سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . مولانا

پنجشنبه ۳۱ مرداد

تضمینی بر شعر حافظ

شعری از

رعنا بهارلویی تخلص باغبان

از دفتر غنچه های بهاری نوع شعر تضمین

ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۷ ۱۱:۱۶ شماره ثبت ۶۷۰۳۱
  بازدید : ۲۸۳   |    نظرات : ۰

رنگ شــعــر
رنگ زمینه
دفاتر شعر رعنا بهارلویی تخلص باغبان
آخرین اشعار ناب رعنا بهارلویی تخلص باغبان

بیا که آرزویم در خیال و در خوابست
تمایل دلِ من در سراب و در آبست
بیار جام تو ساقی که عمر کوتاه است
«بیا که قصر امل سخت سست بنیادست
بیار باده  که  بنیاد  عمر  بر باد است»
عبید و بنده آنم که با  کرامت بود
در این زمانه دلش با خدا عنایت بود
روان و جان و دلش هر زمان حکایت بود 
« غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است»
تو چون گوهری و انگشتر را نگین
اشرفِ مخلوقات ؛ تو هستی و امین
جای تو کی بود ؛ به خاک و به زمین
« که ای  بلند  شاهباز  سدره  نشین
نشیمن تو نه این کنج محنت آبادست»
تو را زِ جایگاه الهی می زنند نفیر
که دادیم تو را ؛ عقل و فهم و هم تدبیر
نشاید که گردی گرفتارِ خاک و اسیر
« تو را ز کنگره عرش می زنند صفیر
ندانمت که در این دامگه چه افتادست»
تو را دهم پندی بده گوش و بگیر کار
این نصیحت گوش دار و دریغ مدار 
که شنیدم زِ عارفی من این اسرار 
«نصیحتی کنمت یاد گیر و در عمل آر
که این حدیث ز پیر طریقتم یادست »
ندارد دنیا ؛ بهایی و  پندم  بکن یاد 
غم مخور جانا رنج و دردت همه بر باد
که این نصیحتِ شیرین ؛ سالکی می داد 
« غم مخور و  پند من مبر از یاد 
که این لطیفه عشقم زِ ره روی یادست »
راضی باش بر هر چه هست و بگشا سیما
ناله کم  کن  و شادی ببر به سَرای
که نیست اختیاری و از این غصه درآی
« رضا به داده بده وَ زْ جبین گره بگشای
که بر من و تو درِ اختیار نگشادست »
مخواه عهد و پیمان ؛ زِ جهانِ بی بنیاد
که وفای به عهد را کسی نیارد یاد
جهان جانا هزار رنگ است و شیاد
« مجو درستی عهد از جهان سست بنیاد
که این عجوز عروسی هزار داماد است »
دلخوش مدار به دنیا و عمرِ غنچهٔ گل
که عمر کوتاه است و نیابی تحمل
ای عاشق به سُرای از غم دل ؛ چو بلبل
« نشان عهد و وفا نیست در تبسم گل
بنال بلبل بی دل که جای فریادست »
ای مدعیان بی بهره ؛ از ؛ فضلِ حافظ
هم ندارید فضلی و نه شعری از حفظ
مرا شوق و لطف الهی کرد حافظ
« حسد چه می بری ای سست نظم بر حافظ
قبولِ خاطر و لطفِ  سخن خدا دادست »
 
۹۶/۸/۱۷
۱۶
اشتراک گذاری این شعر

آموزش و نقد شعر

نظرات

مشاعره

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0