سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

بسم الله الرحمن الرحیم به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید مدیر موسس سایت ادبی شعرناب فکری احمدی زاده(ملحق)

يکشنبه ۲۱ تير

دلبری

شعری از

سلمان عرب لو

از دفتر شعرناب نوع شعر غزل

ارسال شده در تاریخ جمعه ۲۵ آبان ۱۴۰۳ ۱۹:۲۲ شماره ثبت ۱۳۳۷۹۳
  بازدید : ۱۴۹   |    نظرات : ۶

رنگ شــعــر
رنگ زمینه
دفاتر شعر سلمان عرب لو
آخرین اشعار ناب سلمان عرب لو

چشم و ابرو آمدی تا دل بری از جان ما 
برد این بازی گمانم ،باتو باشد جان فدا
ابروانت خط رمزی و دلم محرم راز
جان من رحمی کن و کم کن از این عشوه وناز
دل من در طلبت هرشب و روز درتب وتاب
شده ازندیدنت حال دلم همچو سراب
     ​​
۴
اشتراک گذاری این شعر
نقدها و نظرات
عباسعلی استکی(چشمه)
يکشنبه ۲۷ آبان ۱۴۰۳ ۱۳:۳۹
درود بزرگوار
سه تا بیت دلنوشته زیبایی است خندانک
مهدی انصاریان نصما
يکشنبه ۲۷ آبان ۱۴۰۳ ۰۶:۴۶
درود جناب عربلو
قدری چکش کاری بشه بهتره
و قدری بیشتر روش کار کنید قشنگ تر میشه
خندانک خندانک
محمد باقر انصاری دزفولی
يکشنبه ۲۷ آبان ۱۴۰۳ ۰۹:۰۵
بداهه ای تقدیم شما
آفرین بر هستی و اشعار شما
شاعر شیرین سخن گلبار ما
خندانک خندانک خندانک
میکائیل نجفی(سراب )
يکشنبه ۲۷ آبان ۱۴۰۳ ۱۰:۴۱
درود بر شما..
زیبااااست..
خندانک خندانک
خندانک خندانک
ابوالحسن انصاری (الف رها)
يکشنبه ۲۷ آبان ۱۴۰۳ ۱۰:۴۷
درود تان گرامی

خندانک خندانک خندانک
جواد مهدی پور
يکشنبه ۲۷ آبان ۱۴۰۳ ۱۱:۰۰
درود بر شما جناب عرب لو گرامی

خندانک خندانک خندانک
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

مشاعره

ثریا امانیان

تمام زندگی را جمله کردم به جز غصه چیزی پیدا نکردم
سید موسوی (نوریان)

ه اا مثل آن فرشی که صد بار از کمر تا خورده است اا قامت َم با زخم سنگین َش به تبنا خورده است اا آن که غم میخورد مرا گل های باغم را شکست اا ساقه ام از پیچک دل خنجر از پا خورده است اا وصل اگر چون گل نماند هست دریا را شگفت اا تشنگی ام را ب ب خشای شورِ دریا خورده است
میکائیل نجفی(سراب )

تا وقتی هستیم م یازاریم خویش که این دیر رنج است و چون مرارت به سرحد رساند عمر را و آنگاه که لوح عمل به کنکاش برآیند گر نیک باشد که به عاقبت خیر رهایی یابیم و گر بد را جایگاه بخشیدیم که به عاقبت شر دچار شویم پس این چند صبا را ذخیره آخرت خواهیم که اندوه پایان کار ما نباشد اا بداهه
محمد رضا خوشرو (مریخ)

درود ااا توصیه ای به میهمانان صندلی داغ ااا اشعاری که در مشاعره مینویسم را بخوانید ااا آنکه شمشیر ستم بر سر ما آخته است ااا خود گمان کرده که برده است ولی باخته است
محمد حسنی

هر سوی پریدن است شعر که هدهد به سهراب وارد شد و از باران سپهری در جنگل بزرگ شعر او پرید
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
1