سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 18 آذر 1398
  • معرفي عراق به عنوان مسؤول و آغازگر جنگ از سوي سازمان ملل، 1370 هـ ش
13 ربيع الثاني 1441
    Monday 9 Dec 2019
      در نوشتن از آنچه دیگران نوشته اند ، نباید یاری خواست ،بلکه از جان و دل خویشتن است که باید یاری جست.ویکتور هوگو

      دوشنبه ۱۸ آذر

      ملحق مدد

      شعری از

      مسيحا الهیاری

      از دفتر صليب رنج نوع شعر غزل

      ارسال شده در تاریخ يکشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۸ ۱۱:۴۴ شماره ثبت ۷۷۶۹۱
        بازدید : ۸۶۴   |    نظرات : ۵۱

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر مسيحا الهیاری

      این شعر تقدیم مردی که سکوتش فریادی دلخراش است برای آنانکه تنها آنچه را به نفعشان است میشنوند.... استاد ملحق استاد به قول شمس بر گوشها مهر برزبانها مهر بر دلها مهر نه ما را اهلیت گفتن است و آنها را لیاقت شنیدن .حتی یک حر آزاده برگردد سمت حق به همه خنجر از پشت خوردنهایش می ارزد ..من آزادم نظر اجدادم را بنویسم پس لطفا دستور بدین منتشر کنن سکوت تو گوش مرا کر میکند چیزی بگو استاد 
      از فصلها رنج خزانش به من رسید
      از دوستی زخم زبانش به من رسید
      من ساده بودم چو نگاه کبوتران
      آرش که رفت تیر و کمانش به من رسید
      کوه سکوت حنجره ام را شکا فته
      آتشفشانها هیجانش به من رسید
      چون خاطرات کودکی ام لای دفترت
      بی تو سفر با چمدانش به من رسید
      اصلا سلام الهه ناز حماسه ها
      آواز مرد سوز لبانش به من رسید
      بگذار بگویم از این سادگی فقط
      یک عشق پوچ کل زیانش به من رسید.....
       
      تو الهه سکوتی سرشار از فریادی یخبندان مهربانی هم که باشد میتوان در تابش نگاه شکوهناکت پناه گرفت .نگاه کن واژه ها در حضورت سرود میخوانند .تقدیم به الهه خوبیها
      ۲۰
      اشتراک گذاری این شعر
      ۵۷ شاعر این شعر را خوانده اند

      مسيحا الهیاری

      ،

      نسرین حسینی

      ،

      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)

      ،

      الهام امریاس

      ،

      موسی ظهوری آرام(آرام)

      ،

      عليرضا حكيم

      ،

      مدیر ویراستاری

      ،

      رعنا بهارلویی تخلص باغبان

      ،

      محمد باقر انصاری دزفولی

      ،

      مجتبی شفیعی (شاهرخ)

      ،

      رسول رشیدی راد(مجتبی)

      ،

      مینافیروزبخت میناازکرمان خاتون

      ،

      عباسعلی استکی(چشمه)

      ،

      مسعود میناآباد

      ،

      علیرضاوالیزاده

      ،

      ابوالحسن انصاری (الف رها)

      ،

      منوچهر منوچهری (بیدل)

      ،

      علی معصومی

      ،

      وهب رنجبرکلیبی

      ،

      اعظم قارلقی

      ،

      سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)

      ،

      طاهر معین

      ،

      سمانه باقرزاده

      ،

      کبری یوسفی

      ،

      طیبه حسنی(ساحل)

      ،

      وحيد سخايي

      ،

      فروغ

      ،

      پژمان بدری

      ،

      محمد علی سلیمانی مقدم

      ،

      منوچهر فتیان پور

      ،

      علی ناصری(عین)

      ،

      مجید خوش خلق سیما

      ،

      وحید غلامحسینی

      ،

      فرحناز راسخ

      ،

      رضا سلطان

      ،

      لیلا امریاس(پریسا)

      ،

      فرنگیس رزمی نژاد/فری/

      ،

      صدف محمدی پرتو

      ،

      محمد حسین نیک طبع

      ،

      محمد جواد عطاالهی

      ،

      سیماسلمانی (یامور)

      ،

      آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)

      ،

      مصطفی تخلص همره

      ،

      سیده نسترن طالب زاده

      ،

      عبدالامیر الهی(مسکین)

      ،

      سید علیرضاهاشمی

      ،

      امیر مسعود شفیق

      ،

      رضا زحمتی (منطق)

      ،

      سمیرا شریفی (آسمان)

      ،

      اکبرامرایی

      ،

      مهرداد درگاهی

      ،

      سیدمحمدرضالاهیجی

      ،

      ویداجلیلی

      ،

      زهرا مددی

      ،

      محمد خسروی فرد

      ،

      علی مزینانی عسکری

      ،

      لژیا آتین

      نقدها و نظرات
      سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)
      چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸ ۰۰:۱۹
      سلام بر شما مسیحای عزیز :
      چه بگویم از این جماعت به ظاهر ادب دوست و ادیب
      که در ایام بودنم و خدمت گزاریم چقدر جور و جفا و دسیسه و نیرنگ و سواستفاده دیدم ‌.
      حرمت می گرفتم بی حرمتی و ناسپاسی می دیدم.
      پل بودم برای پیشرفت و شهرتشان اما مرا می شکستند .
      آنقدر بی چشم رو بودند که می خواستند سایت را قبضه خود و باندهای مافیای ادبی ! خود کنند.
      به هر طریقی که کوچکی و نوکری اهل دل را می کردیم  برای مان حرف درست می کردند و حاشیه و دسیسه ووو ...از این صحبت ها که باعث شد که ما حتی درسایت خودمان هم دوتا دلنوشته منتشر می کردیم دیگر نکنیم.
      وبلاگ درست می کردند ما را تخریب می کردند و کاربران ما را علنی  و چشم در چشم می دزدیدند و به وبلاگ ها و صفحه های مجازی فیس بوک و تلگرام و اینستا سوق می دادند آن هم با نا جوانمردی و تخریب نه با صدق و صفا و کمک به ادبیات!
      اری بودشان را بر نبود ما رقم می زدند.
      شهرتشان را به واسطه ما به دست می آوردند و به جای تشکر و قدردانی از آن باعث تخریب ما و فراری دادن شاعران از سایت می شدند .
      لذا در نهایت تصمیم گرفتم از چشم روباهان و حسودان دور باشم و به همان پشت صفحه سایت به خدمتگزاری اهل دل و قلم مشغول باشم.
      اما شما بمانید و عاشقی کنید! یا حق خندانک
      مسيحا الهیاری
      مسيحا الهیاری
      چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸ ۱۵:۵۵
      بی حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست باور کنید پاسخ آینه سنگ نیست .سلام استاد خوشحالم دارم براتون مینویسم خیلی بماند...یکی دوبار عید ها پیام دادم و حس حال پریشان تان را لمس کردم بماند .میدانستم چه مصیبتی رقم خورده ولی جرات فکر کردن بهش نداشتم و دعا میکردم غیر این باشد. آنچه مرا می ترساند چون خودم نمونه بارز یکی از این نمک نشناس ها بودم و میدانستم این سیطره باز مهربانی بیش از حد تحویل گرفتن فراتر از آنچه هستیم روزی بلای جانتان خواهد شد چون خودم بدلیل همان مهربانی خلوص تحویل گرفته شدن از جانب شما سه سال قبل دیدم ظرفیتم نمیکشه و مهم اینکه نه خانم بودم بگن دلیل محبت استاد به مسیحا خانم بودنشه ..نه ثروت و اشتراک دهان پر کن داشتم در روزگار دانشگاه و بی پولی با اینکه جایزه نقدیم را که در مسابقه شعر بردم تو سایت تقدیم یه کوچلو کردم بماند ...معلوم بود جز روح انسانی و ایستادن در مقابل ظلم تنها هدف مهربانی شما بود مثل من کم نبود که مرد بودن و هیچ امتیاز خاصی برا جلب توجه نداشتن ولی شما چنان تشویق و نقد و محبت میکردین که فکر میکردیم واقعا حقمان است و تعدادی خانم که همیشه میگفتی مسیحا زیاد کل کل نکن باهاشون تند نقد ننویس اینا خواهرای مان از همه جا بریدن و پناه آوردن به مختصر سنگ صبوری و تخلیه رنج شان از طریق شعر چقدر مرا تحمل کردین با زمین و زمان جنگ داشتم خلاصه بیشتر از ما هوای همون هایی را داشتی که داز پشت خنجرت زدند باز من قهر کردم و بی انصافی ولی رفتم بی سر و صدا داما اصلا فکر نمیکردم کسانیکه بهشون تخلص و عنوان و مسولیت دادین .حتی قسم میخورم کمک مالی به چند تاشون با کمک برزرگان سایت میکردین وقتی یهو دیدم سر بر چاه تنهایی بردین شوکه شدم به روح مادرم باورمم نمیشد لا اقل اون یه تعداد هرگز پشتتان را خالی کنند .ولی استاد خود کرده را تدبیر نبود نمیدانم شاید حکمت و امتحان خدا بود شاید قضا .استاد انسانها عوض نشدند همان توده ای از بار های الکتریکی در فرکانس مشخص که جسم مینامند از ازل همان هستند همین من و دوستام بودیم علی را روزی مجبور کردیم بیست سال در گوش چاه درد دل کند همین ما بودیم به حسین پشت کردیم چیزی عوض نشده همین جا بودم گفتم بیام ذره ای از گناهم را جبران کنم هر چند بود و نبود من تاثیری اینجا نداره گفتم شاید از طریق روح اجدادم که سوفی بودن و دراویش کمکت کنم گوش شنوای درد باشم میدانستم کوچکتر از این حرفام استاد من بیش از این ها از شما انتظا ر داشتم درسته میگن آتش بگیر تا بدانی چه میکشم احساس سوختن به تماشا نمیشود ...الان خدا را شکر بانوان و اساتید دانش
      مندی تو سایت هستند من طبق معمول همیشه خرابکاری میکنم حتی به دلم هم بیچاره زجر میدم لطفا برگردین و این نماد خوارج دیروز را بیش از این شاد نکنید اگر اوست خدای ما صبر کن ....هر که در این درگه مقرب تر است جام بلابیشترش میدهند ...عاشقتم به درودع
      ارسال پاسخ
      عباسعلی استکی(چشمه)
      عباسعلی استکی(چشمه)
      چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸ ۰۹:۴۹
      درود استاد احمدی زاده عزیز و گرامی
      حضور ؛ سروده ها،نقد ها و نظر های حضرت عالی موجب دلگرمی و مسرت دوستان و همراهان است
      رونق بیشتر سایت در گرو همین زحمات و تلاش های شماست
      دشمنان اندک و حسود ها انگشت شمارند
      لطفا به آنهاتوجه نکنید
      در عوض دوستداران شما به شکر خدا فراوان هستند و از صمیم قلب حضرتعالی را دوستدارند
      برای خاطر دوستان صفحات سایترا به سروده های زیبای خود مزین فرمایید
      موفق و پیروز باشید خندانک
      ارسال پاسخ
      مجتبی شفیعی (شاهرخ)
      مجتبی شفیعی (شاهرخ)
      چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸ ۱۶:۰۳
      سلام
      سخته واقعا ادم از دوستانی نارو بخورد که خودشان به علت نارو خوردن از دیگری شاعر شدن.
      سلام استاد فکری عزیز
      سلام مسیحای پر انرزی و مهربان
      سلام بر همه ی دوستان
      ایجاد فضای پر نشاط وضیفه ی همه ی اعضای سایته نه فقط استاد فکری یا مسیحای عزیز
      افرین بر تو دوست خوبم خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
      آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
      چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸ ۲۰:۳۹
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد خسروی فرد
      محمد خسروی فرد
      شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۸ ۲۳:۳۹
      درود استاد احمدی زاده مهرورز و نیک اندیش
      مهربانی شما بر همگان آشکار است
      همانگونه که به فکر دشمنان هستید دوستان را نیز دریابید...
      به رسم نیاکانمان پذیرایی کنید از مهمانان و دوستان چرا که صاحب این خانه ی باشکوه و پر از مهر شما هستید
      امید که در پناه پروردگار پاینده و پیروز باشید
      خندانک خندانک خندانک

      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      دوشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۸ ۰۱:۲۱
      طلایی ترین 
      انفجار قرن سکوت بود.
      وقتی که ــــ
      لب های سُرخت 
      با لرزش مرا می خواند
      حاج‌ سید فکری احمدی زاده خندانک
      خندانک خندانک خندانک

      درود جناب الهیاری بزرگوار خندانک

      واقعا خیلی سخت و سنگین هست این سکوت سکاندار کشتی ناب!
      خندانک

      هیس سکوتم از هوش رفت.!!!
      حاج‌ سید فکری احمدی زاده خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      عباسعلی استکی(چشمه)
      دوشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۸ ۱۵:۴۳
      درود بزرگوار
      غمگین و زیبا بود
      برایتان بهترین ها را آرزو میکنم خندانک
      مسيحا الهیاری
      دوشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۸ ۰۰:۳۴
      وقتی نیستی همه پنجره ها بسته میشن
      با سکوتت همه حنجره ها خسته میشن
      من همان مردی را میخوام که چند سال پیش ترک اش کردم بر او چه گذشته بر مردی که چهره خندان زیبایش انرژی مقدس لبخندهایش روح بر پیکره سایت میدمید بر او چه گذشته کدام یهودا کدام کوفیان زیر نامه هایشان زدند با او چه کردند که زنجیر بر حلقوم فریاد آویخته ... استاد به قول مسیح حتی یک مرید مرا وادار میکند رسالتم را چنان انجام دهم که گویی همه عالم مریدش هستند پس هزار تن فدای چند نمک نشناس نکن استاد تو رسالتت این است تنها یک جوان بیراهه در سایتی مرداب سرشت خفه شود جوابگویش تویی بیا و این معبد مقدس را غسل تعمید بده بدون تو بودن ما آب در هاون کوبیدن است ...
      من و تو میدانیم چه میگویم بیا استاد فرصت ها منتظرما نمیشوند بیا
      کاش درخوت میدانست تبری که در استخوانش فرو میرود شاخه ایست که خودش با خون دل بزرگ کرده بود...من ظرفیت محبت را ندارم
      محمد علی سلیمانی مقدم
      چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸ ۰۰:۴۵
      درودها!
      ارزش جواهر در ذات آن نهفته است و با بد گفتنِ این و آن، کاستی نپذیرد.
      "آفتاب آمد دلیلِ آفتاب
      گر دلیلت باید از وی، رخ متاب"
      🌳🌲🌳🌲🌳🌲🌳
      وجود درخت تنومند و پر بار سایت فاخر "شعر ناب" که نهالش را جناب "احمدی زاده" با عشق آبیاری کرده و سال ها روز و شب غم بالندگی اش را خورده اند تا به این پایه رسیده، خود دلیل روشنی برای ارزشمندی این مجموعهء ناب و خداوندگار آن است.
      برای سید گرامی مان جناب "احمدی زاده" تندرستی، بهروزی و توفیقات روز افزون، آرزو دارم.
      تا باشد، شراب و شعر ناب
      🙏🌻🌷🙏🌻🌷🙏🌻🌷🙏
      مسيحا الهیاری
      جمعه ۱۹ مهر ۱۳۹۸ ۲۳:۰۲
      استاد شما اگر چند دلیل آمدن داشتین گویا صد دلیل برای نیامدنتان داشته اید سپاس گذارم از پدر آسمانیمان توانستم حداقل در حد پیامی تو سایت ببینمتان واقعا مدیون این بررگ منشی هستم ...اما جز شما و چند نفر از دوستان از قبل ما را میشناختن و اکنون چشم دیدن ما را به شکلهای مختلف نشان میدن بقیه هم بعد ما اومدن و غریبه ایم براشون ..حالا که نشد انصاف حکم میکند جای اون دوستان قدیمی را که در ذهنشان منفوریم ساک مان را ببندیم قطاری درراه است من میروم و نامت را گوشه قلبم حک میکنم ....
      من میروم چون دلتان سنگ تر شده
      با بودنم جای شما تنگ تر شده

      به حسین زهرا امانت مسپارمت یا سید به درود
      نسرین حسینی
      دوشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۸ ۰۱:۳۷
      درودها بر مسیحای واژه های مبهم
      بسیار زیبا بود قلمتون ماندگار
      مبارک استاد گرانقدر
      تقدیم زیبایتان



      خندانک خندانک
      رعنا بهارلویی  تخلص باغبان
      دوشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۸ ۰۸:۱۸
      درود بر شما جناب الهیاری
      احسنت بر شما بزرگوار
      مجتبی شفیعی (شاهرخ)
      دوشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۸ ۱۰:۰۹
      سلام دوست خوبم
      تو که هستی .امید وارم استاد عزیزمان هم دوباره عال شوند و دوستان قدیم را ببینیم و دوباره شور و حال مسابقات و ...
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      محمد باقر انصاری دزفولی
      دوشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۸ ۱۰:۱۱
      شاعرواستاد گرامی
      شعربسیارباارزش وزیبایی بود
      شایستهء تحسین بود
      از قلبتان برآمد
      بردل ما نشست
      همیشه سرافراز باشید
      درود بیکران
      خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      رسول رشیدی راد(مجتبی)
      دوشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۸ ۱۰:۴۷
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      مسيحا الهیاری
      دوشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۸ ۱۳:۳۳
      آهای به گوش باشید سکاندار این کشتی توفان زده بر نگردد من به اقیانوس میپرم و تا ابد آین تنها شعر مسیحا خواهد بود.با پیراهن آبی و چهره خندان
      مسعود میناآباد
      دوشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۸ ۱۶:۳۸
      سلام :

      چند این شب و خاموشی ؟
      وقت است که برخیــــــــــــــــــزم
      وین آتش خندان را با صبح برانگیـــــــــــزم
      ---------------- (ه ا سایه )

      قدر زر زرگــــــــــر شناسد
      قدر گوهــــــــــر گوهــــــــــــــری
      همه ما وامدار حضرت استاد فکری بزرگوار هستیم که رایگان و بی منت
      این امکان را فراهم آورده اند از این پنجره هرچند مجازی گفتگویی و درد دلی با هم داشته باشیم
      زنده و سلامت باشند سر افراز
      و شمانیز ........................ خندانک
      مسيحا الهیاری
      دوشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۸ ۲۲:۰۳
      این همه کلکسیون ته سیگاریهایم برای اثبات بی وفاییت کافیست .به درود شعر
      علی معصومی
      دوشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۸ ۲۲:۱۳
      بد بودم و لیاقت او را نداشتم
      لیکن ز مِهر خط امانش به من رسید
      ...
      درود و ارادت
      جناب الهیاری نازنین
      من لایق محبت خوبان نمی شوم
      ...
      در پناه خداوندگار جهان باشید..... خندانک خندانک خندانک
      وهب رنجبرکلیبی
      سه شنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۸ ۰۱:۱۹
      برپهن دشت سینه ات دست تیمم خواهم نهاد.
      وازابریشم بلندگیسوانت سجاده ای خواهم بافت
      وبرپیشانی ات نمازعشق خواهم گذاشت.
      باشدکه این آخرین نمازم باشد..........وهب رنجبر خندانک خندانک خندانک
      اعظم قارلقی
      سه شنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۸ ۰۱:۳۰
      درود بر شما شاعر گرامی خندانک
      وهب رنجبرکلیبی
      وهب رنجبرکلیبی
      شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۸ ۱۵:۳۱
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      وحيد سخايي
      سه شنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۸ ۱۶:۳۴
      سکوتت را به سايه بنشانم يا به آفتاب ، باران که بيايد همه چيز را با خود خواهد برد ، فرياد بزن سکوتت را قبل از آنکه در ميان گل و لاي سيلاب مدفون شود . وحيدسخايي
      سروده بسيار زيبايي بود ،غم داشت و اميدوار خندانک خندانک خندانک
      علی ناصری(عین)
      چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸ ۰۶:۴۶
      درودها برشاعر ارحمند خندانک خندانک خندانک خندانک
      همیشه سپاسگزاریم جناب جناب فکری مدیر محترم وفرهنگ دوست نبود شما حس حضور را از ما گرفته است دلنوشته ها وسبک قلمتان زیبا وروحیه انگیز بود خندانک خندانک خندانک خندانک
      فرحناز راسخ
      چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸ ۱۱:۰۷
      درود بر مسیحا شاعری از ماورا
      و صحبتی با جناب مطلق نازنین
      شما در قلبها جا دارید و‌دوستدارانتان بسیارند پس مثل همیشه با تمام قدرت پیش بسوی عشق و مهر و دوستی
      سیماسلمانی (یامور)
      چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸ ۱۹:۱۰
      سلام برشما استاد بزرگوار
      بسیارزیباوپرازغم خندانک
      کبری یوسفی
      پنجشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۸ ۰۰:۴۰
      سلام برشما شاعربزرگوار
      درودتان احسنت بسیارزیبا وقشنگ سروده اید
      درخت دانشتون پربار آسمان قلبت آبی
      درپناه حق باشید درپناه حق خندانک خندانک خندانک خندانک
      سیده نسترن طالب زاده
      پنجشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۸ ۰۱:۰۴
      درود

      کمگویی و سکوت از برکات کمال روحیست ...
      امید که جناب فکری فروتن و مهرآذین هماره شاد و تندرست باشند و مزین به فروغ اندیشه ..
      مسيحا الهیاری
      مسيحا الهیاری
      پنجشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۸ ۱۷:۰۷
      سلام آنچه شما از سکوت مقدس میگویی همه جا کارایی نداره آن سکوت به زعم شما بست دهان است از اصوات نه خانم میتوان در عین فریاد برای نجات دیگری در معنای درون ساکت بود سکوت معنوی یعنی فرصتی برای شنیدن نا شنیدنی ها نه لب فرو بستن فیزیکی این سکوت یعنی سر بر زانو گذاشتن سکوت نیست همان علی که بیست سال جز چاه و یک بار خطبه شقشقیه صدایش را مردم شنیدن روزی برای بالا بردن خیبر چنان فریادی میکشید که عرش می لرزید .ما هنوز در بعد فیزیکی انسان بودن گری افتادیم وقت سکوت فرو نشسته در خلا نیستی با کالبد خاک نیست .آسا سکوت انکه حرفی برا گفتن ندارد و تکه تکه موجودیت اش را به یغما مبرند عظمت روح است نه خانم ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم با خواندن چند کتاب فلسفی نمشود فیلسوف شد استاد سکوت کرد درست وقتی که باید میکرد وقتی که قران ها سر نیزه بود اما انسانها رهبر میخواهند فریاد میخواهند فریادی که زبان مشترک آزادگان جهان است
      ارسال پاسخ
      امیر مسعود شفیق
      امیر مسعود شفیق
      جمعه ۱۹ مهر ۱۳۹۸ ۰۱:۳۳
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سیده نسترن طالب زاده
      سیده نسترن طالب زاده
      جمعه ۱۹ مهر ۱۳۹۸ ۰۷:۱۵
      حضرت امیر ع فرموده اند :سکوت نشانه ی هوشمندی و ثمره ی عقل است
      حق با جناب عالیست برادر گرامی
      باری من چون خود از پرگویی پرهیز میکنم و شیفته ی افراد کمسخنم چنین نگاشتم

      امیدوارم منابر ما از ژاژخواهی تهی باشد و فلسفه ی ما مدام نو به نو شود
      عبدالامیر الهی(مسکین)
      پنجشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۸ ۱۶:۱۳
      بسیار عالی
      ناب و جان پسند
      درود و سپاس بی کران بر شما خندانک استاد الهیاری خندانک عزیز و گرامی و سرور گرانقدرم خندانک استاد فکری خندانک بسیار بزرگوار
      پاینده باشید به مهر یزدان پاک
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک
      عبدالامیر الهی(مسکین)
      پنجشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۸ ۱۶:۱۴
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک
      عبدالامیر الهی(مسکین)
      پنجشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۸ ۱۶:۱۴
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک
      امیر مسعود شفیق
      جمعه ۱۹ مهر ۱۳۹۸ ۰۱:۵۴
      ساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نیست
      شمشاد خرامان کن تا باغ بیارایی

      ای درد توام درمان در بستر ناکامی
      و ای یاد توام مونس در گوشه تنهایی

      در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم
      لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی

      حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد
      شادیت مبارک باد ای عاشق شیدایی ________ خندانک

      درود بر مسیحا و سپاس از پادشه خوبان جناب احمدیزاده بزرگوار خندانک خندانک
      مسيحا الهیاری
      جمعه ۱۹ مهر ۱۳۹۸ ۱۱:۳۴
      خانم طالب زاده همان امیر برای احقاق حق فریاد ها در رکاب ذلفقار کشیده .بله امام صادق گفته کم گویی از عقل است اما تفسیر یک حدیث را نمیتوان تعمیم داد به کسی که علنی حق اس را خوردند و ظلم کردن بهش آنوقت امام حسین به جای فریاد هیهات منه ذله میرفت گوشه ای سکوت اختیار میکرد و همه دار و ندارش را از دست نمیداد .هر حدیث و نصیحتی مکان و موقعیت مناسبی معنا میپذیرد و گرنه حتی نوشتن هم شکست سکوت است سکوت تنها ساکت بودن یا مصوت بودن نیست .سکوت استاد انچه من میگویم و نشانه کمال است که تا حال کرده یعنی در مقابل نادان و کسی که خود را خواب زده سکوت نشانه عقرل است چون بیهوده هدر میرود و بهانه دست دشمن می افتد حتی الان من نمیگفتم استاد بیاید و شکوه وفریاد و دوباره روز از نو بحث من حضور بود تعهد به این همه آدم و درخواست حتی اگر نامه کوفه باشد خواستن مان .مقاومت و شکایت دچار سفسطه شدن آری بد است من میگویم فراموش کن حتی به دشمنانت دعا کن و با همان سکوت برگرد و باش .بنویس بتاب عاشق باش ...بحث فلسفه سکوت چیزی عمیق تر از این ماجراست پس هیچ دانشمندی عالمی قلم بگذارد و لب فرو بندد تا عظمت روحش زیر سوال نرود مثلا موقعیت امام حسن روزی منوت به سکوت شد و دید عاقلانه تر ین کار در آن برحه سکوت است و کرد . و ....
      ویداجلیلی
      شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۸ ۰۹:۵۲
      خندانک خندانک خندانک
      محمد خسروی فرد
      شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۸ ۲۳:۴۰
      درود بر شما شاعر عزیز و گران قدر
      خندانک خندانک خندانک
      علی مزینانی عسکری
      يکشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۸ ۰۷:۱۶
      سلام و عرض ادب
      مگر می شود تو که خوب می درخشی دشمنی نداشته باشی همیشه حسودان در پی خاموشی این نور تابنده هستند اما بمان و بزرگی کن که دوستان مشتاق حضور پرفروغت هستند استاد احمدی زاده گرامی
      خندانک خندانک خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      تازه ترین نقدها

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0