سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 18 آذر 1398
  • معرفي عراق به عنوان مسؤول و آغازگر جنگ از سوي سازمان ملل، 1370 هـ ش
13 ربيع الثاني 1441
    Monday 9 Dec 2019
      در نوشتن از آنچه دیگران نوشته اند ، نباید یاری خواست ،بلکه از جان و دل خویشتن است که باید یاری جست.ویکتور هوگو

      دوشنبه ۱۸ آذر

      فاصله ها

      شعری از

      فرهاد شفیعی ( خاکستر)

      از دفتر یک باران تنهایی نوع شعر غزل

      ارسال شده در تاریخ يکشنبه ۳ شهريور ۱۳۹۸ ۱۲:۴۲ شماره ثبت ۷۶۵۳۸
        بازدید : ۶۶   |    نظرات : ۶

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر فرهاد شفیعی ( خاکستر)
      آخرین اشعار ناب فرهاد شفیعی ( خاکستر)

      سلام
      تعجب نكن
      وقتي امروز ديدم كه ديگر حرف‌هايم را نمي‌شنوي
      تصميم گرفتم صدايم را
      روي خاك‌هاي كفشت ثبت كنم
      تا شايد از طول
      قدم‌هايي كه به نمي‌دانم آن كجا بر مي‌داري
      حرف‌هايم را دوباره لمس كني:
      يادت هست كه شب‌ها و دريا
      موج به ساحل مي‌آورديم
      و چقدر خنده به يك وجب
      سبد دل جاي مي‌داديم؟
      خنده‌هايت لبخند شده‌اند
      نگو نه !
      همين عصر غمگين بود كه ديدم
      ديگر به موج‌هايي كه در قفس داشتيم
      خيره نيستي
      هستي اما
      لبخندهايت هم ديگر
      پيراهن سياه پوشيده‌اند
      فاصله‌ها گفتند
      تو ديگر از پاره خط‌هاي قلبم دوري
      من هنوز در كنار توام
      آن كه ليوان آب در دستش نگاه داشته منم
      تشنه نيستي؟
      بخدا هر روز سايه‌هايت را رنگ مي‌زنم
      اما هر بار كه مي‌آيم
      به قدم‌هايت زانو ببخشم
      فاصله‌اي از تو بريده؛ فرياد مي‌زند :
      تو ديگر از پاره خط‌هاي قلبم دوري دور
      اصلاً مي‌خواهم امشب كه با پنجره راه رفتيم
      دلم را كنم پرده بر ايوان رهت
      تا كه بداني
      من از تمام مسافرهايي كه تازه به ده رسيده‌اند
      من رسيده‌ترم
      چه بر درختي كه تو بر كني دل
      چه بر راهي كه تو بخواهي فراق
      مي‌داني قسم خورده‌ام
      برايت دفتر خاطراتي از فرش ببافم
      كه در آن بتوان خاطره‌ها را دوباره نوشت
      راستي
      پيراهن خنده‌هاي ديروزت را اتو كرده‌ام
      شمع يادگارهايمان را روشن
      امشب زودتر بيا
      مي‌خواهيم به دريا برويم
      شايد بتوانيم موج‌هاي قفسمان را عوض كنيم
      تنها دعا كن
      دعا كن ديگر فاصله‌ها نگويند
      كه تو از پاره خط‌هاي قلبم دوري ...
      ۱
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      دوشنبه ۴ شهريور ۱۳۹۸ ۲۳:۱۲
      درود گرامي خندانک خندانک
      نسرین حسینی
      دوشنبه ۴ شهريور ۱۳۹۸ ۲۱:۲۹
      درود برشما خندانک خندانک
      منوچهر منوچهری (بیدل)
      سه شنبه ۵ شهريور ۱۳۹۸ ۱۷:۱۴
      بسیار زیبا درودتان باد خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      همایون طهماسبی (شوکران)
      سه شنبه ۵ شهريور ۱۳۹۸ ۱۷:۴۹
      درودتان
      زیباااااا
      خندانک خندانک خندانک
      مسعود میناآباد ( مسعود م )
      چهارشنبه ۶ شهريور ۱۳۹۸ ۰۵:۵۷

      بیا ای خسته خاطر دوست !
      ای مانند من دلکنده و غمگین
      من اینجا بس دلم تنگ است
      بیا ره توشه برداریم ؛ قدم در راه بی فرجام بگذاریم
      ---------------------------------
      چهارم شهریور سالروز در گذشت "مهدی اخوان ثالث" خندانک
      ________________________________________________ خندانک
      محمد باقر انصاری دزفولی
      پنجشنبه ۷ شهريور ۱۳۹۸ ۱۶:۱۴
      سلامی از ته دل حضورشما
      شعری زیبا وقابل تحسبن بود
      درودبر این سرودن های زیبای شما
      شاعرگرامی
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      ارسال پیام خصوصی

      تازه ترین نقدها

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0