سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

اعضای آنلاین

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 1 خرداد 1398
  • روز بهره‌وري و بهينه‌سازي مصرف
  • روز بزرگداشت ملاصدرا، صدرالمتألهين
  • آغاز محاصرة اقتصادي جمهوري اسلامي ايران توسط آمريكا، 1359 هـ ش
19 رمضان 1440
  • ضربت خوردن حضرت علي عليه السلام، 40 هـ ق
Wednesday 22 May 2019
    هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . مولانا

    چهارشنبه ۱ خرداد

    گلایه از خدا

    شعری از

    پیمان بهجتی

    از دفتر هبوطیان نوع شعر دلنوشته

    ارسال شده در تاریخ شنبه ۳ آذر ۱۳۹۷ ۲۳:۴۸ شماره ثبت ۶۹۲۱۵
      بازدید : ۷۱   |    نظرات : ۸

    رنگ شــعــر
    رنگ زمینه
    دفاتر شعر پیمان بهجتی

    خداوندا
    مرا ببخش، اندک گِلِه‌ای در دلم هست
    میخاهم برایم بگویی
    شده است که یک شب
    فقط یک شب
    گرسنه سر بر بالین بِنَهی؟
    آهـــ معذرت میخاهم، تو خدایی و بی نیاز از نیازهای ما انسانها!
    اما در این دنیایی که خالقش تویی، بسیارند کسانی که شب را با شکمی گرسنه به صبح میرسانند...
    حتما حکمتی است، نه؟!!!!!
    این همه ظلم
    بی عدالتی
    فقر
    کشتار
    خونریزی و خونخواری
    حکمتی دارد، مگر نه؟!!!
    سی و یک بهار
    سی و یک تابستان ، پاییز و زمستان را دیدم
    اما افسوس که به تباهی و نادانی گذشت
    چراکه هنــــوز حِکمتِ حُکمهایت را ندانستم...
    ترسم از این است که روزها و سالهای باقی مانده از زندگانی ام را
    در این جهالت سر کنم و نادان از دنیا رختِ سفر ببندم
    اما...
    اما در آن دنیا حتما از تو سوال خواهم کرد:
    این همه تبعیض بین بندگانت، چــــــرا؟...
    #پیمان_بهجتی
     
     
    ۲
    اشتراک گذاری این شعر

    نقدها و نظرات
    عباسعلی استکی(چشمه)
    دوشنبه ۵ آذر ۱۳۹۷ ۱۳:۱۳
    درود گرامی
    مناجاتی زیبا و رندانه
    مبین مشکلات جامعه
    مزین به نقد نافذ استاد شفیعی عزیز خندانک خندانک خندانک
    مجتبی محسنی راد(مهاجر)
    دوشنبه ۵ آذر ۱۳۹۷ ۰۵:۱۹
    این همه سوال بی جواب ...
    این همه فکر وخیال...
    درجوابت چه بگویم ای جان....
    وفقط این...
    که تو باید بروی سوی کتاب...
    تو سوالات خویش زحکیمان زمانه
    از آیات الهی ،ز گنجینه اسرار خدا
    از هویدای دل خویشتنت سوالی بنما..
    و به تو قول دهم که رسی تو به جواب.... خندانک #مهاجر
     موسی عباسی مقدم
    دوشنبه ۵ آذر ۱۳۹۷ ۰۸:۴۵
    درود بزرگوار حرفهای جکیمانه ای بود خندانک خندانک خندانک
    مجید شیاسی  مجید
    دوشنبه ۵ آذر ۱۳۹۷ ۱۰:۲۵
    سلام درود البته تقصیر خود بشر است اگر همه از خدا پیروی می کردند این چنین نمی شد یا علی
    مجتبی شفیعی (شاهرخ)
    دوشنبه ۵ آذر ۱۳۹۷ ۱۲:۴۰
    سلام
    چندمین نوشته ی شما را میخوانم
    دلنوشته های زیبایی هستند
    اما در ارسال ان دو نکته به نظرم میرسد
    اگر دل نوشته را اه نوشته بگوییم به شعر نو کوتاه نزدیک میشود و مورد پسند تر است
    شما زیباهایتان طولانی است جا برای خلاصه شدن دارد...در ان صورت از حالت متن به کوتاه سپید یا نو نزدیک میشود
    من فکر میکنم شعر باید خواننده را به چالش فکری بکشد
    البته این فقط فکر من است دوستان بهتر میدانند
    ابوالحسن انصاری (الف رها)
    دوشنبه ۵ آذر ۱۳۹۷ ۱۴:۴۹
    خندانک خندانک خندانک
    صحبت  پارکی ( صُبی )
    دوشنبه ۵ آذر ۱۳۹۷ ۱۵:۴۵

    آنچه را مورد دلنوشته ات بودجناب شفیعی به زیبایی بیان کرده است...
    اما
    مشکلی نیست که آسان نشود
    مرد باید که هراسان نشود
    سی سالگی اول جوانی ست
    به صورت مستمر شعر و رمان و....بخوان
    متشکرم
    سلام
    همایون طهماسبی (شوکران)
    دوشنبه ۵ آذر ۱۳۹۷ ۲۱:۵۱
    درودتان خندانک خندانک خندانک
    تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


    ارسال پیام خصوصی

    آموزش و نقد شعر

    نظرات

    مشاعره

    کاربران اشتراک دار

    محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
    کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
    استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.