یکباره پریدم ز خواب
     دیگر ضربان قلبم ، صد را رد میکرد
     این چه خوابی بودش که مرا تا تهِ مرگ با خود برد
     راستی ... پس چه شد معشوقم ؟
     دلبندم کو ؟
     صدایش کردم ... گل ام
     کجایی تو گل ام ؟
     از صدای بلندم مغزم ،
     مثل یک خِنگولک ، بیدارشد
     
     باز آغاز شدم
     وقتی بیت بیتِ خوابم را ، مرورمیکردم
     من قیاسی کردم ، پیش خود می گفتم :
     با برزخِ سختی که دچارِ آنم
     آن تمام گشتنِ من بهتر بود تا به آغاز شدنم
     معشوقم ، ارزشش را دارد
     تا بدون اعضاء - با روحم - بدَوم ، سوی او
     بازبه آغوش کشم روحش را
     
     اینجا که رسید داستانم ، بازهم من مُردم
     (خواب نوعی مرگ است)
     
     بهمن بیدقی 98/7/22
     
    ۰
    اشتراک گذاری این شعر

    نقدها و نظرات
    منوچهر منوچهری (بیدل)
    ۲ هفته پیش
    مروز ....
    از دورترین خورشید
    از پنجره سرزمین مان
    آفتاب گرفتم
    قطره قطره ی عشقت را
    تا بریانم کند

    من چه عاشقانه ،
    عشقم را بتو هدیه دادم
    و تو چه نجیبانه
    آنراگرفتی
    بیا
    خمار آلوده کن
    آفتاب نگاهت را
    تا زیر نرگس نگاهت
    بمیرم

    منوچهر بیدل خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
    بهمن بیدقی
    بهمن بیدقی
    ۲ هفته پیش
    با سلام و عرض ارادت به استاد گرامی
    بسیار شعر زیبایی است
    ممنون از لطفتون
    ارسال پاسخ
    تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



    ارسال پیام خصوصی

    تازه ترین نقدها

    نظرات

    مشاعره

    کاربران اشتراک دار

    محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
    کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
    استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
    1