سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

اعضای آنلاین

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 26 آبان 1397
    10 ربيع الأول 1440
      Saturday 17 Nov 2018
        من تا آنجا كه می‌توان، حق‌شناسی می‌كنم، ولی چون پول ندارم، جز ستایش، كاری از دستم برنمی‌آید. سقراط

        شنبه ۲۶ آبان

        ندایی در شب

        شعری از

        ابوالفضل زارعی

        از دفتر شعرناب نوع شعر چهار پاره

        ارسال شده در تاریخ يکشنبه ۱۱ شهريور ۱۳۹۷ ۲۰:۴۰ شماره ثبت ۶۷۳۷۹
          بازدید : ۶۰   |    نظرات : ۵

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر ابوالفضل زارعی

         
        درونِ برزخِ آشفته ی خواب
        دلم دیوانه و سرگشته می شد
        شبیهِ مرغِ عشقی روی چینه
        اَسیر و واله و پَر بسته می شد
        ندایی می رسید از دورترها
        دلت را باختی آسان و ساده
        تو ساقی از برای بزمِ ما باش
        بگیر این ساغر و این است باده
        دلم پَر می زند تا بیکرانها
        نمی دانم چرا دیوانه وار است
        شبیهِ تخته سنگی بین ساحل
        به امواج و هجومِ آن دُچار است
        بِده گرمای قلبت را به این بَزم
        کِسادِ دل تمامش رنج و درد است
        بده گرمی به این بزمِ شبانه
        که بی گرمایِ تو این بزم سرد است
        به آتش کش ، بسوزان، محو گردان
        نمی خواهم دلم غمبار باشد
        بِده ساقی تو از پیمانه ی خود
        نمی خواهم که امشب تار باشد
        نگاهِ تو حَدیثِ عشق می گفت
        دلت گویی مَسیرِ دیگری داشت
        به ظاهر یارِ راه و غار بودی
        درونت دانه های قهر می کاشت

         
        ۲
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        دوشنبه ۱۲ شهريور ۱۳۹۷ ۲۳:۳۹
        درود بزرگوار
        دلنشین و زیبا بود خندانک
        اویس میرآییز گرگانی
        دوشنبه ۱۲ شهريور ۱۳۹۷ ۱۰:۰۳
        بسیار عالی و زیبا
        همایون طهماسبی (شوکران)
        دوشنبه ۱۲ شهريور ۱۳۹۷ ۲۳:۵۵
        احسنت خندانک
        شهرام مودب
        سه شنبه ۱۳ شهريور ۱۳۹۷ ۱۷:۰۶
        شبیهِ تخته سنگی بین ساحل
        به امواج و هجومِ آن دُچار است خندانک
        البته شاید شبیه تخته چوبی روی دریا با مصرع بعدی همسوتر باشه
        برفراز بمانید خندانک
        ابوالفضل زارعی
        ابوالفضل زارعی
        سه شنبه ۲۷ شهريور ۱۳۹۷ ۲۰:۱۶
        سپاس از توجه شما جناب شهرام مودب عزیز بله مصرع شما هم به تعبیری زیباست .البته انتخاب تخته سنگ از جانب این حقیر برای شعر به دلیل این است که سنگ و تخته سنگ از اجزای جدایی ناپذیر دریاست و سنگهای ساحل همیشه در جوار موجها و ضربات آب هستند به هر حال تشکر می کنم از مصرع خیال انگیز شما که یاد آور مصرع معروف بانو سیمین بهبهانی چو تخته پاره بر آب ...است خندانک خندانک خندانک خندانک برقرار باشید دوست عزیزم
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد شعر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.