سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 31 شهريور 1400
  • آغاز جنگ تحميلي، 1359 هـ ش - آغاز هفتة دفاع مقدس
15 صفر 1443
    Wednesday 22 Sep 2021

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

      چهارشنبه ۳۱ شهريور

      دیوار حاشا

      شعری از

      سید حسین عمادی سرخی

      از دفتر دلنوشته ها نوع شعر چهار پاره

      ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۳ ۰۹:۰۱ شماره ثبت ۲۸۹۴۱
        بازدید : ۶۲۳   |    نظرات : ۱۴

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر سید حسین عمادی سرخی
      آخرین اشعار ناب سید حسین عمادی سرخی

      ز بس دیوار حاشا رفته بالا
      طلبکاره طرف انگاری حالا
       
      گرون شد در زمونش هرچه کالا
      طرف می گفت ارزونه به واللا
      نشونی؟ کوچه ی ما! نبش چار را
      دکونِ اصغر آقا، بچه لیلا
      ز بس دیوار حاشا رفته بالا
      طلبکاره طرف انگاری حالا
       
      از اینور رفت تا اون سوی ایران
      ز سمت بانه آمد سوی بالا
      به هرجا جمله ای فرمود و تِر زد
      زده آرُغ بدونِ گاز ِکولا
      ز بس دیوار حاشا رفته بالا
      طلبکاره طرف انگاری حالا
      غلط های اضافی در کلامش
      نبوده اشتباهِ درس املا
      طرف حدّ ِ سوادِش رفته پایین
      نداند فرق فیفا رو با فیلا
      ز بس دیوار حاشا رفته بالا
      طلبکاره طرف انگاری حالا
       
      نموده انقلابی در ریاضی
      نموده اختراعی بی تقلّا
      دو و چار میشه هشتاد و سه چارتا
      چنین آمارهایش گشته اعلا
      ز بس دیوار حاشا رفته بالا
      طلبکاره طرف انگاری حالا
       
      پتو که رفت! نوش ِجانِ ایشون
      بُوَد دعوا سر پوشاک ملّا
      به وزن کم چنان کاری نموده
      که اکنون قامت ما کرده دولّا
      ز بس دیوار حاشا رفته بالا
      طلبکاره طرف انگاری حالا
       
      کِشَد آب خزر را تا به سمنان
      کنار آن بنا بنموده ویلا
      کی می پرسه که شد یا نه، جهنم!
      به هر ویلا نهاده چار تا ژیلا
      ز بس دیوار حاشا رفته بالا
      طلبکاره طرف انگاری حالا
       
      چه نور پردازی بیستی طرف داشت
      چطو میزد طرف هی نور ِ بالا؟
      رفیقانش خدایی با چه رویی
      عطا کردند هاله به هیولا
      ز بس دیوار حاشا رفته بالا
      طلبکاره طرف انگاری حالا
       
      طرف داره خیال باز گشتن
      حساب کرده رو رایِ پاچه مالا
      نه جونم برده لولو اون که دیدی
      به جون تو! به خاک کفش مولا
      ز بس دیوار حاشا رفته بالا
      طلبکاره طرف انگاری حالا
      ۸
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      آخرین نقدهای شاعران سایت

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0