سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

يکشنبه 17 فروردين 1404
    8 شوال 1446
      Sunday 6 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        زنان به خوبی مردان می توانند اسرار را حفظ كنند، ولی به یكدیگر می گویند تا در حفظ آن شریك باشند. داستایوسکی

        يکشنبه ۱۷ فروردين

        سال کهنه

        شعری از

        نوید حمیدی فر

        از دفتر شعرعمرمن نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ يکشنبه ۵ اسفند ۱۴۰۳ ۱۴:۵۲ شماره ثبت ۱۳۶۰۹۴
          بازدید : ۴۲   |    نظرات : ۲

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        سالی دگربه کهنه دلم گذشت.....گفتم:به دل که این هم بهاری بودوگذشت.......نیامدبه چشم من دلداری و.....
        مرغ بهشتی ازدرخت ماپریدوگذشت.......
        فردی نیامدبه خانه ی من....قانون زوج وفردازدرخانه ی ماکه گذشت.......ماکه رفتیم زمیکده بیرون،بدابه حال شما!!!!!
                       که ساعت مستی دراین زمانه گذشت!!!!
        چوب حراج زدندبرتن عشق.....پرشده بازارازکالای چینی                      
        عشق!!!!!بین من واوهرچه بودشکست.....
        بگذارظرف آب راکه تشنه ازدرخانه ی توگذشت...
        رفتم جزغباری نمانده به پشت سرم...
        زکوچه ای که زپنجره ات دلشکسته ای رفت وگذشت
         
         
         
         
         
         
        .
        سالی دگربه کهنه دلم گذشت.....گفتم:به دل که این هم بهاری بودوگذشت.......نیامدبه چشم من دلداری و.....
        مرغ بهشتی ازدرخت ماپریدوگذشت.......
        فردی نیامدبه خانه ی من....قانون زوج وفردازدرخانه ی ماکه گذشت.......ماکه رفتیم زمیکده بیرون،بدابه حال شما!!!!!
                       که ساعت مستی دراین زمانه گذشت!!!!
        چوب حراج زدندبرتن عشق.....پرشده بازارازکالای چینی                      
        عشق!!!!!بین من واوهرچه بودشکست.....
        بگذارظرف آب راکه تشنه ازدرخانه ی توگذشت...
        رفتم جزغباری نمانده به پشت سرم...
        زکوچه ای که زپنجره ات دلشکسته ای رفت وگذشت
         
         
         
         
         
         
        .
        سالی دگربه کهنه دلم گذشت.....گفتم:به دل که این هم بهاری بودوگذشت.......نیامدبه چشم من دلداری و.....
        مرغ بهشتی ازدرخت ماپریدوگذشت.......
        فردی نیامدبه خانه ی من....قانون زوج وفردازدرخانه ی ماکه گذشت.......ماکه رفتیم زمیکده بیرون،بدابه حال شما!!!!!
                       که ساعت مستی دراین زمانه گذشت!!!!
        چوب حراج زدندبرتن عشق.....پرشده بازارازکالای چینی                      
        عشق!!!!!بین من واوهرچه بودشکست.....
        بگذارظرف آب راکه تشنه ازدرخانه ی توگذشت...
        رفتم جزغباری نمانده به پشت سرم...
        زکوچه ای که زپنجره ات دلشکسته ای رفت وگذشت
         
         
         
         
         
        ۲
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        حدود ۱ ماه پیش
        درود بزرگوار
        تکرار به چه معنی است؟ خندانک
        نوید حمیدی فر
        نوید حمیدی فر
        ۲ هفته پیش
        زمان ارسال شعر،سایت طبق معمول باقطع وصل روبروبودونتیجه این شد!!!!که شارژاینترنت بخری وهی بگوید اندکی صبرسحرنزدیک است!!!!این سحرشمادقیقناًکجاست؟؟؟
        به مایکی که نزدیک نیست!!!!امیدوارم به شماکه عزیزدل برادر
        هستی نزدیک باشد!!!!
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1