سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 28 مرداد 1398
  • كودتاي آمريكا براي بازگرداندن شاه، 1332 هـ ش
  • گشايش مجلس خبرگان براي بررسي نهايي قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، 1358 هـ ش
19 ذو الحجة 1440
    Monday 19 Aug 2019
      هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . مولانا

      دوشنبه ۲۸ مرداد

      باید برخیزم

      شعری از

      زهرابیگم محمدی پور

      از دفتر من شاعر شعرهای هیچم نوع شعر دلنوشته

      ارسال شده در تاریخ ۶ روز پیش شماره ثبت ۷۶۲۴۳
        بازدید : ۲۱   |    نظرات : ۸

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر زهرابیگم محمدی پور

      باید برخیزم
      باید خانه به هم ریخته را مرتب کنم
      حس کسالتی عمیق ، مدتهاست در من جا خوش کرده
      باید سرو سامان بدهم اینجا را
      باید برخیزم
       آب و جارو کنم
      زباله ها را بیرون بیندازم
      گردگیری کنم
      آنقدر در تاریکی مانده ام که  اندک نوری که گاهی از پشت پرده سرک میکشد ، چشمم را می آزارد
      تصمیم دارم قلمم را سر و ته بتراشم
      میخواهم پایان دهم به هر چه غمنامه است
      دلم رقص می خواهد
      دلم زیور آلات میخواهد
      باید برخیزم
      حلقه غم را بشکنم، هلال ماه را به گردن و خورشید را به گوشهایم بیاویزم
      میخواهم از این پس از شادی بنویسم
      به من چه که بی حضور آینه چشمانم همدیگر را نمی بینند
      یا وقتی شانه های کوه از اندوه میلرزد از چشمانش سنگ می بارد
       یا کویر هنگام دلتنگی سراب میسازد
      میخواهم من هم مثل دیگران از خودکشی و درد آبشار لذت ببرم
      می خواهم شاد باشم
      مث چند روز قبل ..‌.. ولی چند روز قبل که شاد نبودم!
      نه ..میخواهم شاد باشم مثل ماهها و سالهای قبل ، ...‌ کدام شادی؟
      مث کودکیهایم شاد باشم ...‌‌... کدام کودکی؟ 
      خیلی بد ...خیلی .... اینکه زودتر از سنت بزرگ شوی...زودتر از سنت بفهمی و درک کنی ...
      دلم میخواهد به حرفهایتان گوش کنم و نیمه پر لیوان را ببینم
      ولی مدتهاست فراموشم شده
      سخت است از چیزی بنویسی که نیستی و نمیدانی ..به سختی اولین قدم برای راه رفتن ..اولین کلمات برای زبان گشودن...
      .
      .
      به سختی سکوت وقتی لبریز از سخنی
      به سختی لبخند وقتی غرق در غمی
      ۵
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      ۴ روز پیش
      درود بزرگوار
      بسیار زیبا بود خندانک
      کیوان نصرتخواه
      ۵ روز پیش
      خندانک خندانک خندانک دلنوشته پر احساسی می باشد درودتان خندانک
      رضا زمانیان قوژدی خلو دخو
      ۵ روز پیش
      درود بر شما بانوی عزیز خندانک
      حظ کردم خندانک
      سرشار از امید و نوید بخش روزهای بهتر.
      اینطور که با امید بسرائید شادی گمشده بر می گردد جایی که باید باشد و نیست.
      منتظر خواندن سروده های امید بخش تون هستم.
      آفرین خندانک
      منوچهر منوچهری (بیدل)
      ۴ روز پیش
      بسیا ر زیبا خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      همایون طهماسبی (شوکران)
      ۳ روز پیش
      درودتان
      خندانک خندانک خندانک
      محمد خسروی فرد
      ۳ روز پیش
      درود بر شما
      بسیار زیباست
      خندانک خندانک خندانک
      مسعود میناآباد ( مسعود م )
      ۲ روز پیش
      سلام :

      به سراغ من اگر میآیید
      نرم و آهسته بیایید ، مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من (سهراب)
      _____________ . خندانک

      لم رقص می خواهد
      دلم زیور آلات میخواهد
      باید برخیزم
      حلقه غم را بشکنم، هلال ماه را به گردن و خورشید را به گوشهایم بیاویزم
      میخواهم از این پس از شادی بنویسم

      درود بانو زهرا بیگم محمد پور
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      آموزش و نقد شعر

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0