سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

شنبه 16 فروردين 1404
    7 شوال 1446
      Saturday 5 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        زنان به خوبی مردان می توانند اسرار را حفظ كنند، ولی به یكدیگر می گویند تا در حفظ آن شریك باشند. داستایوسکی

        شنبه ۱۶ فروردين

        قیمه ی گوسفندی !

        شعری از

        مسعود احمدی

        از دفتر خمیازه های شبانه نوع شعر سپید

        ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۴ ۱۷:۵۸ شماره ثبت ۴۱۵۴۲
          بازدید : ۵۲۰   |    نظرات : ۳۹

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر مسعود احمدی

        دیشب 
        در کوچه ی ما 
        هیچکس مثل آقا حسین ( ع )غریب نبود ! 
        مداح جدید هیئت ما 
        جوان باهوشی ست 
        تا پولش را نگیرد 
        هیچکس را به صحرای کربلا نمی برد 
        و سر هیچکس را 
        از تن جدا نمی کند !
         می گویند از وقتی زیر ابرو برداشته است 
        خیلی سوزناک میخواند !
         این شب ها  برخی 
        از ناز ترین مدهای لباس و آرایش
        پرده بر می دارند !
         زنجیرزنان هیئت ما 
        کار کُشته اند 
        برای اینکه شام سرد نشود 
        سه ضرب می زنند 
        تا مجلس را زودتر تمام  کنند !
         برخی می گویند  
        محرم در کوچه ی بالایی
        شور و حال بیشتری دارد
        قیمه اش گوسفندی ست !
        شبهایی که کباب می دهند
        زنجیرزنان
        از جان مایه می گذارند !
        دیشب دلم شکست !
        هیئت ما ناتمام ماند
        آشپز غذا را سوزانده بود !
        زنجیرزنان را گویی
        برق گرفته بود
        وقتی که فهمیدند
        از شام خبری نیست !
        برخی شان
        محرم را نیز زیر سوال بردند
        وقتی که گرسنه
        به خانه ها برمی گشتند !
        امشب تکیه ی ما
        تعطیل شد !
        زنجیرزنان به کوچه ی بالایی 
        مهاجرت کردند :
        هیئت صنف طلافروشان !
         
        امشب 
        کوچه ی ما 
        عجیب بوی غربت می دهد !
         
        مسعود احمدی . تهران .
        ۲۷مهر ۹۴
        کوچه مان امشب 
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        2