سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        برو باهرکه خوشی خوش باش

        شعری از

        حسن بذرگری(آیین نیشابوری)

        از دفتر دفتر اول : یاد یار نوع شعر ترانه

        ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۴ ۱۳:۵۷ شماره ثبت ۴۲۲۱۸
          بازدید : ۱۱۵۷   |    نظرات : ۲۵

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

         هزارو یک ترانه
         دفتر اول: یاد یار
         نام ترانه:  برو باهرکه خوشی خوش باش
        تقدیم به:ب-ت
        **
          برو باهرکه خوشی خوش باش
         برو از کوچه دل م دور باش
         برو  از حال  زار من  دورباش
         برو با  حال و هوای خود باش
        **
         برو پی عشوه  گری چشم خودباش
         برو پی کسب و کار خود باش
         برو از پی خواسته های دل خودباش
         برو از پی آشنای  دل خود باش
        **
         برو دل مرا به حال خود بگزار
         برو مرا حال مرا به حال خود وا بگزار
         برو و این حال وهوا را به حال خود  وابگزار
         برو واین  سوختنم به حال خود وا بگزار
         
        برو پی حال خوت -کار خودت
         برو پیش عشق خودت – یار خودت
         برو پی هوای چشمان خودت
         برو پی شکارفردای خودت
        **
         دیگه حرفها بین  من و تو تموم شده
         دیگه رنگ صفا بین من و تو تموم شده
         دیگه حرفی برای گفتن ما که  نمونده
         دیگر راه برای رفتن ما که نمونده
         
         که دیگه  پایان یک  ره من تو رسیده
         دیگه بین من تو به آخرش رسیده
         که راه ما به بمبست ش رشیده
         دیگه حرفها بین من وتو به آخرش  رسیده
        **
         حسن بذرگری(آیین)
         توضیحات: سرایش94/87/26- بدیه – ناتمام- تقدیمی
         
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی
        مهدی سمیاری

        معشوقه ی ما بود دل آرام جهان شد
        شاهزاده خانوم

        توی زنجیر هم نمی خواهم ااا پیش ِ آدم فروش گریه کنیم ااا بغلم کن شقایق غمگین ااا تا که با داریوش گریه کنیم
        یدالله عوضپور آصف

        انقلاب دوچشم تو در راه ست هرکه باشد مخالفش فانی ست اضطراب آورست این جنبش موجهایش بلند و طوفانی ست

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        8