سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

اعضای آنلاین

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

چهارشنبه 31 ارديبهشت 1404
    25 ذو القعدة 1446
      Wednesday 21 May 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        امام علی ع :خودپسندی سر آغاز کم خردی است.

        چهارشنبه ۳۱ ارديبهشت

        حسن مرد

        شعری از

        حسن بن يباره(اساطير)

        از دفتر شعرناب نوع شعر

        ارسال شده در تاریخ جمعه ۱۲ اسفند ۱۳۹۰ ۲۱:۰۷ شماره ثبت ۵۷۰۸
          بازدید : ۹۹۹   |    نظرات : ۲

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر حسن بن يباره(اساطير)
        آخرین اشعار ناب حسن بن يباره(اساطير)

        يك كلاغ چهل كلاغ كنيد وجودم را

        هيچ احمقي نبايد بي خبر بماند

        من از تكرار قصه هاي مادر بزرگم فرار كردم

        حسنك كجايي...

        حسنك كجايي...

        حسن مرد....!

        به من چه ربطي دارد سگ چه كسي را گاز گرفته است

        يا گاوها كاه ندارند

        يا دير وقت است

        نمي دانم چوپان دروغگو چه دروغي سر هم كرده است

        كه پتروس از غرق شدن مادربزرگم جلوگيري كرد

        همه را آن مرد با اسب ميگيرد

        مرا بارون سگ دختري در مزرعه!

        آنه شرلي هم نشدم

        تا بپرسند

        آنه تكرار غريبانه روزهايت چگونه گذشت

        جاي دوري نمي رود

        كبرا به نفع من تصميم بگيرد

        ودر اين سوز زمستان

        عمو يادگار هيزم بيشتري بياورد

        گنجشكها سرتاپايم را به كثافت كشاندند

        كسي هم نيست به اين گنجشك هاي خر بفهماند

        سيم برق جاي تاب بازي نيست

         به خانه بر نخواهم گشت

        تا زماني كه كلاغها به خانه برسند

        كه از تكرار قصه هاي مادر بزرگ

         متنفرم

        متنفرم متنفرم

        ۰
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        شاهزاده خانوم

        یا وقتی من عاشقانه هایم را می نویسم ااا درد دارد که می بینم ااا دیگران یاد عشق هایشان می افتند ااا ولی تو هنوز در عالم بی خیالی طی می کنی
        ساسان نجفی(سراب)

        یاد شهدای خدمت خصوصا سید مظلومان گرامی باد اا هارداسان یعنی کجایی مرد میدان هارداسان اا ای دل غمگین و ای لب های خندان هارداسان اا در کدامین کوچه دنبالت بگردم بعد از این اا در کدامین روستا در زیر باران هارداسان اا خاطرت می آید آن شب را که در مه گم شدی اا تا کجاها رفته بودی ای مسلمان هارداسان اا زیر و رو کردیم و پشت میز عکسی از تو نیست اا با عبای خاکیت استان به استان هارداسان اا آن یتیم آن دخترک آن کارگر آن پیرمرد اا از چه دنبال تو می گردد کماکان هارداسان اا آهنگ هارداسان با صدای مهدی رسولی
        سیده نسترن طالب زاده

        ن کمر بستند بهر کین شهان ترکان پیکاری اااهمه یکدل به خونخواری اااا همه تاجی ز جراری
        شاهزاده خانوم

        ن دیدی چه آوردی ای دوست از دست دل بر سر من
        سیده نسترن طالب زاده

        ش دل بردی از من به یغما اااا ای تُرک غارتگر من

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1