سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        چشم

        شعری از

        معصومه درگاهی

        از دفتر شعرناب نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ دوشنبه ۲۸ آبان ۱۴۰۳ ۲۰:۱۰ شماره ثبت ۱۳۳۸۶۱
          بازدید : ۱۶۶   |    نظرات : ۲۲

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر معصومه درگاهی

        مشروب چرا تاوقتی     چشم عسلی او مرا مستم کرد
        ۷
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        شاهزاده خانوم
        چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۳ ۱۱:۳۵
        درود بر شما بانوی عزیز...
        خندانک خندانک
        معصومه درگاهی
        معصومه درگاهی
        شنبه ۳ آذر ۱۴۰۳ ۱۹:۳۰
        از لطف شما ممنونم
        ارسال پاسخ
        عباسعلی استکی(چشمه)
        چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۳ ۱۴:۲۵
        کوتاهی زیباست خندانک
        معصومه درگاهی
        معصومه درگاهی
        شنبه ۳ آذر ۱۴۰۳ ۱۹:۳۰
        سپاس بزرگوار
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو (مریخ)
        چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۳ ۲۲:۰۸
        خوش آمدید به دانشگاه شعر ناب .
        خندانک
        معصومه درگاهی
        معصومه درگاهی
        شنبه ۳ آذر ۱۴۰۳ ۲۰:۱۷
        متشکر
        ارسال پاسخ
        مهدی انصاریان نصما
        چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۳ ۰۶:۲۶
        با سلام و احترام
        مضمون قشنگی است
        ولی چرا اینقدر کم
        ادامه بدید خب
        قطعا به جاهای قشنگ تری می‌رسید
        خندانک
        معصومه درگاهی
        معصومه درگاهی
        شنبه ۳ آذر ۱۴۰۳ ۱۹:۳۲
        چشم کمی کمبود وقت دارم در‌اسرع‌وقت‌چشم
        ارسال پاسخ
        مهدی انصاریان نصما
        چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۳ ۰۶:۲۶
        مشروب چرا تا وقتی
        چشمان خمار تو مرا مستم کرد
        معصومه درگاهی
        معصومه درگاهی
        شنبه ۳ آذر ۱۴۰۳ ۱۹:۳۳
        بسی زیبا
        ارسال پاسخ
        جواد مهدی پور
        چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۳ ۰۷:۵۵
        چشمان تو چون شراب مستم سازد
        وقتی که نگاه مهر با من داری

        بداهه


        درود بر شما بانو درگاهی گرامی خندانک

        ناب سرودید

        زنده باشید

        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        معصومه درگاهی
        معصومه درگاهی
        شنبه ۳ آذر ۱۴۰۳ ۱۹:۳۲
        عالی
        ارسال پاسخ
        محمد باقر انصاری دزفولی
        چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۳ ۰۹:۱۰
        بر تک بیت زیبایت
        هزاران درودتان باد
        شاعر گرامی
        خندانک خندانک خندانک
        معصومه درگاهی
        معصومه درگاهی
        شنبه ۳ آذر ۱۴۰۳ ۲۰:۱۷
        سپاس‌بیکران
        ارسال پاسخ
        محمدرضا آزادبخت
        چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۳ ۱۸:۲۰
        درود خندانک
        معصومه درگاهی
        معصومه درگاهی
        شنبه ۳ آذر ۱۴۰۳ ۲۰:۱۷
        سپاس‌
        ارسال پاسخ
        ابوالحسن انصاری (الف رها)
        چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۳ ۱۹:۳۹
        درود برشما خندانک خندانک خندانک
        معصومه درگاهی
        معصومه درگاهی
        شنبه ۳ آذر ۱۴۰۳ ۱۹:۲۹
        تشکر
        ارسال پاسخ
        ساسان نجفی(سراب)
        پنجشنبه ۱ آذر ۱۴۰۳ ۰۵:۰۷
        درود بر شما..
        زیبااااست..
        خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        معصومه درگاهی
        معصومه درگاهی
        شنبه ۳ آذر ۱۴۰۳ ۱۹:۳۳
        سپاس
        ارسال پاسخ
        مریم خبازی
        يکشنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۳ ۲۱:۱۸
        خندانک خندانک خندانک
        جلال مهدوی
        ۳ روز پیش
        🌹🌹🌹🌹
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        مرغ دل در قفس سینه من می نالد ااا بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب
        نازنین راضی

        از خودم از زندگی از رنج هایم خسته ام ااا باز اما دل به این دنیای فانی بسته ام
        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        ما ره به کوی عافیت دانیم و منزلگاه انس ااا ای در تکاپوی طلب گم کرده ره با ما بیا
        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1