سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        احسن الخالقین

        شعری از

        نیره ناصری نسب

        از دفتر شمیم پاییز نوع شعر مثنوی

        ارسال شده در تاریخ يکشنبه ۱۷ فروردين ۱۳۹۳ ۰۹:۲۶ شماره ثبت ۲۵۲۸۰
          بازدید : ۱۰۴۰   |    نظرات : ۷۲

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر نیره ناصری نسب

        اراده کرد خداوند یکتا
        تا کند آفرینشی بی همتا
         
        گرد کرد ملائک را نزد خویش
        صفی بیاراستند به بالا وپیش
         
        صدا شد خموش نزد پروردگار
        سخن گفت این چنین کردگار
         
        که از خاک من کنم خلقتی
        برین آفرینش ببخشم رفعتی
         
        بنازم بر خلقتی این چنین
        بگویم بر او اَحسن الخالقین
         
        به پایش بیفتید درین سجده گاه
        بهشت برینش دهم جایگاه
         
        بگفتند که دادار پاک جهان
        شوند نزد هم این بشر دشمنان
         
        ستم پیشه گیرند بر دیگری
        چگونه برتر شود از پری؟
         
        بگفتا بدانم زپیدا ونهان
        نمی دانید از کار من در زمان
         
        همه سجده کردند کران تا کران
        بجز ابلیس که شد از منکران
         
        بگفتا خداوند چه شد مانعت
        که سجده نکردی به پیشانیت؟
         
        بگفتا که من باشم از شعله آتشی
        وجودم دور باد از خار واز هر خشی
         
        که آتش بسی برتر از خاک پست
        بدین روشنایی آفریدی به دست
         
        بدو گفت یزدان پاک جهان
        تو سجده نکردی شدی از راندگان
         
        بگفتا که مهلت ده ای مهربان
        که تا هست زمین واین آسمان
         
        خدا داد مهلتی را به او
        بیامد نزد آدم از پیش و رو
         
        بگفتا که گمراه کنم خلق را
        قسم بر عزت و پاکی کبریا
         
        مگر باشند خالص در دینشان
        که مخلَص بگردند بر آیینشان
         
        ره راست را بشر پیشه گیر
        بر آیین پاک پیمبر بمیر
         
         
        ۰
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی
        مهدی سمیاری

        معشوقه ی ما بود دل آرام جهان شد
        شاهزاده خانوم

        توی زنجیر هم نمی خواهم ااا پیش ِ آدم فروش گریه کنیم ااا بغلم کن شقایق غمگین ااا تا که با داریوش گریه کنیم
        یدالله عوضپور آصف

        انقلاب دوچشم تو در راه ست هرکه باشد مخالفش فانی ست اضطراب آورست این جنبش موجهایش بلند و طوفانی ست

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1