سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        لیلای درون

        شعری از

        شهره کبودوندپور

        از دفتر تویی که ندارمت ! نوع شعر سپید

        ارسال شده در تاریخ يکشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۵ ۱۱:۵۹ شماره ثبت ۴۹۰۵۹
          بازدید : ۶۴۳   |    نظرات : ۳۰

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر شهره کبودوندپور

        در من قبیله ای است که
        لیلا را هر روز سنگسار می کنند؛ به جرم عاشقی!
        در برابر دیدگان مجنونی 
        که دست و پایش را بسته اند...
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۵ ۰۶:۲۰
        خندانک خندانک
        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
        دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۵ ۰۸:۳۸
        خندانک خندانک خندانک
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۵ ۰۹:۱۷
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        درود بانوی عزیزم
        کوتاه وزیبا بود خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        م فریاد(محمدرضا زارع)
        دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۵ ۰۶:۰۹
        سلام بانو خندانک

        زيبا بود خندانک

        ميشد به اينصورت تايپ بشه:

        در من قبيله ايست

        كه در آن ليلا را

        هر روز به جرم عاشقي

        سنگسار مي كنند

        در برابر ديدگان مجنوني

        كه دست و پايش را بسته اند



        جسارت مرا ببخشيد خندانک

        جام احساستون لبريز خندانک
        مجنون ملایری
        دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۵ ۱۱:۲۰
        با سلام بانو بسیار زیبا
        ابوالحسن انصاری (الف رها)
        دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۵ ۱۴:۳۵
        درود خندانک خندانک خندانک
        ریحانه منصوربخت
        دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۵ ۱۶:۴۸
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        رضا امیریان
        دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۵ ۱۷:۴۵
        احسنت. بسیار عالی هم نگاه و هم شعرتان خندانک
        مسعود خلیق اخلاقی
        دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۵ ۱۸:۱۹
        درود
        زیبا بود
        خندانک خندانک خندانک
        حمیدرضا بزرگی (دریا )
        دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۵ ۲۳:۴۸
        سلام بر شما ....
        قبیله ای در درون مولف ...
        جنگ و نزاع افکاری مهاجم در گذر شرایطی ناهمگون

        البه شاید !
        در پناه الله
        جواد مهدی پور
        سه شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۵ ۱۱:۳۴
        درود هااااااااااا
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        حسن بذرگری(آیین نیشابوری)
        سه شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۵ ۱۱:۵۶
        واقعا قشنگ بود باید یک ترانه براش بسازم خندانک خندانک خندانک
        حسن بذرگری(آیین نیشابوری)
        سه شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۵ ۱۲:۰۳
        به جرم عاشقی – عاشق -کنند سنگ باران
        **
        به جرم عاشقی – عاشق -کنند سنگ باران
        به جرم شیدایی- شیدا - کنند تیر باران
        به جرم فاش گویی حلاج – کنند رو بردار
        به جرم عاشقی مجنون – کنند سنگ باران
        **
        هزار و یک ترانه
        دفتر سوم( هجر)
        نام ترانه: به جرم عاشقی – عاشق -کنند سنگ باران
        حسن بذرگری(آیین نیشابوری)
        توضیحات: سرایش95/5/12- بداهه- ناتمام- تقدیمی
        تکتم آقابالازاده
        دوشنبه ۱ شهريور ۱۳۹۵ ۲۲:۲۷
        درود بانوی شعر ، عالی بود خندانک خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        یدالله عوضپور آصف

        باز با درد تو می خوابم و برمی خیزم در همه حال به دامان تو می آویزم
        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        مرغ دل در قفس سینه من می نالد ااا بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب
        نازنین راضی

        از خودم از زندگی از رنج هایم خسته ام ااا باز اما دل به این دنیای فانی بسته ام
        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        ما ره به کوی عافیت دانیم و منزلگاه انس ااا ای در تکاپوی طلب گم کرده ره با ما بیا
        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1