سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

اعضای آنلاین

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 24 آذر 1397
    8 ربيع الثاني 1440
    • ولادت حضرت امام حسن عسكري عليه السلام، 232 هـ ق
    Saturday 15 Dec 2018
      من تا آنجا كه می‌توان، حق‌شناسی می‌كنم، ولی چون پول ندارم، جز ستایش، كاری از دستم برنمی‌آید. سقراط

      شنبه ۲۴ آذر

      سایه مجهول

      شعری از

      نسترن کوشکی(پاییزی)

      از دفتر شعرناب نوع شعر نیمائی

      ارسال شده در تاریخ ۸ روز پیش شماره ثبت ۶۹۵۳۰
        بازدید : ۱۰۸   |    نظرات : ۲۰

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر نسترن کوشکی(پاییزی)
      آخرین اشعار ناب نسترن کوشکی(پاییزی)

      گه گاهی او مرا مینگریست
      سایه اش را
      از روی دیواری
      که اقاقی ها دوره اش کرده بودند
      همچو اختران‌شب میدیدم
      گنگ و آرام بود
      التهاب تپش های قلبش
      یک به یک‌ زیر و برم را می ربود
      گرم‌میشد سراپای تنم از بویش
      بوی خاک نم باران زده میداد
      آنچنان کرد مرا مست
      به یکباره شدم‌مدهوشش
      زد هوا و حال قلبم را همان سایه مجهول بهم
      زان شب همه شب منتظرش میماندم
      که بیاید و بگوید به من
      چه کسی است چه میخواهد ز من
      سایه اما دگرش باز نیامد ز شب
      من، حیران و پریشان و غضب
      دل در بند کسی بود که دیگر نبود
      سایه رفت،
      اما دلم را بربود
      ۸
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      ۷ روز پیش
      خندانک
      درودبرشما خندانک
      بسیارزیبابود خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      عباسعلی استکی(چشمه)
      ۶ روز پیش
      درود بانو
      بسیار زیبا بود خندانک
      صحبت  پارکی ( صُبی )
      ۶ روز پیش

      شاعر فرزانه
      سرکار خانم نسترن کوشکی
      آفریده ات چقدر زیبا و آشناست اگر چه در دست نیست
      رویایی عاشقانه- رومانتیکی دل انگیز ...
      عالی بود
      سلام
      مجید شیاسی  مجید
      ۷ روز پیش
      سلام بسیارزیبا و پراحساس درودبرشما
      نسترن کوشکی(پاییزی)
      ۶ روز پیش
      خندانک خندانک خندانک خندانک ممنون بانو
      کبری یوسفی
      ۶ روز پیش
      سلام بزرگوار
      زیباست
      دروتان
      در پناه حق خندانک خندانک خندانک

      شهرام مودب
      ۶ روز پیش
      دل در بند کسی بود که دیگر نبود
      قلمتان نویسا بانو
      درودتان خندانک
      سعید فلاحی
      ۶ روز پیش
      درود بی پایان
      عالی
      خندانک
      نسترن کوشکی(پاییزی)
      ۶ روز پیش
      تشکر دوست گرامی خندانک خندانک
      داریوش عرفانی(محزون)
      ۶ روز پیش
      سلام و درود
      قلمتان سبــــــــــز
      خندانک خندانک
      نسترن کوشکی(پاییزی)
      بسیار تشکر خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      فائزه طاهری
      ۶ روز پیش
      درود بانو👏👏👏👏👏
      به جمع ما خوش آمدید🌺🌺🌺🌺
      نسترن کوشکی(پاییزی)
      مرسی دوست عزیزم خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      همایون طهماسبی (شوکران)
      ۶ روز پیش
      دل در بند کسی بود که دیگر نبود
      سایه رفت،
      اما دلم را بربود
      درودتان بانو پائیزی گرامی
      بسیار زیباااااااا و دلنشین
      خندانک خندانک خندانک
      رسول رفیقی
      ۶ روز پیش
      عاشقانه ای بسیار زیبا از پنجره ی چشم کسی که معشوقه ی داستان بوده و حس رئالی که به نظر من از یک زمان و مکان کاملا حقیقی بیرون زده🌷🌷🌷 درود شاعر گرامی 🌷🌷🌷شاید معشوقه ی داستان اونقدر جذاب بوده که صاحب یک سایه ی رهگذر رو میخکوب و مات و مبهوت کرد برای مدتی و شاید سایه سفر کرد برای فرار از جنون درد عشقی که نزدیک بود به اندازه ی دیدن ولی دور به وسعت حس نرسیدن🌷🌷🌷
      نسترن کوشکی(پاییزی)
      نحایت تشکر،بخاطر نقد بسیار زیبا و زاویه دید رومنتیک :30 خندانک برداشتی زنده و در عین حال عاشقانه، برداشتی که دوست د‌ارم خیلیا اینطوری درکش کنن.عالی بود ممنون خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سعید چرخچی
      ۶ روز پیش
      درود بر شما خندانک
      پژمان بدری
      ۵ روز پیش
      با سلام
      ابتدا عذر مرا پذیرا باشید که بی تعارف مینویسم.
      چون شما تازه شروع به کار کردید و این نکته را هم در شعر قبل اشاره کردم لازم دانستم دوستانه مواردی دیگر را هم اشاره کنم که با این تعریف های همیشگی که باعث امید میشود ولی باعث صعود به قله های پیشرفت نمی شود در همان کوهپایه نشینید و با دوستان چای بخورید.
      این اثر از لحاظ احساس شاید توانسته باشد جزیی از احساسات شاعر را بیان کرده باشد اما اگر ما بخواهیم همین چیزهای دم دستی را بیان کنیم پس شعر چه فرقی با نثر دارد؟؟؟شعر متفاوت بیان کردن نثر است مثلا ما همیشه میشنویم باران می بارد اما وقتی میگوییم آسمان زاز میزند کلام را شعرگونه میکنیم
      این شعر یک کار نیمایی نیست و اولین چیزی که در خوانش شعر بنظر میرسد دست اندازهای فراوانیست که باید رفع شود
      وقتی به شعر می نگریم متوجه اشکالات صرف و نحو بسیاری میشویم یعنی شما با چابجا کردن فعل و فاعل به هیچ وجه نمیتوانید یه نثر را شعرگونه کنید یک مثال آنچنان کرد مرا مست...
      نکته ی بعدی استفاده از حروف اضافه به شکل کهن آنها می باشد یعنی از را ز بنویسیم
      حتی وقتی در بطن این کار کاووش میکنیم به نثرهای معمولی بسیاری میرسیم که خواسته اید با یک کلمه مثل همچو آنرا تشبیه کنید
      شاید تشبیه ساده ترین آرایه ی ادبی باشد که نوشته ی شما از آن بهره ای نبرده است
      میشود گفت وقتی غضب و شب را قافیه قرار دادید احتمالا از قافیه شناسی باخبرید و این نکته در دل تاریک مسیر امروزی شعر فانوسی ست که راه را از بیراهه به شما نشان میدهد.
      حال امیدوارم اگر به دندان پزشکی مراجعه کردیم تمامی دندانهای ما را نکشید خندانک خندانک خندانک خندانک
      مخلصون و مخلصات
      یاعلی
      نسترن کوشکی(پاییزی)
      سلام خیلی ممنون از نقدتون،نقده دیگه عذر خواهی لازم نیست،سعی میکنم به تذکراتتون توجا کامل رو داشته باشم،شما تشریف بیارید ما یه دندون اضافه هن بهتون میدیم خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      آموزش و نقد شعر

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.