سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

اعضای آنلاین

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 25 آذر 1397
  • روز پژوهش
  • روز تجليل از شهيد تندگويان
9 ربيع الثاني 1440
    Sunday 16 Dec 2018
      من تا آنجا كه می‌توان، حق‌شناسی می‌كنم، ولی چون پول ندارم، جز ستایش، كاری از دستم برنمی‌آید. سقراط

      يکشنبه ۲۵ آذر

      خزان

      شعری از

      فتانه خزاعی ( دلدیدار )

      از دفتر دل سرایه های تنهایی نوع شعر نیمائی

      ارسال شده در تاریخ ۱۱ روز پیش شماره ثبت ۶۹۴۷۵
        بازدید : ۱۲۸   |    نظرات : ۲۴

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر فتانه خزاعی ( دلدیدار )
      آخرین اشعار ناب فتانه خزاعی ( دلدیدار )

      هیچکس
      به در خانه ی تنهایی من
      زنگ نزد
      هیچ  سراغی نگرفت
      من و تنهایی بی حدِ خزان
      به هم آویزانیم
      او به تنهایی من
      من به رنگ زردِ
      دل بی حوصله و طاقت او
      آنچه پیداست
      میان من و او
      رنگ پژمرده ی غم
      رنگ خزان است هنوز
      ۸
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
      ۹ روز پیش
      دلتان بهار بانوی عزیز................ خندانک
      فتانه خزاعی ( دلدیدار )
      ممنونم نازنین بانو آلاله ی عزیز......همچنان مهربان دل شما خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      صحبت  پارکی ( صُبی )
      ۹ روز پیش

      شاعر فرزانه
      سر کار خانم
      فتانه خزاعی نازنین
      آقریده ات به قدری زیبا ست که هر مخاطبی را جذب می کند .
      این جاذبه متاثر خلق اثری ست ساختگرا که با زبا شاعرانه مزین و صرف نظر از آرایه های ادبی که به در جای جای شعر آنگونه که باستس هستند از استعارا و تشبیها بدیع هم با اشاره ای به علت ذکمی و قت عبور می کنیم اما از محتوای آن نمی شود چشم ۱وشی کرد.
      اگر چه نعقید ها و پیچیدگی زبانی گاه معنای پنهان متن را مشکل می سازد با این همه مضکین اثر عاشقانه ای باشکوه است که متاسفانه انگار یار کج خلقی می کند....
      متشکرم
      تا بعد
      سلام
      فتانه خزاعی ( دلدیدار )
      عرض سلام و ادب بر بزرگوار استاد صُبی گرامی
      از اینکه به این صفحه ی محقر قدم رنجه فرموده اید کمال امتنان را داشته و مرهون نگاه زیبا و نقادانه ی پر لطفتان هستم ....امید که هر چه بیشتر از محضرتان بیآموزم و لایق شاگردی تان باشم خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      عباسعلی استکی(چشمه)
      ۹ روز پیش
      درود بانو
      بسيار زيبا و خوش آهنگ بود خندانک خندانک خندانک
      فتانه خزاعی ( دلدیدار )
      مثل همیشه مرهون لطف و محبتتان هستم خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      امین شجاعی
      ۸ روز پیش
      در برخورد با شعر کوتاه شما اولین سؤالی که برای مخاطب پیش می آید این است که آیا قرار بوده شعری نیمایی بخوانیم یا شاعر از ابتدا قصد داشته شعری خارج از وزن بنویسد؟ در برخی بندها وزن را از دست داده است. ببینید:
      میان من و او
      رنگ پژمرده ی غم
      رنگ خزان است هنوز
      در این بند و بندهای دیگر شعر شاعر سطرهایش را بر طبق تقطیع عروض شعر نیمایی ننوشته است، پس مخاطب احساس می کند با شعر سپید آهنگین مواجه است
      ظن من به عنوان خوانندۀ این شعر این است که شاعر دارد شعر نیمایی شعر نیمایی می سراید، شعری شبیه به شعر اخوان اما از عهدۀ شعر و بهتر بگوییم از عهدۀ وزن برنیامده است. برای اینکه شعر نیمایی درست و دقیقی بنویسم، باید ابتدا وزن و عروض و تقطیع درست و بهنجار شعر را بشناسیم. شاعر در این شعر در برخی بندها تصور درستی از وزن و بی وزنی دارد و در برخی بندها نه. این نقیصه با تسلط بیشتر و مطالعۀ دقیق شعر و قواعد عروض مرتفع خواهد شد اما شعر، ایراد دیگری نیز دارد که با مطالعه و ممارست بیشتر به دست می آید.

      2.ایراد دیگر اطاله در محتواست
      بخوانیم چند مورد از این تکرار محتوا را
      هیچکس
      به در خانه ی تنهایی من
      زنگ نزد(نگرفتن سراغ از راوی)
      هیچ سراغی نگرفت(تکرار محتوای بند قبلی)
      من و تنهایی بی حدِ خزان
      به هم آویزانیم(ذکر تنهایی با تشبیه به تنهایی خزان)
      او به تنهایی من
      من به رنگ زردِ(همان تشبیه به خزان)
      دل بی حوصله و طاقت او
      آنچه پیداست
      میان من و او
      رنگ پژمرده ی غم
      رنگ خزان است هنوز(همان تکرار محتوای رنگ زرد)

      3.قطعا استحضار دارید که تشبیه چهار رکن دارد
      شبیه را به چهار رکن: مشبه، مشبه‌به، ادات تشبیه و وجه شبه تقسیم کرده‌اند که مشبه و مشبه‌به را که در اصطلاح طرفین تشبیه می‌نامند، دو رکن اصلی تشبیه به شمار می‌آیند.
      وجه شبه: به امر ادعایی که ارتباط مشبّه و مشبّه‌به را نشان می‌دهد و نحوهٔ مانندگی آن‌ها را نشان می‌دهد، وجه شبه می‌گویند.
      حالا با در نظر گرفتن این توضیح سوالی که برای خواننده ایجاد می شود این است که وجه شبه خزان و تنهایی در چیست؟؟؟


      در انتها به شاعر گرانقدر توصیه می شود در باب قافیه عروض شعر نیمایی و همچنین دستورزبان شعر مطالعه بیشتری داشته باشد
      کتاب جایگاه قافیه در شعر نو بقلم استاد شفیعی کدکنی را مطالعه بفرمایند
      در خصوص توضیح وزن عروضی در شعر نیمایی مطلبی را خدمتتان ارسال می کنم

      امید که جسارت بنده رو ببخشید
      موفق و پایدار باشید

      خندانک خندانک خندانک
      امین شجاعی
      ۸ روز پیش

      وزن شعر نیمایی را بر اساس بحر , می سنجند . و شعر نیمایی شما در بحر رمل سروده شده . و شما می توانید از تمام زحافات ارکان اوزان بحر رمل در این شعر استفاده کنید .

      در بحر رمل دو رکن پایه داریم به نام

      1- فاعلاتن
      2- فَعَلاتن

      در عروض نیمایی , این دو تا رکن , رکن های پایه ی بحر رمل . و شما این اختیار را دارید که از تمام زحافات این دو رکن استفاده کنید . منظور از زحافات این دو رکن این است که شما از آخرین حرف این دو رکن اگر شروع کنید به حذف کردن , به تعداد حروفی که حذف می کنید , آنچه باقی می ماند به عنوان رکن مزاحف می توانید استفاده کنید .

      از فاعلاتن شروع می کنیم و حروفش را از آخر حذف می کنیم .و آنچه باقی می ماند را می نویسیم :

      فاعلاتن
      فاعلات
      فاعلا
      فاعل
      فاع
      فا
      ف

      همین کار را با رکن پایه ی ( فَعَلاتن ) انجام میدهیم :

      فَعَلاتن
      فَعَلات
      فَعَلا
      فَعل
      فع
      فَ عَ
      ف

      +
      فع لا
      فع لا تن

      تذکر :
      - چنانچه چینواژه های ما ( مصراع های ما ) دارای رکن پایه هستند . رکن پایه همیشه در ابتدای چینواژه ( مصراع ) قرار می گیرد . یعنی هیچگاه نباید رکن مزاحف قبل از رکن پایه قرار بگیرد . مگر اینکه با رکن پایه ایجاد وزن دوری بکنند .
      - همیشه رکن هایی که کمترین حذفی را دارند در ابتدا قرار می گیرند و رکن هایی که بیشترین حذفی را دارند بعد از آنها بکار گرفته می شوند .
      مثلن :
      فاعلاتن - فاعلات - فاع
      - چنانچه یکی از چینواژه ها ی ما ( مصراع های ما ) تک رکنی باشد می تواند هر کدام از رکن های حذفی برشمرده باشد . فرض می کنیم بند ما از نوع بند اساس هست و طبق فرم بند اساس دارای سه چینواژه ( مصراع ) می باشد . و فرض می کنیم شعر ما در بحر رمل سروده شده . حالا صورتهای مختلفی که بند اساس ما بر اساس رکن های پایه و حذفی می تواند داشته باشد بسیار بسیار متنوع است . یعنی دست شما برای خلق تصویر و پروراندن محتوای آن بند کاملن باز است . من فقط به چند مورد بصورت ترسیم کروکی آن شکلی که بند اساس ما با توجه به رکن های پایه و حذفی می تواند داشته باشد اشاره می کنم


      بند اساس بندی هست که دارای سه چینواژه هست و هر چینواژه یک نقش تعریف شده را در بند ایفا می کند . شروع بند با ( چینواژه ی پیشزمینه ) هست . که در آن شروع اندیشه استارت می خورد و زمینه ی شکل گیری تصویر را در بند فراهم ئمی کند . . بعد از آن ( چینواژه ی رابط ) قرار دارد که وظیفه اش بسط و توسعه ی اندیشه و تصویر است . و در آخر ( چینواژه تکمیلی ) قرار دارد که در آن اندیشه و تصویر به نتیجه می رسد .
      ........................ پیشزمینه ( یا آغازبند)
      ........................ رابط ( یا میان بند)
      ......................... تکمیلی ( یا پایان بند )

      تذکر :
      - چنانچه چینواژه های ما ( مصراع های ما ) دارای رکن پایه هستند . رکن پایه همیشه در ابتدای چینواژه ( مصراع ) قرار می گیرد . یعنی هیچگاه نباید رکن مزاحف قبل از رکن پایه قرار بگیرد . مگر اینکه با رکن پایه ایجاد وزن دوری بکنند .
      - همیشه رکن هایی که کمترین حذفی را دارند در ابتدا قرار می گیرند و رکن هایی که بیشترین حذفی را دارند بعد از آنها بکار گرفته می شوند .
      مثلن :
      فاعلاتن - فاعلات - فاع
      - چنانچه یکی از چینواژه ها ی ما ( مصراع های ما ) تک رکنی باشد می تواند هر کدام از رکن های حذفی برشمرده باشد . فرض می کنیم بند ما از نوع بند اساس هست و طبق فرم بند اساس دارای سه چینواژه ( مصراع ) می باشد . و فرض می کنیم شعر ما در بحر رمل سروده شده . حالا صورتهای مختلفی که بند اساس ما بر اساس رکن های پایه و حذفی می تواند داشته باشد بسیار بسیار متنوع است .
      و اما در مورد چند وزنی در یک شعر:

      در شعر نیمایی بنا بر توصیه های نیما در آثارش بکار بردن چند وزن در یک شعر نیمایی ایرادی ندارد به شرطی که

      1- محتوای شعر این تغییر وزن را بنا بر حالت روحی که در امتداد موضوعی آن هست از ما بطلبد . یعنی اگر در امتداد موضوعی محتوای ما بعد از بیان تغزلی و غنایی , موضوع ما به تراژدی ختم بشود . وزن قسمت تغزلی باید با وزن قسمت تراژدی شعرمان متفاوت و متناسب با آن حالت روحی باشد که هر کدام چه تغزلی و چه تراژدی از ما بطلبد .

      2- این تغییر وزن که متناسب با حالات روحی اتخاذ شده به هیچ وجه نباید توی ذوق بزند . و خللی در موسیقی بیرون وارد کند . مثل کاری که شجریان در آواز انجام میدهد . وقتی از یک دستگاه موسیقیایی میخواهد به دستگاه دیگر برود از طریق گوشه هایی در هر دو دستگاه اینکار را انجام میدهد که آن گوشه ها به هم نزدیک هستند .

      تغیر وزن بایست مثل دور زدن ماشین در دوربرگردان عمل کند . نرسیده به دوربرگردان راهنما زند و سرعت را کم کرد و با احتیاط وارد لاین مخالف شد .

      فروغ فرخزاد بنا بر سلیقه ی خود آمده است و دو وزن را در یک شعر بدون در نظر گرفتن آنچه برشمردیم بکار گرفته است .

      چند وزنی و یا چندصدایی در شعر به هیچ وجه به معنی بکار بردن تفننی دو یا چند وزن در یک شعر نیست

      همانطور که شعر کلاسیک دارای واحد شعری ( مصراع ) هست و هر دو مصراع یک واحد بزرگتر بنام ( بیت ) می سازند و اساس تقطیع را بر بیت میگذاریم . در شعر نیمایی هم که واحد شعری آن که برخی مصراع می نامند و برخی سطر ( که اینجانب با هر دو مخالفم چون کاربرد هزار و صدساله ی مصراع باعث شده که تداعی کننده ی توازن رکنی باشد و این تداعی مغایر با واحد شعری شعر نیمایی ست و سطر هم عبارت مناسبی برای نامیدن واحد شعری برای قالب نیمایی نیست و در نثر کاربرد دارد و ذهنیت را به سمت نثر می برد )

      من ترجیع می دهم با عنایت به تئوریهای نیما و اینکه واحد شعری در شعر نیمایی مقید به تعداد رکن نیست آنرا (( چینواژه )) بنامم .

      اگر واحد شعری را در شعر نیمایی چینواژه محسوب کنیم . با توجه به اینکه دارای تنوع هستند هم در فرم ( که تک رشته ای باشند یا دورشته ای ) و هم در عملکرد که یا نقش پیشزمینه ای دارند , یا ربطی , یا تکمیلی / و یا گاه بصورت تاکیدی , تقویت کننده ی چینواژه های اصلی هستند ) این واحد شعری که چینواژه نام دارد تشکیل یک واحد بزرگتری میدهد بنام (( بند ))
      و چون (تنوع چینواژه ها) باعث می شوند (تنوع بند) داشته باشیم . چه خوب بود که هم جناب ضیا و هم دیگران ( منظور پژوهشگرانی که در نسخه ی pdf پایان نامه های دانشجویی شان به شعر و قالب نیمایی پرداخته اند ) تقطیع را بر اساس بند انجام میدادند . تا علاقمندان به شعر نیمایی راحت تر با قالب و شعر نیمایی انس بگیرند . البته از نظر من آنها هم تقصیر ندارند . خود نیما که تئوریسین شعر نو نیمایی هست در ابتدا مقید به تفکیک بند نبود . در اصل به مرور زمان نیما متوجه می شود که فقط پرداختن به عدم تساوری ارکان در مصراع ها کافی نیست . چون علاوه بر اینکه آنچه در ذهن داشت شباهتی به بیت نداشت , زیرساخت آن هم متفاوت از زیرساخت بیت در شعر کلاسیک بود . اینجاست که بجای واحد بیت , واحد بند را معرفی می کند . و سعی می کند در اشعارش , تفکیک بند را رعایت کند . بعدها , علاقمندان و شاگردان مکتب او از یکجاهایی به بعد با تکیه بر اشعاری از نیما که اصل تفکیک بند در آنها رعایت شده بود سعی کردند بر خلاف رویه ی گذشته شان که تفکیکی در کار نبود و تمام شعر نیمایی شان طوری در هم تنیده بود که نمیشد آنرا بصورت بند تفکیک کرد با تاسی از نیما به این مهم و این اصل بنیتدی در شعر نیمایی گرایش پیدا کردند . سهراب سپهری از صدای پای آب به بعد خودش را مکلف می کند تا اصل تفکیک بند را رعایت کند . اخوان از جمله نیمایی سرایانی ست که این مهم را در اکثریت اشعارش رعایت کرده . حمید مصدق به کوتاه سروده های نیمایی روی می آورد . ولی در پشت این کوتاه سرایی , ذهن او دریافته بود که بندها می توانند متنوع باشند . شاید او در حال کشف رابطه ها در شکل گیری انواع بندها بوده و یا گوشه ای از ذهنش درگیر آن بوده . ولی اثر مکتوبی از ایشان که موید این موضوع باشد را نداریم
      سهراب بدون اینکه بخواهد تئوری پردازی کند , با آن حس زیبایی شناسی که به واسطه ی هنر نقاشی داشت تا حدودی به بندهای ساده و مرکب و بند اساس وقوفی زیباشناسانه پیدا کرده بود . او هم مطلبی در این مورد به یادگار نگذاشته است که بدانیم واقعآ تصور ما درست هست یا خیر . اخوان برعکس بقیه دست به قلم می شود و تا حدودی وارد سایه روشن زیرساخت بند می شود . . امروزه هم در کتاب های عروض که منتشر می شود بخشی را به عروض نیمایی اختصاص میدهند ولی چون شناختی از زیرساخت بندها و تنوع بندها ندارند به همان تکرار مکرارات اکتفا می کنند . به هر حال با ظهور احمد شاملو و رونق گرفتن نثرسروده ها( اشعار منثور ) هم نیما و هم شعر نیمایی به حاشیه میروند و ادامه ی راه نیما مسکوت می ماند و بسیاری از تئوریهای او روی زمین می ماند .
      امروزه علاقمندان به شعر نیمایی اگر تمام دنیای مجازی را زیر و رو کنند چیزی جز تکرار مکررات مطالبی گنگ و یک مشت کلی گویی نخواهند یافت .
      تئوریهای نیما هم مثل یک پازل پراکنده است . و در کتاب حرف های همسایه و نامه ها و نامه ای به شین پرتو و .... پراکنده اند . و هرکس به سلیقه ی خود آن را می چیند و نقشی نو رقم میزند . مثلن اینکه ( شعر باید به طبیعت نثر نزدیک شود ) س نگ بنای نثرسروده ها میگردد .که صدالبته اشعارمنثور هم به عنوان گونه ای ادبی در ادبیات فارسی نیاز ادبیات ما بود . ولی منظور نیما از این عبارت را باید با تمام دیدگاه های او در نظر گرفت تا مقصـود او را دریافت . او با حفظ عروض این حرف را میزند نه با حذف آن . بگذریم .

      امید که اندک سواد این کمترین در راستای تبادل اطلاعات برایتان مفید بوده باشد

      با احترام
      امین شجاعی
      ۸ روز پیش
      عذر خواهی بنده رو بابت تایپ نکردن سلام و عرض ادب در ابتدای عرایضم پذیرا باشید
      از مشکات تایپ با گوشی همین است که گاها سطر بندی نوشتن درهم میخورد


      خندانک خندانک خندانک خندانک
      فتانه خزاعی ( دلدیدار )
      استاد شجاعی بزرگوار
      عرض سلام و تشکر ویژه از حضور پر لطف و زحمت بی دریغ تان بابت نقد و راهنمایی های لازم در سبک نیمایی و امید به بهره مندی بیشتر حقیر از محضر ادبی اساتید ارجمند در این سایت ، لازم به ذکر است که رشته ی تحصیلی حقیر (کارشناسی جامعه شناسی و ارشد مدیریت) چندان ارتباطی به ادبیات نداشته است و سه چهار سال اخیر به دلیل اوقات فراغت بیشتر، توجه ام به نوشتن و شعر و...جلب شده است و البته که جای مطالعه ی بسیاری برای پیشرفت در سرودن اشعار قطعا برایم وجود دارد و آشنایی با این سایت نیزخود انگیزه ی آموختن بیشتر را برایم فراهم آورده است. در هر صورت از اینکه افتخار آموختن از محضرتان را داشته ام بسیار خوشحالم .....سالم و سربلند باشید.... خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      کبری یوسفی
      ۱۰ روز پیش
      سلام بانو بزرگوار
      زیبا قشنگ مثل همیشه
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      فتانه خزاعی ( دلدیدار )
      سلام ممنون از توجه تان بانو یوسفی عزیز خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد رضا نظری(لادون پرند)
      ۹ روز پیش
      احساست قشنگه خندانک خندانک خندانک
      فتانه خزاعی ( دلدیدار )
      سپاس از حضور و نگاه زیبای شما استاد پرند گرامی خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      همایون طهماسبی (شوکران)
      ۹ روز پیش
      آنچه پیداست
      میان من و او
      رنگ پژمرده ی غم
      رنگ خزان است هنوز
      درودتان بانو دلدیدار گرامی
      بسیار زیبااااااااااااااا و پائیزی
      خندانک خندانک خندانک
      فتانه خزاعی ( دلدیدار )
      ۹ روز پیش
      ممنونم از حضور گرم و بیریغ شما استاد شوکران بزرگوار خندانک خندانک خندانک
      مجید خوش خلق سیما
      ۹ روز پیش
      درودی بی پایان خدمت استاد بانوی سرزمینم .. قطعه ای دیگر هر چند غمگین امّا بیانگر حرف های ناگفته دل های بسیاری از انسان ها ... روزگارتان همواره بیش از پیش بهاری و سبز باد .. هر چند پاییزی بودن هم عاشقی است . خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      فتانه خزاعی ( دلدیدار )
      سپاسگزار همیشه ی الطاف شما هستم خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مجید شیاسی  مجید
      ۸ روز پیش
      سلام درود برشما بسیار زیبا و پراحساس
      فتانه خزاعی ( دلدیدار )
      سلام و سپاس از قدم رنجه ی پر لطفتان خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      لمیا سبتی پور (صحرا)
      ۸ روز پیش
      سلام بانوجان
      شعر زیبا ودلنشین خواندم خندانک خندانک خندانک
      دلت بهاری وبی غم خندانک
      خندانک
      فتانه خزاعی ( دلدیدار )
      سلام نازنین بانوی صحرا
      ممون از حضور پر لطفت ...... خندانک خندانک خندانک دلت دریایی و آرام و بی غم خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      رضا زمانیان قوژدی خلو دخو
      ۶ روز پیش
      خندانک خندانک خندانک
      آفرین بانو
      زیبا و دلنشین است سرودۀ نابتان.
      فتانه خزاعی ( دلدیدار )
      ۶ روز پیش
      سلام جناب خلو دخوی بزرگوار
      آفرین بر حضور بی ریای شما خندانک سپاسگزارم از توجه شما خندانک خندانک خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      آموزش و نقد شعر

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.