سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 3 مهر 1401
    29 صفر 1444
      Sunday 25 Sep 2022

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

        يکشنبه ۳ مهر

        افق آبی عشق

        شعری از

        حسن کاووسی

        از دفتر شعرناب نوع شعر نیمائی

        ارسال شده در تاریخ يکشنبه ۲ مرداد ۱۴۰۱ ۰۹:۳۵ شماره ثبت ۱۱۱۹۷۶
          بازدید : ۱۰۸   |    نظرات : ۴

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر حسن کاووسی

        روزها بود که در غربت یک دوری تلخ
        خاطر خنده شیرین تو آرامش جانم می شد
        و چه شبها که خیال خوش آینده رویاییمان
        به غم جان به آمده تسکین میشد
        روز و شب ها قفس تنهایی
        بال پرواز دل تنگ مرا میخشکاند
        و نفس در هوست می‌پژمرد
        در چنین حال، فقط یادی از آواز خوش چشمانت
        که به من میخندید
        نوری از عشق به تاریکی دنیای دلم می‌تاباند
        تو خودت میدانی
        دور از آرامش دستان تو هر ثانیه زخمیست به جان
        آتشی دور از تو، جان مجروح مرا میسوزاند
        این همه روز گدشت
        اینهمه هفته و ماه
        روز دیدار شد ای میوه شیرین شب شهریور
        تا تورا بوسیدم
        سیب سرخ لب تو بال و پری تازه به جانم بخشید
        تا هم آغوش تو پرواز کنم در افق آبی عشق
        ۲
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        محمد باقر انصاری دزفولی
        دوشنبه ۳ مرداد ۱۴۰۱ ۱۲:۳۴
        سلام
        قلمتون سبز
        پایدارواستوارباشید
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        حسن کاووسی
        حسن کاووسی
        جمعه ۷ مرداد ۱۴۰۱ ۲۱:۲۳
        سپاس از شما بزرگوار
        ارسال پاسخ
        م فریاد(محمدرضا زارع)
        دوشنبه ۳ مرداد ۱۴۰۱ ۱۷:۱۹
        درود بر شما خندانک
        نیمایی خوش آهنگ و دلنشینی بود
        پایان بندی شعر عالی بود خندانک خندانک خندانک
        فک کنم در سطر چهارم یه چیزی از قلم افتاده، شاید(لب):
        به غم جان به (لب) آمده تسکین میشد

        زنده باشید خندانک
        حسن کاووسی
        حسن کاووسی
        جمعه ۷ مرداد ۱۴۰۱ ۲۱:۲۵
        سپاس از توجه و محبت شما
        بله دقیقا همینطور هست که شما فرمودید؛ کلمه (لب) جا افتاده
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0