سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 27 مهر 1398
    21 صفر 1441
      Saturday 19 Oct 2019
        مردم زماني به دانايي شما اهميت مي دهند كه بدانند به آنها اهميت مي دهيد. جان ماکسول

        شنبه ۲۷ مهر

        می رسم

        شعری از

        علی معصومی

        از دفتر در کوچه های انتظار نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۷۷۰۸۱
          بازدید : ۴۵   |    نظرات : ۷

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        می رسم
        من بروی نیزه ای همراه خواهر می رسم
        با پر و بال دعا بی جسم و پیکر می رسم
        آیه ی کهف و رقیم ام را مگر نشنیده ای؟
        چون صدای مکتب قرآن حیدر می رسم
        از میان خاک و خون در سر زمین کربلا
        مانده ام در لا بلای تیغ و خنجر می رسم
        در چکاچاک هبوط نسل کفتاران دون...
        از میان گودی خون رنگ سنگر می رسم
        کاروان منزل به منزل می رود کاشانه را
        با لب خشکده و با دیده ی تر می رسم
        بیتی از اشعار پاکم را بخوان تا بنگری
        همچو معصومی دمی از مرز باور می رسم
        ۴
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        حدود ۱ ماه پیش
        درود استاد عزیز
        آیینی بسیار زیبا و شورانگیز بود
        اجرتان با بی بی دو عالم خندانک
        رسول رشیدی راد(مجتبی)
        حدود ۱ ماه پیش
        با سلام و درود آقای معصومی عزیز
        زیبا بود
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        محمد باقر انصاری دزفولی
        حدود ۱ ماه پیش
        عالی بو د استاد بزرگوار
        می آموزم در مکتب شما
        هزاران درود
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        جواد  رفیعی  (جواد)
        حدود ۱ ماه پیش
        درود استاد
        بسیار زیباسرودید
        ابوالحسن انصاری (الف رها)
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام ودرود.....بسیار زیباست..... خندانک خندانک خندانک
        مسعود میناآباد ( مسعود م )
        حدود ۱ ماه پیش

        سلام


        گفتی كه گنه کنی به دوزخ برمت
        این را به كسی گو كه تو را نشناسد

        ﮔﻔﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ، ﻋﺬﺍﺏ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﻓﺮﻣﻮﺩ
        ﻣﻦ ﺩﺭ ﻋﺠﺒﻢ، ﮐﻪ ﺩﺭﮐﺠﺎ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ!

        ﺁﻥ ﺟﺎ ﮐﻪ ﺗﻮﯾﯽ ، ﻋﺬﺍﺏ ﺁﻥ ﺟﺎ ﻧَﺒُﻮَﺩ .
        ﺁﻥﺟﺎ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺘﯽ، ﮐﺠﺎ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ؟

        ______________________________ﺍﺑﻮﺳﻌﯿﺪ ﺍﺑﻮﺍﻟﺨﯿر
        نسرین حسینی
        حدود ۱ ماه پیش

         خجل شدم ز جوانی که زندگانی نیست
        به زندگانی من فرصت جوانی نیست

        من از دو روزه هستی به جان شدم بیزار
        خدای شکر که این عمر جاودانی نیست


        #شهریار

        ۲۷ شهریور روز
        شعر و ادب پارسی برشما خجسته باد

        🍃❤️🍃❤️🍃
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد شعر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0