سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 3 اسفند 1398
  • كودتاي انگليسي رضاخان، 1299 هـ ش
29 جمادى الثانية 1441
    Saturday 22 Feb 2020
      قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكًا لَا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي ۖ إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ عرض کرد: بار الها، به لطف و کرمت از خطای من در گذر و مرا ملک و سلطنتی عطا فرما که پس از من احدی را نسزد، که تو تنها بخشنده بی عوضی. 35 سوره ص

      شنبه ۳ اسفند

      پیغمبر مشرک

      شعری از

      سمیه حسام

      از دفتر واژه های بی بلوغ نوع شعر غزل

      ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۲۷ شهريور ۱۳۹۸ ۰۸:۴۶ شماره ثبت ۷۷۱۵۳
        بازدید : ۸۱   |    نظرات : ۹

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر سمیه حسام

      پیغمبری مشرک به آئین خدا بودم
      سکان کشتی دستم و بی ناخدا بودم

      من آنقدر پاپیچ دنیای خودم بودم
      که گاهگاهی از نفسهایم جدا بودم

       در هر نگاهی زندگی را هار می دیدم
      عمریست با سگ هرزگی ها آشنا بودم

      من روزهای گم شده در بین تقویمی
      غمگین ترین شکل غروب جمعه ها بودم

      ضحاک بودم شانه هایم گریه می کردند
      بر حال و روز چون منی که اژدها بودم

      من نعش های بی سر این بی سرانجامی
      در های و هوی رفتنی بی انتها بودم

      کابوس بودم خواب هایم قهر می کردند
      حتی اگر رویا ولی بی محتوا بودم

      ته مانده ای از مرگ اما شوق ماندن بود
      این زندگی را که در آن از ابتدا بودم

      ماسیده بودم بر دهان شعرهای خود
      جای کبودی های مشتی ناسزا بودم

      لعنت به شعر و شاعری و آرزوهایم
      من وصله ای ناجور در بین شما بودم
      ۴
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      جمعه ۲۹ شهريور ۱۳۹۸ ۱۲:۱۶
      درود بانو
      غمگین و زیبا بود
      بیچاره شعر و شاعری لعنت نمی خواهد خندانک
      امیر مسعود شفیق
      پنجشنبه ۲۸ شهريور ۱۳۹۸ ۱۷:۱۲

      ﻣﻦ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﻧﺮﺍﻧﺪﻡ ﺑﻪ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻫﻮﺳﯽ
      ﻫﻮﺱ ﻋﺸﻖ ﻭ ﺟﻮﺍﻧﯿﺴﺖ ﺑﻪ ﭘﯿﺮﺍﻧﻪ ﺳﺮﻡ

      ﭘﺪﺭﺕ ﮔﻮﻫﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﺭ ﻭ ﺳﯿﻢ ﻓﺮﻭﺧﺖ
      ﭘﺪﺭ ﻋﺸـــــــــــــــﻖ ﺑﺴـــــﻮﺯﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻣﺪ ﭘـــــــــــــــــﺪﺭﻡ ......... شهریار

      خندانک خندانک خندانک
      منوچهر منوچهری (بیدل)
      جمعه ۲۹ شهريور ۱۳۹۸ ۱۰:۴۶
      بسیار زیبا ممنونم خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      شعله(م جلیلی)
      جمعه ۲۹ شهريور ۱۳۹۸ ۱۳:۰۴
      درود بانو
      بسیار زیبا بود
      جالب بود شعرتون
      مالک گرانمایه
      جمعه ۲۹ شهريور ۱۳۹۸ ۱۳:۲۸
      خندانک
      محمد باقر انصاری دزفولی
      جمعه ۲۹ شهريور ۱۳۹۸ ۱۶:۵۶
      باسلام فراوان
      خواندم ولذت بردم
      خیلی زبیا سرودی بود
      درودبر اندیشه نابتان
      شاعر بزرگوار
      @};-@};-
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      ابراهیم هداوند
      جمعه ۲۹ شهريور ۱۳۹۸ ۱۶:۵۹
      درود بر شما بانو
      زیبا بود
      خندانک خندانک خندانک
      عبدالامیر الهی(مسکین)
      شنبه ۳۰ شهريور ۱۳۹۸ ۱۸:۵۲
      درود بر شما بانو
      بسیار زیبا
      خندانک خندانک خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      آموزش و نقد کامل شعر یا اثر

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0