سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 15 تير 1401
    8 ذو الحجة 1443
      Wednesday 6 Jul 2022

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

        چهارشنبه ۱۵ تير

        پدر دیگر نمی آید

        شعری از

        رامین خزایی

        از دفتر غزلیات نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۰ ۰۲:۴۹ شماره ثبت ۱۰۷۳۵۲
          بازدید : ۵۰   |    نظرات : ۳

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        بسوز ای دل، که جان افروزِ دل پرور، نمی آید
        من از دیروزِ بی پایان پریشان تر، نمی آید
        بِگِریَم من برایش یا برایم، من نمی دانم
        ولی می دانم این اشکم زِ چشمم در نمی آید
        که این خونی زِ دِل باشد وَ خوانَش آب و چشمانم
        بشد سرچشمه ای جوشان که هوش از سر نمی آید
        پدر یک لشگری از غم به تنهائی و من تنها
        که کوهی بود پشتم، پشت در، سَروَر نمی آید
        نمیدانم که من مُردَم وَ یا جانم که جانم دَر
        جهان افروز فیروزم، پدر، دیگر نمی آید
        به آرامی، خزائی هم ز آرامَش ضَرَع دارد
        و چون یک ساغر از پیکش، شبش بنگر، نمی آید
         
         
         
         
         
         
         
         
         
         
         
         
         
        با احترام
        تقدیم به نگاه پرمهرتان
        رامین خزائی
         
        ۳
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        جمعه ۲۲ بهمن ۱۴۰۰ ۱۵:۱۱
        درود بزرگوار
        دلنشین و زیبا بود خندانک
        مجیدنیکی سبکبار
        پنجشنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۰ ۱۱:۴۰
        با سلامی گرم در بدو ورود
        آمدم، خواندم من این زیبا سرود
        بر نشاندم مهر آن بر قلب خویش
        - - - - - - - - - - - - - - -
        آفرین بر شاعرش
        منتظر اورا به پای دفترم
        تا بخواند شعر من نقدش کند
        - - - - - - - - - - - - - - -
        یک ستارک چون که هستی، شاعری
        یک ستارک بهر این که آمدی، هم ناظری
        سه دگر،
        یا کسری از آن ها
        ز بهرِ نظم و وزن
        اندیشه وُ نقشِ خیال
        ***
        مجیدنیکی سبکبار
        جمعه ۲۲ بهمن ۱۴۰۰ ۲۱:۵۲
        با سلامی گرم در بدو ورود
        آمدم، خواندم من این زیبا سرود
        بر نشاندم مهر آن بر قلب خویش
        - - - - - - - - - - - - - - -
        آفرین بر شاعرش
        منتظر اورا به پای دفترم
        تا بخواند شعر من نقدش کند
        - - - - - - - - - - - - - - -
        یک ستارک چون که هستی، شاعری
        یک ستارک بهر این که آمدی، هم ناظری
        سه دگر،
        یا کسری از آن ها
        ز بهرِ نظم و وزن
        اندیشه وُ نقشِ خیال
        *****
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0