سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 1 مهر 1400
    16 صفر 1443
      Thursday 23 Sep 2021

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

        پنجشنبه ۱ مهر

        تو ندانی

        شعری از

        معصومه نادری(دختر زاگرس)

        از دفتر شعرناب نوع شعر رباعی

        ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۴ ۱۰:۴۷ شماره ثبت ۴۵۰۳۸
          بازدید : ۶۲۰   |    نظرات : ۱۱

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر معصومه نادری(دختر زاگرس)

        من کام دل از شاخه بریدم ؛ تو ندانی
        افتـــــــادم و از دام رهیدم ؛ تو ندانی
        بی مهری و تنهایی و بی عهد و وفایی
        از تو چه به جز این همه دیدم ؟ تو ندانی


        معصومه نادر ی(دختر زاگرس)
        ۴
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        احمدی زاده(ملحق)
        پنجشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۴ ۲۳:۳۷
        همتبار گرانقدرم درود بیکران بر شما و خطه و اداب و رسوم مهر انگیزتان خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        عباسعلی استکی(چشمه)
        جمعه ۷ اسفند ۱۳۹۴ ۰۷:۳۲
        درود گرامی
        بسیار جالب و زیباست خندانک خندانک خندانک
        بهاءالدین داودپور تخلص بامداد
        پنجشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۴ ۰۹:۵۷
        درود برشما پیروزباشی خندانک
        محمد رحیم کاظمی
        پنجشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۴ ۱۴:۴۰
        سلام و درود برشما شاعر گرامی
        ماناباشیدونویسا
        دستمریزاد خندانک خندانک خندانک
        مجنون ملایری
        پنجشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۴ ۱۷:۴۰
        باسلام‌ بانو بسیار خوب موفق باشی
        بابک فغفوری (پور)
        پنجشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۴ ۲۳:۱۴
        درود بر شما خندانک خندانک خندانک
        صفیه پاپی
        جمعه ۷ اسفند ۱۳۹۴ ۰۵:۲۴
        .................... خندانک خندانک خندانک ....................
        درود بانو خندانک خندانک
        زیبااا بود خندانک خندانک خندانک
        .................... خندانک خندانک خندانک ...................
        هدیه به اهالی خوب شعر ناب:

        پسربچه ای بود که رفتار بدی داشت.پدرش به او کیفی پر از میخ داد و گفت هرگاه رفتار بدی انجام داد،باید میخی را به دیوار فروکند.
        روز اول پسربچه،37 میخ وارد دیوارکرد.در طول هفته های بعد،وقتی یادگرفت بر رفتارش کنترل کند،تعداد میخ هایی که به دیوار میکوبید به تدریج کمتر شد.
        او فهمید که کنترل رفتار، از کوبیدن میخ به دیوار آسانتر است.
        سرانجام روزی رسید که پسر رفتارش را به کلی کنترل کرد. این موضوع را به پدرش گفت و پدر پیشنهاد کرد اکنون هر روزی که رفتارش را کنترل کند، میخی را بیرون بکشد.روزها گذشت و پسرک سرانجام به پدرش گفت که تمام میخ ها را بیرون کشیده.پدر دست پسرش را گرفت و سمت دیوار برد.پدر گفت: تو خوب شده ای اما به این سوراخهای دیوار نگاه کن.دیوار شبیه اولش نیست.وقتی چیزی را با عصبانیت بیان می کنی،آنها سوراخی مثل این ایجاد می کنند. تو میتوانی فردی را چاقو بزنی و آنرا دربیاوری . مهم نیست که چقدر از این کار ،اظهار تاسف کنی.آن جراحت همچنان باقی می ماند.ایجاد یک زخم بیانی(رفتار بد)،به بدی یک زخم و جراحت فیزیکی است...
        صفیه پاپی
        جمعه ۷ اسفند ۱۳۹۴ ۰۵:۲۵
        .................... خندانک خندانک خندانک ....................
        درود بانو خندانک خندانک
        زیبااا بود خندانک خندانک خندانک
        .................... خندانک خندانک خندانک ...................
        هدیه به اهالی خوب شعر ناب:

        پسربچه ای بود که رفتار بدی داشت.پدرش به او کیفی پر از میخ داد و گفت هرگاه رفتار بدی انجام داد،باید میخی را به دیوار فروکند.
        روز اول پسربچه،37 میخ وارد دیوارکرد.در طول هفته های بعد،وقتی یادگرفت بر رفتارش کنترل کند،تعداد میخ هایی که به دیوار میکوبید به تدریج کمتر شد.
        او فهمید که کنترل رفتار، از کوبیدن میخ به دیوار آسانتر است.
        سرانجام روزی رسید که پسر رفتارش را به کلی کنترل کرد. این موضوع را به پدرش گفت و پدر پیشنهاد کرد اکنون هر روزی که رفتارش را کنترل کند، میخی را بیرون بکشد.روزها گذشت و پسرک سرانجام به پدرش گفت که تمام میخ ها را بیرون کشیده.پدر دست پسرش را گرفت و سمت دیوار برد.پدر گفت: تو خوب شده ای اما به این سوراخهای دیوار نگاه کن.دیوار شبیه اولش نیست.وقتی چیزی را با عصبانیت بیان می کنی،آنها سوراخی مثل این ایجاد می کنند. تو میتوانی فردی را چاقو بزنی و آنرا دربیاوری . مهم نیست که چقدر از این کار ،اظهار تاسف کنی.آن جراحت همچنان باقی می ماند.ایجاد یک زخم بیانی(رفتار بد)،به بدی یک زخم و جراحت فیزیکی است...
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        آخرین نقدهای شاعران سایت

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0