سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 14 تير 1401
  • روز قلم
7 ذو الحجة 1443
  • شهادت حضرت امام محمد باقر عليه السلام، 114 هـ ق
Tuesday 5 Jul 2022

    بیشترین مخاطب

    کانال تلگرام شعرناب

    بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

    سه شنبه ۱۴ تير

    قهوه تلخ

    شعری از

    نیلوفر خلعت بری (نیلوفر آبی)

    از دفتر سپید و سیاه نوع شعر سپید

    ارسال شده در تاریخ جمعه ۱۶ ارديبهشت ۱۴۰۱ ۰۳:۵۳ شماره ثبت ۱۰۹۷۸۶
      بازدید : ۲۸   |    نظرات : ۳

    رنگ شــعــر
    رنگ زمینه
    دفاتر شعر نیلوفر خلعت بری (نیلوفر آبی)
    آخرین اشعار ناب نیلوفر خلعت بری (نیلوفر آبی)

    از فصل واژه های تب آلود که میگذرم
    برگی به روی شاخه های ذهنم نمی ماند
    انگار که باغ آنهمه ما اسیر زمستانی کهنه باشد
    نبض اشتیاق
    زیر پوست رنگ پریده ام خوابیده ست
    و دستان سردم
    خسته از نوشتنها
    به همهمه کلاغها آنسوتر از پنجره
    که به احمقانه ترین اندوهم می خندند
    سنگ سکوت می زند
    و رد اشکهای گاه و بیگاه
    دور چشمانم هنوز پیداست
    در خیابانهای بهم بافته
    از ریسمانهای رنگارنگ
    شوق کودکان در آغوشهای امیدوار
    که فریاد میشود
    طعم سکوت در دهانم را
    شیرین می کند
    به شیرینی کیک نم گفته
    کنار فنجان قهوه مانده از صبح
    که دل انگیزی عطرش
    در کافه جامانده
    همانجایی که آخرین بار تورا دیدم
    و فصل دیگر شعرم شروع شد!!
    خاطراتت
    به هیزمهای پوک شومینه می ماند
    با جرقه ای گر میگیرند
    و بسان آتشی تند خاکستر میشوند
    همچون خودت
    که مداوم این پا و آن پا می کنی
    به این امید که درب خانه از خواب برخیزد
    با صدای پایت که
    غریبی میکند
    در گوش کوچه
    به غریبی زنانی که همراهیشان میکردی
    و نمیدانی امروز
    اما
    بیدار شدن
    لذتی بی کینه میخواهد!!
    مثل خرید سال نو
    یا حسی شبیه دلشوره های دختری که
    اولین بار عاشقت شد
    صدای ناقوس کلیسا که تکانم می دهد
    خانه پر میشود
    از جاذبه من
    سیبی از باغ خیالم
    بر زمین می افتد
    آن را به نهال دل خوش ‌کنج حیاط می بندم
    نهالم میوه خواهد داد
    میدانم!
    "دلم به بهانه های ساده خوشبختی خود می نگرد"
    به دو پولک شمعدانی که به تاریکی چشمان اتاق دوخته ام
    به انار سرخ روی میز
    که لبخندش را به لبان سرد آینه
    سنجاق کرده است
    و به تو....
    که زیر چراغ برق خیره بر پنجره
    شال را بر گردنت میپیچی
    و نگاهت تکرارکنان
    قامتش را بر روشنای شیشه می مالد
    و بر گونه های درب می افتد
    غافل از اینکه من
    با حجم رخوتناک تنهایی
    امشب
    در خانه می مانم....
     
    "نیلوفر آبی"
    ۴
    اشتراک گذاری این شعر

    نقدها و نظرات
    عباسعلی استکی(چشمه)
    شنبه ۱۷ ارديبهشت ۱۴۰۱ ۲۳:۱۷
    درود بانو
    بسیار زیبا و طولانی بود خندانک
    محمد باقر انصاری دزفولی
    شنبه ۱۷ ارديبهشت ۱۴۰۱ ۱۰:۲۱
    باسلام فراوان
    خواندم ولذت بردم
    شاعر بزرگوار
    درود درود
    خندانک خندانک خندانک خندانک
    فرزانه محمدپور(فرناز)
    شنبه ۱۷ ارديبهشت ۱۴۰۱ ۱۴:۳۱
    خندانک خندانک خندانک
    تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


    (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
    ارسال پیام خصوصی

    نقد و آموزش

    نظرات

    مشاعره

    کاربران اشتراک دار

    محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

    حمایت از شعرناب

    شعرناب

    با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

    کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
    استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
    0