این جا
آخرین ایستگاه عاشقی ست...
پایانه ی رودها!!!
برای رودهای کف آلود منتظری
که سراسیمه
خود را ،به آغوش دریای عشق
پرتاب می کنند.
روی ماسه های ساحل همین دریا
دلخوری هایم را می نویسم؛
تا جزر ومد آب
همه را بشوید وباخود ببرد.
بی آنکه ذره ای
در خانه ی دلم جای بماند.
استاد عشق
جز مهر یادم نداد،
کاش کمی هم
نفرت رامی آموخت!