سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

اعضای آنلاین

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 29 بهمن 1397
  • قيام مردم تبريز به مناسبت چهلمين روز شهادت شهداي قم، 1356 هـ ش
13 جمادى الثانية 1440
    Monday 18 Feb 2019
      عقيده بازي ست كه به عقل نظم و نظام مي دهد.سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)

      دوشنبه ۲۹ بهمن

      خشکی دستان ز کار بی هدف

      شعری از

      محمد حسین نیک طبع

      از دفتر فروش روح به نسیه نوع شعر قصیده

      ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۷ ۰۴:۱۹ شماره ثبت ۷۰۱۸۵
        بازدید : ۱۳۰   |    نظرات : ۲۸

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر محمد حسین نیک طبع

      شب تمام کار و بارم خستگیست
      روزها چون تیرگی در بستر است
      خشکی دستان ز کار بی هدف
      باز می بارم که شرجی بهتر است
       
      هرچه در این خاطرات مبهمم
      گشتم از لبخند تو ردی نبود
      دشمنی های منو تو پیش هم:
      قسمتی بیهوده از چرخ کبود
       
      راستی مارا چه شد که این شدیم
      هیچ عشقی را که داشتیم یادت است؟
      آنشی در دامن خود داشتیم
      یعنی تنها عاشقی چند ساعت است؟
       
      می روم بازار تا بفروشمش
      روزها و روزها روح خویش را
      لیک بازار کسادی گشته است
      ارزشی نیست قلب پر تشویش را
       
      شب به شب یک لقمه نان در سفره است
      لیک گرمایی درون خانه نیست
      تازه میفهمم که آرامش فقط
      هفت خان قصه افسانه ایست
       
      نوکری سرپرست خود فروش
      پیش چشمان مدیر کارگاه
      کارگر ، شب خسته از تشویش روز
      سر ز آغول میکشاند سمت راه
       
      راستی از این دروغ های قشنگ
      چند وقت است سینه ام چرکین شده
      بس که افسار مرا دادند تکان
      وزن آن بر پوزه ام سنگین شده
       
      این مدیران سفیه پول دوست
      سفره ام را لیس لیسی میکنند
      عشق ما تبدیل به عادت شد هنوز
      بهر عادت نقشه ریزی میکنند
       
      نسل بعدی هم همین خواهند بود
      نسل وامانده افسار در دهان
      با رییسانی که هر سمت میکشند
      کارگرها را پی یک لقمه نان
       
      نسلی چون من و تویی که روزها
      جای دل دادن به هم پشت میکنیم
      افتخار نسل ما این است که
      ما بدون ریشه هم رشد میکنیم
       
      نسل بعدی چون ز ما یاد میکنند
      مسخره وار خنده ای خواهند نمود
      نسلی این قدر احمق و بی عرضه ایم
      که بگویند عمرشان بیهوده بود
       
      دست های پنبه ای مال مدیر
      دست های پینه بسته مال من
      سهم آقا زاده ها سیر و سرور
      سینه سنگین خسته مال من
       
      ما مدیر لایقی داریم چون ...
      -لقمه امشب به دستان رییس-
      عرف بازار است این ذلت کشی
      می دهد دستور : دستم را بلیس
       
      چون که قلاده زنی بر پوز گرگ
      میکشد چنگال ، آن را هم ببر
      لیک زنجیر عاقبت زنگ میزند
      وان زمان تو طعم نیشش را بخور
       
      لعنتی ها مردم سختی شدند
      این چقرهای دهه شصتی میخ
      آب و نان هم که ندی رشد میکنند
      ریشه شان بدجور میگیرد ز بیخ
       
      ما فقط با لقمه نانی ساختیم
      بر مدیر چاق خود پرداختیم
      هی دعا کردیم و فقر خویش را
      گردن اعمال بد انداختیم
       
      ساده بودیم ساده مثل برده ها
      آرزو کردن گناهی سخت بود
      آه نسلی که در آن سوختیم
      نگذریم از حق چقدر بد بخت بود
       
      ما که رفتیم هیچ اما دور نیست
      عقل نسل تازه رشد خواهد نمود
      پرسشی خواهد نمود از خویشتن
      آخرش حرف پدرهامان چه بود؟
       
      ۵
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      سه شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۷ ۱۰:۲۳
      درود بزرگوار
      بسیار زیبا و پر معنی است
      مبین مشکلات جامعه ما
      قلمت پایدار
      دستمریزاد خندانک
      محمد حسین نیک طبع
      محمد حسین نیک طبع
      چهارشنبه ۱۲ دی ۱۳۹۷ ۱۸:۲۶
      سپاس فراوان از حسن نظرتان
      جاوید باشید
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      پنجشنبه ۱۳ دی ۱۳۹۷ ۱۷:۳۰
      خندانک
      درودبرشما خندانک
      زیباقلم زدید خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      محمد حسین نیک طبع
      محمد حسین نیک طبع
      جمعه ۱۴ دی ۱۳۹۷ ۱۶:۵۰
      سپاس و درود بیکران
      لطف دارید خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مریم محبوب
      سه شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۷ ۰۷:۵۲
      درود خندانک خندانک

      دست های پنبه ای مال مدیر
      دست های پینه بسته مال من
      سهم آقا زاده ها سیر و سرور
      سینه سنگین خسته مال من
      خندانک خندانک خندانک
      محمد حسین نیک طبع
      محمد حسین نیک طبع
      سه شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۷ ۰۹:۳۲
      سپاس و ممنون از شما خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      فائزه طاهری(ماهور)
      سه شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۷ ۰۸:۱۴
      درود بر شما🌷🌷
      محمد حسین نیک طبع
      محمد حسین نیک طبع
      سه شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۷ ۰۹:۳۳
      سپاس فراوان خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      کبری یوسفی
      سه شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۷ ۰۹:۵۶
      سلام بزرگوار
      بسیار عالی وزیبا آفریدی
      دروتان
      درپناه خدا موفق وموید
      باشید
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      محمد حسین نیک طبع
      محمد حسین نیک طبع
      چهارشنبه ۱۲ دی ۱۳۹۷ ۱۸:۲۷
      سپاس فراوان
      لطفتان مزید
      ارسال پاسخ
      سید فرهاد شریفی (پژواک)
      سه شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۷ ۱۳:۳۷
      درد جامعه را زیبا بیان کرده اید
      احسنت خندانک
      محمد حسین نیک طبع
      محمد حسین نیک طبع
      چهارشنبه ۱۲ دی ۱۳۹۷ ۱۸:۲۸
      حقیقتا امروز همه درگیریم
      سپاس
      ارسال پاسخ
      علی مزینانی عسکری
      سه شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۷ ۱۴:۰۳
      ساده بودیم ساده مثل برده ها
      آرزو کردن گناهی سخت بود
      آه نسلی که در آن سوختیم
      نگذریم از حق چقدر بد بخت بود
      احسنت ولی بازهم نسل شما...
      خندانک خندانک خندانک
      محمد حسین نیک طبع
      محمد حسین نیک طبع
      چهارشنبه ۱۲ دی ۱۳۹۷ ۱۸:۳۱
      پایدار باشید
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      همایون طهماسبی (شوکران)
      سه شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۷ ۱۶:۰۲
      درودتان جناب نیک طبع عزیز
      بسیار زیباااااااااااااااااا
      خندانک خندانک خندانک
      محمد حسین نیک طبع
      محمد حسین نیک طبع
      چهارشنبه ۱۲ دی ۱۳۹۷ ۱۸:۳۱
      لطف دارید سپاس
      ارسال پاسخ
      ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)
      سه شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۷ ۱۸:۰۸
      جناب آقای نیک طبع عزیز، سلام علیکم.
      ...........................................................
      درود خد ابراوبادکه فرمود:...........
      ................................................
      وهمانامردم دودسته اند،گروهی پیروِ شریعت ودین،وبرخی بِدعت گذارند که ازطرفِ خدا،دلیلی ازسنّتِ پیامبر(صلی اللّه علیه وآله)ونوری ازبراهینِ حق،ندارند.
      ..............................................................
      دست های پنبه ای مالِ مدیر
      دست های پینه بسته،مالِ ما
      سهم آقازاده ها،سِیروسُرور
      سینه ی سنگین وخسته،مالِ ما
      .....................................................
      سروده ی زیبا یی ست وچون گویای حقایقی ازروزگارِ ماست،به دل می نشیند
      نشان از(طبعِ نیکِ)سراینده ای دارد که «درد» راخوب می فهمد، زبانش،درخدمتِ مردم است...ورسالتِ شاعری رابه خوبی انجام می دهد...
      ولی (باپوزش) حقیردراین(چهارپاره)..چندبارگریزازوزن رادیدم که گویا،برای(اَدای مفهوم)سعیِ بیشتری شده.....!درحالیکه معتقدم...میشد ومی شود..،هم رعایتِ مفهوم را داشت وهم وزن راازدست نداد....یکی دوبارهم ...،زبانِ (محاوره)...غالب برسنّت بوده است......
      ودرنهایت وباپوزشِ مجدد،می شود ازجناب(نیک طبع) انتظارداشت که باویرایشی دوباره ولطفی مجدّد.....این مسائل رابخوبی رعایت نماید که درغیراین صورت به نظرِ حقیر....ظلمِ براین سروده ی زیبا خواهدبود.
      ....................................
      ببخشید گرامی...حق یارتان بادانشاءا............
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      محمد حسین نیک طبع
      محمد حسین نیک طبع
      چهارشنبه ۱۲ دی ۱۳۹۷ ۱۸:۴۹
      با سلام خدمت استاد گرامی
      اول اینکه بابت وقت و دقتی که در مطالعه و نقد خوبتان گذاشتید واقعا سپاسگذارم و به دیده منت میگذارمش و از آنجا که از قلم و نگارش اشعار حضرت عالی بسیار لذت برده ام پس خود را ملزم دقت بیشتری میدانم
      دوم اینکه بنده تخصص بالایی در ساختار ادبی نداشته ام و مسائلی که فرمودید را در حد توان و اگر بتوانم تغییر خواهم داد با این حال در حال حاظر بهترین تلاش خود را داشته ام که البته عذر موجهی نمی باشد
      استاد گرانقدر بسیار از نقد شما سپاسگذارم و گاه گاهی اگر حوصله و وزن شعر را لایق دانستید بسیار خوشحال می شوم باز هم نقد شما را بخوانم
      همچنین فرمودید چهارپاره که نوع شعر را نیز حقیر از اینجا فهمیدم و این نکات را در عمل فهمیدن برای بنده بسیار ارزشمند می باشد و دلیلی شد که تحقیقی در این باره نیز انجام دهم
      باز هم سپاس فراوان خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      سه شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۷ ۲۰:۱۷
      درود بر شما خندانک خندانک خندانک خندانک
      محمد حسین نیک طبع
      محمد حسین نیک طبع
      چهارشنبه ۱۲ دی ۱۳۹۷ ۱۸:۴۹
      درود و سپاس فراوان خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مجید شیاسی  مجید
      سه شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۷ ۲۰:۲۶
      سلام درود فراوان برشما بسیار بسیارعالی و زیبا
      محمد حسین نیک طبع
      محمد حسین نیک طبع
      چهارشنبه ۱۲ دی ۱۳۹۷ ۱۸:۵۰
      درود و سپاس فراوان از حسن نظرتان
      ارسال پاسخ
      عارف افشاری  (جاوید الف)
      چهارشنبه ۱۲ دی ۱۳۹۷ ۱۲:۴۷
      وزن شعر را فدای معنی کردید خندانک
      محمد حسین نیک طبع
      محمد حسین نیک طبع
      چهارشنبه ۱۲ دی ۱۳۹۷ ۱۸:۵۲
      سپاس بهترین تلاشم را کردم ولی سعی می کنم در آینده بهتر شود خندانک
      ارسال پاسخ
      عظیم شفاعت
      پنجشنبه ۱۳ دی ۱۳۹۷ ۱۷:۲۲
      استاد محمد حسین نیک طبع
      درود بر شما چه زیبا و روان آنچه ما در سینه داشتیم
      سروده اید دست مریزا .لیک نسل ما اینگونه بی حاصل نبود
      گر چه راه را گم کردیم . ای کاش که جوانان کنونی چون ما بودند خندانک خندانک خندانک
      محمد حسین نیک طبع
      محمد حسین نیک طبع
      جمعه ۱۴ دی ۱۳۹۷ ۱۶:۵۳
      سلام و درود
      لطف دارید و سپاس از نظرتان
      البته که درست می فرمایید و منظور بنده هم از بیهودگی ، از دیدگاهی خاص بود
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      زهرا داودی (داناک)
      شنبه ۱۵ دی ۱۳۹۷ ۰۶:۴۲
      درودبرشما,, قلمتان جاوید 💐💐
      محمد حسین نیک طبع
      محمد حسین نیک طبع
      شنبه ۱۵ دی ۱۳۹۷ ۲۰:۳۶
      سپاس فراوان بانو
      جاوید باشید
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      آموزش و نقد شعر

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.