سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 27 تير 1398
  • اعلام پذيرش قطع‌نامة 598 شوراي امنيت از سوي ايران، 1367 هـ ش
17 ذو القعدة 1440
    Thursday 18 Jul 2019
      هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . مولانا

      پنجشنبه ۲۷ تير

      خطای دل شفای جان

      شعری از

      علی اسماعیلی

      از دفتر دل عالم نوع شعر غزل

      ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۷۴۸۶۷
        بازدید : ۵۷۲   |    نظرات : ۵

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر علی اسماعیلی

      صدای ارسالی شاعر:
      به :
      رفیق غریب سعیدم نمازی
       
      رفیقی ، اهل دل ، شعر آشنایی 
      به احساسم چنین گفته به جایی  
       
      تو توهین کرده‌ای بر ساحت شعر 
      تو کاخش را کنی، ویران سرایی  
       
      همان کاخی که فردوسی پی افکند 
      و یا حافظ  و  مولانا  ، سنایی  
       
      تو سر تا پا خطایی ، وای بر من 
      که معماری ، ز دانشگاه مایی  
       
      در اینجا مختصر گفتم، بسی گفت 
      فقط گفتم : سپاس از رهنمایی  
       
      نگفتم چیز دیگر، بیم جان بود 
      که جانم می رود ، روز جدایی  
       
      دل و دلواژه له میشد ، نگفتم؛ 
      تو باید دوستی با جان بپایی  
       
      خطا پر بوده ، اما کار دل بود 
      دلی دور از تکلف ، بی ریایی  
       
      دلی که تازه دیده، آتش داغ 
      دلی غم دیده و غم مبتلایی  
       
      بلاهای فراوان دیده این دل 
      خطا اما به دل بوده دوایی  
       
      خطاهای دل آدم که بد نیست 
      به درد بی دوا ، باشد شفایی  
       
      خطا کردی، شفا دیدی! دل ای دل 
      دلا الحق خطاکاری به جایی!  
       
      خطاکن دل، خطاکن دل، خطاکن  
      خطا داده به تو ، بهتر هوایی  
       
      دلیل بودِ این دنیا ، خطا بود 
      و آدم محض حوا، شد هوایی  
       
      بهشت و دوزخ و دنیای دیگر 
      چه معنی میدهد در بی خطایی  
       
      رفیق خوب من ممنون که هستی 
      که احساسم ، ز تو دارد جلایی 
       
       تو میدانی که کالی را نیازست 
       به هرزه چینی و آفت زدایی  
       
      کمک کن نغمه‌ی احساس کالم
      سرانجامش شود بانگ رسایی 
       
      علی اسماعیلی، زمستان نودوپنج     
      ۳
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      ۲ هفته پیش
      درود بزرگوار
      آموزنده و زیبا بود خندانک
      منوچهر منوچهری (بیدل)
      ۲ هفته پیش
      جناب اسماعیلی بسیار زیبا درودتان باد عالی سرودید خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      همایون طهماسبی (شوکران)
      ۲ هفته پیش
      درودتان جناب اسماعیلی دوست عزیز و فرزانه
      بسیار زیباااااااا و دلنشین خندانک
      قلمتان هماره سبز خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      مجید ساری
      ۲ هفته پیش
      پشیمان گشته از توحس شاعر
      خجل شد صنعت و شعر غنایی

      عرض درودهاااا استاد اسماعیلی عزیز
      احسنت و مرحبا باد بر شعر زیبا و قلم زیبا نگارتان
      شعرتان لذتبخش بود برای حقیر
      شاد باشین و آرام
      در پناه حق خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      کبری یوسفی
      ۲ هفته پیش
      سلام ودرود برشما شاعر بزرگوار جناب اسماعیلی
      درودخدا برشما بسیار عالی ودلنشین سروده اید احسنت
      خانه ات آباد عاقبتت بخیر باخانواده خیلی زیباست
      موفق باشید ودرپناه خدای مهربان درخت دانستون پربار ان شاءالله غمتون برباد خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      آموزش و نقد شعر

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      1