سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

اعضای آنلاین

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 28 آبان 1397
    12 ربيع الأول 1440
    • ميلاد حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله به روايت اهل سنت - آغاز هفتة وحدت
    Monday 19 Nov 2018
      من تا آنجا كه می‌توان، حق‌شناسی می‌كنم، ولی چون پول ندارم، جز ستایش، كاری از دستم برنمی‌آید. سقراط

      دوشنبه ۲۸ آبان

      استغفرالله

      شعری از

      همایون طهماسبی (شوکران)

      از دفتر شعرناب نوع شعر غزل

      ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۶۸۱۵۹
        بازدید : ۴۳۵   |    نظرات : ۲۴

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر همایون طهماسبی (شوکران)
      آخرین اشعار ناب همایون طهماسبی (شوکران)

      استغفرالله! که خدا، در کارِ خود درمانده است
      چرا؟ به جُرمِ یک گناه، ابلیسِ خود را رانده است
      پس ازسقیفه و غدیر، هر کس نمایندۀ توست
      اُموی و عباسی هم خود را ولایت خوانده است
      تو ای اَرْحَمَ الْراحِمْین، مهرت چو مهرِ مادر است
      گران فروشِ دینِ تو، نذیر و ترساننده است
      به کامِ خود تفسیر کنند، نشانه و آیاتِ تو
      توبه! اگر گویم خدا؛ از دستشان شرمنده است
      هنرِ این بی خردان تزویر و نیرنگ و ریاست
      بدونِ این رندانِ رند، دینِ خدا پاینده است
      حلوایِ نقدت، ای خدا، خمس و زکات و روزه است
      غُلمان و حورت نسیه و حواله به آینده است
      گفتی: رسولِ هر دیار، از خودِ قوم گزیده ای
      در جنگ بین ادیان کدام خدا برنده است؟
       
       
       
      ۵
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      فری میناسیان (طبیعتگرا)
      حدود ۱ ماه پیش
      جناب همایون طهماسبی (شوگران) با سلام، ارادت و عرض ادب !

      پیش از این که در مورد شعرتان قلم بزنم، این را بسیار ضروری دانستم تا اشاره موجزی به رسالت شاعری کرده باشم. تداعی همین رسالت شاعرانه از چند جنبه دارای اهمیت ویژه است که با جمعبندی کوتاهی به آنها اشاره میکنم:

      1ـ شاعر بایستی در درجه اول اهمیت با دو تا پایش بر روی واقعیتها بایستد و مثبت فکر بکند. فکر مثبت به معنای ریاضی کلمه نیست، بلکه مثبت (از لاتین: Positivum) به معنی " واقعیت مادی ـ عینی، در طبیعت و جامعه " میباشد که در آن زندگی واقعی، شناختهای تجربی ـ علمی، جهان بینی، آگاهی ، شعور فردی ـ اجتماعی ، زبان، افکار، احساسات و غیره شکل میگیرند. بنابراین، زیباشناسی زبان و افکار شاعر در "درک ژرفش نسبت به واقعیتهای مادی ـ عینی و مظاهر آنها در اشکال مختلف" است که تأثیرات مستقیمی را بر روی حواس پنچگانه دارند که ما در همه جا مظاهر رنگارنگ، عطر و بوی آنها را بر روی روانمان درک میکنیم. بنابراین علتی بی معلوم و معلولی بی علت نیست. بنابراین علت و معلول یابی است که به نیروی دینامیکی زبان، فکر، اندیشه، آگاهی، شناخت و انگیزهایمان تبدیل شده اند و مدام تبدیل میشوند.
      همین علت و معلول یابی، سرآغاز آزادی انسان است، نه در اراده آزاد انسانی که نه از نظر فیزیولوژیکی و نه از نظر مغز شناسی موجود است زیرا که مغز بر پایه سببهای جهان مادی خارج از خودش عمل میکند و جهت یابی اش نسبت به طبیعت مادی پیرامونش بر پایه هورمونهای بدن است،
      بنابراین مغز نمی تواند تصمیم بگیرد و این زبان است که خواسته های فردی و خواسته های اجتماعی را در یک اجماع آگاه به مغز تحمیل میکند.
      در این باره علم روان شناسی اشتباه میکند که از اراده بدون هرگونه اثبات علمی دفاع میکند و آن را پایه آموزشهای خودش قرار داده است که برگرفته از فلسفه شوپنهاور و جبر ربانی (دترمینیزم عقلانی) است علی رغم اینکه زیگموند فروید به منزله پدر روان شناسی غرب، ادعای عقل و عقلگرائی را یک بیمار روانی برای کل بشریت میداند که با این ادعا حیوان بودن انسانها مورد انکار قرار میگیرد تا خودشان را به منزله موجودات آسمانی تصور بکنند.

      بنابراین، ما باید برای میسرسازی تکامل فکر خلاق بایستی، شهامت زبان داشته باشم و برای تکامل فکر خلاق و پژوهشگر جایگاه خودمان را در این جهان طبیعی ـ مادی عینی با خودآگاهی تعیین بکنیم، بدون این که به تحت قیمومت و اسارت "عدم تفکر" کسانی برویم که درصددند، "جبر آسمانی" مجازی را به دیگران تحمیل بکنند که وجود ندارد و زائیده تخیلات حیوانی به نام انسان است که بر روی چهار دست و پا راه میرفته است و تازه از 62 هزار سال قبل توانسته است بر روی دو تا پاهایش بایستد و قامت مستقیم داشته باشد.

      2 ـ فرق شاعر با آدم معمولی در این است که شاعرمقلد تکرار مکررات نیست که متأسفانه پایه آموزش و پرورش بر آن استوار است. مقلد بودن و تقلید (Mimesis) به منزله طرز تفکر اقطراری است و هیچگونه خلاقیتی را محتوی نیست و فقط به معنای درجا زدن در بی مسیری میباشد و تکرار مکررات بی مزه است، ذائقه شاعرانه را تحریک نمیکند، سلقیه زائی و لذتگرائی زیباشناسایانه را کرخت میکند.

      3 ـ شاعر باید یک جهان بینی علمی داشته باشد تا از آن به منزله قطب نما برای جهت یابی استفاده بکند، به تاریخ فرهنگی کشورش واقف باشد و با استفاده از تاریخ فرهنگیِ تطبیقی سایر کشور مناسبات بین المللی را بشناسد و از زبان دیگران به ارزیابی فرهنگ کشور خودش آگاه باشد بدون آنکه دچار وقایع نگاری بشود که آن کار یک تاریخ شناس است.. علاوه بر این به موضع آنتروپولوژیکی ـ حهان بینانه و جایگاه تاریخی تکوینی خودش در ابعاد فرهنگی مختص کشورش واقف و آگاه باشد.

      4 ـ شاعر باید شهامت زبان و بیان داشته باشد و از انتقاد نهراسد که برای خلاقیت آفرینی، تصحیح و تنطیم شناختهایش بسیار مهم است برای این که در اغلاط خود و دیگران ساخته غرق نشود.
      به قول گئوته، شاعر آلمانی: "ما در همه جا، در کتابهای علمی دانشگاهی، در کتابهای مدارس، در مجلات علمی و مطبوعات در اشتباهات و اغلاط خودمان شنا میکنیم برای این که در آنها غرق نشویم، آنچه را که غلط است باید اصلاح بکنیم و آنچه را درست است مدام به آن اشاره بکنیم ".

      زبان و تفکر منطقی بر پایه واقعیات مادی ـ عینی، شاخصهائی هستند که سلامت روان ما را تضمین میکنند تا به دام خرافات، مجازیات، جزمگرائی (دگماتیزم)، ملیوریزم، تصادفگرائی و تجریدات انتزاعی صِرف نیافتیم. لذت دائمی زندگی در واقعیتهای عینی است که از طبیعت به همه ذرات وجودمان مثل مهتاب و نوازش نسیم میتراود.

      جناب طهماسبی، شما یک شاعر هستید . چرا شما خودتان را به منزله یک اپوزیسیونیست فلسفی در سمت چپ خدا قرار میدهید و به او اتهام درماندگی در عقلانیتش میزنید و با طرح استفهام فلسفی او را دادگاهی میکنید که چرا ابلیس را به جرم یک گناه از خود رانده است؟ چرا شما به منزله یک شاعر نقش وکیل مدافع ابلیس را به عهده خودتان میگیرید؟

      همزمان دارید نسبت به خدا از از زبان لابه و چاپلوسی استفاده می کنید و نقش وکیل مدافعش را بازی میکنید : هر کس نماینده توست، مهرت چو مهر مادر است، گران فروشِ دینِ تو، نذیر و ترساننده است به کامِ خود تفسیر کنند، نشانه و آیاتِ تو. توبه! اگر گویم خدا؛ از دستشان شرمنده است .هنرِ این بی خردان تزویر و نیرنگ و ریاست بدونِ این رندانِ رند، دینِ خدا پاینده است.
      در پایان شعرتان به منزله یک مسلمان به وحدانیت الله شک کرده و از او میپرسید: در جنگ بین ادیان کدام خدا برنده است؟

      جناب طهماسبی! چرا این مثلث اخلاقی متضاد؟ لطفاٌ فلسفه را به فیلسوف، دین را به دین شناس و خدا را به خداشناس واگذار بکنید تا مسئولیتهای بی ربط به منزله یک شاعر به دوشهایتان سنگینی نکنند.

      شاعر سلاحی بر علیه مجازیات صرف ندارد، او بارومتر و نبض گیر وافعیتهای عینی و بخش غیرقابل تفکیک آنهاست. شاعر از توصیفات زنده نیست بلکه ار تزریقات واقعی، او درد را به تصویر نمی کشید بلکه درمان میکند، او غمها را به سیخ نمی کشد بلکه غمگساری میکند، او تاریخ را توصیف نمیکند بلکه او تاریخ ساز انقلابی است، او مثل فردوسی برای بهرام شاه در قبال مردم ، حاکمیت مردمی را طراحی میکند و او به منزله بهترین معلم تعلیم و تربیت می نویسد: وفتی کسی اشتباه میکند او را نزن، او را نکش، برایش اندرزگاه باز بکن و اگر اندرزگاهی کارساز نبود، اندرزگاه دیگری را بنا بکن!

      شاعر سرباز جاویدان فرهنگ است او مادر زیباشناسی در کلام، گفتار، رفتار و کردار انسانی است.
      با ارادت و آرزوهای رنگارنگ شاعرانه
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      همایون طهماسبی (شوکران)
      درود بر جناب طبیعتگرا گرامی
      با تشکر از توجه و اظهارات عالمانه حضرتعالی
      باید به عرض برسانم، هدف اینجانب، از سرودن این شعر به تصویر کشاندن بخشش و رحمانیت خداوند نسبت به نسل حضرت آدم صفی الله و صبر حضرت حق در برابر اعمال انسانهایی است که در لوای ادیان مختلف، خداوند باریتعالی را آن چنان که مصلحت و منافعشان اقتضا می کند، تفسیر می کنند و بشارت های پروردگار را فراموش و فقط خداوند را از جنبه نذیر و جزا دهنده معرفی میکنند، ضمن اینکه شعر با استغفرالله آغاز میشود، مجددا از نقد حضرتعالی ممنونم
      پاینده باشید.
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      حدیث ابراهیمی (سوگند)
      حدود ۱ ماه پیش
      جناب طهماسبی بزرگوار سلام. بنده صبح که شعر شما را خواندم بسیار متعجب شدم. متعجب از این لحاظ که اعتقادات عجیبی در شعرشما به تصویر کشیده شده است.
      خواستم نظری بنویسم اما چون در این محفل شاگرد کوچکی بیش نیستم اظهار نظرات را گذاشتم بر عهده اساتید بزرگوار. تا به این لحظه چند بار به شعر شما سر زدم تا شاید اساتید نقدی و یا نظری بدهند. برایم تعجب برانگیز بود که اساتید چیزی ننوشتند. الان که دیدم جناب استاد میناسیان نقدی نوشته اند خوشحال شدم که حداقل برای یک نفر علاوه بر قالب شعر، وزن و عروض، معنای شعر نیز اهمیت دارد و معنای شعر مورد نقد قرار گرفته است.
      بنده در این محفل ادبی کوچکتر از آنم که تا این لحظه شعر کسی را نقد کرده باشم و از نظر سبک شناسی و قالب ضعیفتر از آنم که نظری بدهم.
      اما از نظر معنای شعر، از دید یک مسلمان و فراتر از آن از دید یک انسان به خود جرات نقد را دادم.
      کودک که بودم از مادربزرگم که بهترین دوست و معلم من بود پرسیدم خدا کیست و کجاست؟
      او در پاسخ سوالم نگفت خداوند کسیست که دنیا را خلق کرده و در اسمان است و از آن بالا به ما نگاه میکند و در آخر با ترازوی خویش مارا به جهنم یا بهشت میفرستد.
      او در پاسخ به من گفت خداوند آن بزرگیست که در تصور نیز نمیگنجد، انقدر قادر که تو را آفریده است و به تو فرصت زندگی داده است. سپس دساش را روی قلبم گذاشت و گفت خداوند خالقی است عاشق. انقدر عاشق که وقتی تو را آفرید، با تمام عظمتش قلب کوچک تو را خانه اش قرار داد تا همیشه کنارت باشد. تا هیچ گاه احساس تنهایی نکنی.
      جناب آقای طهماسبی، خدایی که من شناختم در هیچ کجای شعر شما نیست.
      خدایی که من شناختم آنقدر زیباست که در سختترین روزهای زندگیم نیز همیشه همراهم بود. خدایی که زمانی که تا پای مرگ رفتم و همه از زنده بودنم ناامید شده بودند او به من فرصت زندگی دوباره داد.
      خدایی که در سختترین شرایط دستانش همیشه دستانم را گرفت و نگذاشت بلغزم. خدایی که من شناختم با خدایی که شما نوشته اید در کار خود درمانده است هیچ شباهتی ندارد.
      خدایی که هر چند بنده ی خوبی نبوده ام اما او خدایی بود بالاتر از کلمه خداوندگاری.
      خدایی که او را نه به شوق بهشت و رسیدن به خواسته های دنیوی و اخروی و نه از ترس دوزخ و عذاب آن، بلکه تنها و تنها بخاطر عاشق بودنش باید پرستید و به شوق رسیدن به او.
      خدایی که ما مشکلات زندگی و اشتباهات خود را تقصیر او می اندازیم، هر گاه در زندگی کم می اوریم تمام ناراحتیمان را شکوه و شکایت میکنیم به درگاهش و او همچنان عاشقانه با لبخند به ما نگاه میکند و میگوید عبدی فاین تذهبو؟
      به درگاه من بیا که من برای تو کافی هستم.
      خدایی که درگاهش به روی ما با تمام اشتباهاتمان همیشه باز است و همیشه چشم به راه ما.
      پوزش از نقد من. اما حال من حال عاشقیست که معشوقش را کوچک شمرده و به سخره گرفته اند. آن هم معشوقی به نام خدا.
      متاسفم برای سکوت اساتید بخاطر شعر شما.
      همایون طهماسبی (شوکران)
      درود بر بانو سو گند گرامی
      ضمن تشکر از نقد جنابعالی، همانگونه که در پاسخ جناب طبیعتگرا ی عزیز توضیح دادم، توجه شما را به نکاتی چند جلب می نمایم
      1- شعر با جمله استغفرالله(طلب آمرزش از خداوند آغاز می شود).
      2- سؤ استفاده انسانها از دین را به تصویر می کشاند. همان طور که می دانید، با توجه به واقعه غدیر و نزول آیه اکمال دین، بعد از رحلت حضرت رسول اکرم (ص)، رهبری دین اسلام در دست خلفای اموی و عباسی قرار گرفت، ودین خدا را آن طور که منافعشان اقتضا می کرد، تفسیر نمودند.
      3- فکر نمی کنم، نیازی به خواندن تاریخ و دیدن سؤ استفاده از دین خداوند در تمامی ادیان باشد، در حال حاضر داعش با پرچم لا اله الا الله، محمد رسول الله، فجیع ترین جنایات تاریخ معاصر را به نام دین و در برابر چشم جهانیان به نمایش میگذارد! آیا جانشینان دروغین خداوند، نذیر و ترساننده نیستند؟
      4- آیا خداوند نمی تواند در یک لحظه تمام فاسدان و جباران زمین را نابود کند؟ خداوند ابلیس را فقط به خاطر یک نا فرمانی از درگاه خود راند! ما انسانها به خصوص در عصر حاضر واقعا" بندگی می کنیم؟ ولی بخشندگی پروردگار در هر حال شامل فرزندان حضرت آدم می باشد.
      5- با تفسیر به رای خویش دیگران را مؤاخذه ننمائیم و همدیگر را محکوم و حکم ارتداد صادر نکنیم، خدا، خدای تمام موجودات است و کسی نمی تواند خدار را مصادره نماید.
      6- شاید قسمت پنجم توضیحات، دلیل خوبی برای سرودن این شعر باشد، آنجا که خداوند می فرماید: «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ» (الحجر/۹) یعنی: ما این قرآن را نازل کردیم و محافظ آن خواهیم بود.
      پاینده و سربلند باشید. خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      حدیث ابراهیمی (سوگند)
      حدیث ابراهیمی (سوگند)
      حدود ۱ ماه پیش
      من با بقیه ابیات شعر شما مشکلی ندارم استاد. فرمایش جناب عالی هم درست و متین است. مشکل بنده بیت اول بود که فرموده اید خدا در کار خود وامانده است.
      تمام بدیهایی که فرموده اید بدیهای انسانی است و با وجود تمام این بدیها باز هم به قول تاگور هر کودکی با این پیغام به دنیا می اید که خدا هنوز از انسان ناامید نشده لست. پس دادن صفت وامانده به خداوند با عرض پوزش جالب نیست. حتی با استغفرالله.
      بقیه شعر متین و زیبا بود و قابل تامل
      گستاخی من را ببخشید
      سپاس از نقدپذیریتان استاد خندانک خندانک خندانک
      همایون طهماسبی (شوکران)
      درود بر بانو سوگند گرامی
      تمام کائنات به لطف و عنایت خداوند استوارند، در آیه ۱۱۷ سوره بقره آمده است: «إِذا قَضی أَمْراً فَإِنَّما یقُولُ لَهُ کنْ فَیکونُ» «[خداوند] هنگامی که چیزی را مقرّر دارد (و فرمان هستی آن را صادر کند)، فقط به آن می‌گوید: موجود باش! آن نیز فوراً موجود میشود، در آیه ۶۸ سوره غافر نیز عبارت «کُنْ فَیکونُ» به کار رفته و بیان شده است: «او همان کسی است که زنده می‌کند و می‌میراند، منظور از بیت اول شعر بنده بخشش و مهر و عنایت خداوند به بشر است، که با وجود توانایی مطلقش، ناظر بر اعمال ننگین انسانها به نام دین و خداوند هستند.
      مجددا" از توجه و عنایت شما سپاسگزارم.
      پاینده و پیروز باشید
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      حدیث ابراهیمی (سوگند)
      حدیث ابراهیمی (سوگند)
      حدود ۱ ماه پیش
      سپاس استاد بزرگوار.
      مجددا پوزش میطلبم بخاطر جسارتم خندانک
      همایون طهماسبی (شوکران)
      درودتان بانوی گرامی و فرهیخته
      از توجه موشکافانه جنابعالی صمیمانه سپاسگذار و ممنونم
      مؤید و منصور باشید
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      عليرضا حكيم
      حدود ۱ ماه پیش
      درودها بر شما جناب طهماسبی بزرگوار
      چون اجازه ی نقد کردن داده اید، چند نکته عرض می کنم .
      با وجود اینکه شعر خوبی از شما خواندم و مطالبی جالبی داشت ؛اما ایراداتی هم داشت؛ از جمله اینکه شعرتون وزن عروضی ندارد؛ و این خود نقصی است.
      نمیشه شما شعر کلاسیک بگویید، و به وزنش پایبند نباشید.
      و نیز قوافی ایراداتی دارند (درمانده ، مانده،خوانده )باهم همقافیه هستند و کلمات(آینده، پاینده،شرمنده ) نیز جدا همقافیه هستند الباقی نیز قافیه نیستند.
      این نشان می دهد با عرض پوزش شما لازم است ابتدا کتاب عروض و قافیه سال چهارم انسانی را بخونید و یاد بگیرید؛ تا انشاالله در آینده اشعار بهتری از شما بخونیم. این عرض بنده در مورد اشعار دیگرتان نیز صدق می کند.
      و بنده با توانایی خوبی که از شما سراغ دارم شما می توانید...
      و همچنین در بیت آخر که خدای متعال را مورد خطاب قرار داده اید هرچند دین اسلام از ادیان دیگر کاملتر است؛ اما خدا فقط یکی است و در هر دین، روش هدایت به فراخور منطقه و زمان متفاوت بوده است.
      مورد دیگر ( غلمان) را نمی دانم چیست؟ اگر منظورتان غلامان باشد معنا نمی دهد.
      گرامی از اینکه در حضورتان اینگونه جسارت کردم به بزرگی ببخشید زیرا هدفم فقط اجرای امرتان بود و هدف دیگری نداشتم.
      موفق و منصور باشید. خندانک خندانک خندانک
      همایون طهماسبی (شوکران)
      درود بر جناب حکیم گرامی
      از لطف و توجه حضرتعالی در خصوص نقد ادیبانه تان در مورد عروض صمیمانه سپاسگذارم، چون واقعا هیچ اطلاعاتی در مورد عروض ندارم، که انشا الله در اسرع وقت نسبت به مطالعه اقدام خواهم نمود
      در مورد بیت آخر ، منظور بنده جهت گیری متفاوت نمایندگان ادیان مختلف در خصوص برداشت شان از دین خود می باشد، کما اینکه در دین مبین اسلام، که آخرین و کاملترین دین می باشد، تناقض بین مذاهب شدت و حدت بیشتری دارد، که وهابیت و داعش از تند رو ترین جریانات دینی عصر حاضر می باشند که با تفسیر به رای شان از آیات قرآن کریم خود را جانشین مطلق خداوند می دانند!
      در مورد(غلمان) منظور غِلمان، نوجوانان بهشتی است که در آیه 24 سوره طور به آن اشاره شده است، که سهوا" غُلمان تایپ شده است.
      مجددا از توجه و عنایت جنابعالی ممنون و سپاسگزارم
      پاینده و سر بلند باشید
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک

      ارسال پاسخ
      همایون طهماسبی (شوکران)
      درود بر استاد الف رها گرامی
      سپاس از همراهی تان
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مجید خوش خلق سیما
      حدود ۱ ماه پیش
      به کامِ خود تفسیر کنند، نشانه و آیاتِ تو
      توبه! اگر گویم خدا؛ از دستشان شرمنده است
      هنرِ این بی خردان تزویر و نیرنگ و ریاست
      بدونِ این رندانِ رند، دینِ خدا پاینده است
      درود بی پایان خدمت هنرمند متعهد و شاعر حقیقت گو جناب طهماسبی گرامی .. باشد که در جهان پاینده گردد راه راستی که تنها راه سعادت بخش برای انسان از سوی خداوند بزرگ است خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      همایون طهماسبی (شوکران)
      درود و سلام بر جناب خوش خلق سیما گرامی
      از عنایات بی شائبه و خالصانه حضرتعالی صمیمانه سپاسگزارم
      پاینده و سربلند باشید.
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      عارف افشاری  (جاوید الف)
      حدود ۱ ماه پیش
      فهوای استعاری کلام شما را دریافتم لیک رسالت قلم بر نگارش شعر به گونه ایست که خواننده را ترغیب به کاوش معنا و نه پس زنی کند با پوزش بسیار خندانک
      همایون طهماسبی (شوکران)
      درود بر جناب جاوید الف گرامی
      به قول حضرت مولانا، هر کسی از ظن خود شد یار من
      پاینده باشید
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد ترکمان(پژواره)
      حدود ۱ ماه پیش

      ... درود آقای طهماسبی عزیز
      تنها می توانم بنویسم که: یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر آمد تا این بشرّ را آدم کند پیامبران همه شهید شدند و یک بشرّ
      آدم نشد!
      همایون طهماسبی (شوکران)
      درود بر جناب پژواره گرامی
      از توجه و عنایت جنابعالی سپاسگزارم
      پیروز و سر بلند باشید
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      حسن  مصطفایی دهنوی
      حدود ۱ ماه پیش
      درود استاد
      بسیار عالی است خندانک خندانک خندانک
      همایون طهماسبی (شوکران)
      درود و سلام بر جناب مصطفایی دهنوی گرامی
      از همراهی و توجه مهرتان سپاسگذارم
      پاینده باشید
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      علی اسماعیلی
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام و دست مریزاد آقای طهماسبی خندانک
      سوای مشکلات قافیه و وزن عروضی
      شعری خوب و بامفهوم خوندم
      با موضوعی که امروزه در جامعه عینیت دارد
      و معنای ابیات کاملا در راستای موضوع است
      پای دار باشید و خدا نگهدار خندانک
      همایون طهماسبی (شوکران)
      درود بر جناب اسماعیلی گرامی
      از لطف و عنایت شما ممنون و سپاسگزارم
      پیروز باشید
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      آموزش و نقد شعر

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.