داغ ِ جنون خورده به پیشانی ام
رو سیه ام کرده پریشانی ام
بسته به زنجیرِ نگاهت دلم
سلسله در سلسله حیرانی ام
سبزِ علفزارِ تنَت دیدنی ست
بوته ی تنهای ِ بیابانی ام
میزنی ام طعنه به آوارگی
مرتکب ِ جنسِ پشیمانی ام
دست به دست می روی و بی مَنی
خوب ببین بی سر و سامانی ام
در پیِ آبادی ام اما چه سود
باز توئی عاملِ ویرانی ام
92/9/18
********************