سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 28 دی 1400
    15 جمادى الثانية 1443
      Tuesday 18 Jan 2022

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

        سه شنبه ۲۸ دی

        در اندیشه پروانگی

        شعری از

        احمد علی زارعی

        از دفتر به رنگ پاییز نوع شعر ترانه

        ارسال شده در تاریخ ۴ روز پیش شماره ثبت ۱۰۶۵۵۲
          بازدید : ۵۵   |    نظرات : ۱۰

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        یه روز یه عاشق تنها
        تو باغ ارزوهایش 
        کنار برکه احساس 
        نگاه می کرد به گل هایش 
        یه گل بود مثل یک خورشید 
        نگاهش را به او می دوخت 
        از این بی بال و پر بودن
        در اندوه خودش می سوخت 
        یه عصر سرد بارانی
        خودش را برد در پیله 
        چه رویاها که در سر داشت 
        ولی غافل ز یک حیله 
        می خواد پروانه شه اما 
        از این پیله رهایی نیست 
        اگر پروانه شه بازم 
        در این گل ها وفایی نیست 
        خودش را حبس کرد در ان
        نه باغی بود و نه خورشید 
        فقط دلخوش به این رویا 
        که می سازد کمی امید 
        ۲
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        محمد باقر انصاری دزفولی
        ۳ روز پیش
        باسلام فراوان
        خواندم ولذت بردم
        قلمتان همیشه جاودان بادا
        شاعر بزرگوار
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        احمد علی زارعی
        احمد علی زارعی
        ۲ روز پیش
        با سلام و درود

        ممنون از محبتتون خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        ۳ روز پیش
        درود
        اگر تیک نقد فعال بود جمله ای عرض میکردم
        🌺🌺
        احمد علی زارعی
        احمد علی زارعی
        ۲ روز پیش
        سلام و درود

        لطفا نقد را ارسال کنید. خوشحال می شم که از نظرات ارزشمندتون استفاده کنم. خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد قنبرپور(مازیار)
        ۳ روز پیش
        سلام رفیق با احساس بود و تصویر خوبی داشت اما زبانت یکدست نیست

        یک روز یک عاشق تنها
        تو باغ ارزوهایش
        کنار برکه ی احساس
        نگاه می کرد به گل هایش
        گلی بود مثل یک خورشید
        نگاهش را به او می دوخت
        از این بی بال و پر بودن
        در اندوه خودش می سوخت
        تو عصر سرد بارانی
        خودش را برد در پیله
        چه رویاها که در سر داشت
        ولی غافل ز یک حیله
        می خواست پروانگی، اما
        از این پیله رهایی نیست
        اگر پروانه باشد باز
        در این گل ها وفایی نیست
        خودش را حبس خود کرد و
        نه باغی بود نه یک خورشید
        فقط دلخوش به این رویا
        که می سازد کمی امید

        فقط یک پیشنهاد با عرض پوزش خندانک
        احمد علی زارعی
        احمد علی زارعی
        ۲ روز پیش

        سلام و درود

        تشکر از پیشنهاد ارزشمند شما خندانک

        یک نکته ای را فقط اشاره کنم.
        این شعر ترانه هست و بر اساس ملودی خاصی تنظیم شده. با توجه به این که ترانه هست جایی که یه تبدیل به یک بشه برای ترانه خوانش خوبی نداره و با ملودی همگام نیست. می خواست پروانگی اما، تغییر زیبایی است. اگر پروانه باشد باز با ملودی همگام نیست و از ترانه دور میشه. خودش را حبس کرد در ان مقصود همان پیله هست که تغییرش به خودش را حبس کرد در خود یکم ذهن را از اصل موضوع دور می کنه. نه باغی بود و نه خورشید در این مصراع منظور از خورشید با خورشیدی که در مصراع پنجم امده که استعاره ای بود از بزرگترین ارزو متفاوته و به خورشید اسمان اشاره داره و به خاطر همین اگر تغییر پیدا کنه به نه باغی بود نه یک خورشید یکی از برداشت ها از این مصراع این هست که حتی یک خورشید نبود که همراه کردن یک با خورشید این جا یک تناقض ایجاد می کنه. برای تغییر ترانه به سایر انواع شعر پیشنهاد بسیار خوبی است.

        موفق باشید
        ارسال پاسخ
        محمد قنبرپور(مازیار)
        سلام اصلا و ابدا پیشنهادات من وحی مُنزل نیست و چه بسا معنا رو مختل کرده باشد بنده قبول دارم پیشنهاد بنده صرفا برای ایجاد انسجام زبانی و وزنی بود و خود مختار به پذیرش یا رد آن هستید دوست نازنینم خندانک
        احمد علی زارعی
        ۲ روز پیش
        ممنون دوست عزیز محبت کردید و نکات بسیار ارزشمندی را اشاره کردید که حتما استفاده خواهد شد و صرفا به نکاتی در ارتباط با ترانه اشاره شد. خندانک خندانک خندانک
        مجیدنیکی سبکبار
        ۲ روز پیش
        سلام و عرض ادب جناب احمد علی زارعی سروده ای بسیار لطیف و زیبا سروده اید. تعبیر من از این شعر خلوت آرزومند و رویایی جوانان ماست که تصاویری از واقعیت را در ذهن خودشان می پرورانند اما جرئت نزدیک شدن به آن را در خود نمی یابند به این بهانه که در گل ها وفا نیست و همان بهتر که پروانه ها در پیله بمانند. چه بسیار سیب های نیم بریده ای که در جستجوی نیمه گم شده خودشان می گردند.
        احمد علی زارعی
        با سلام و درود

        ممنون از لطف شما. در ارتباط با این شعر یک وبلاگ ایجاد کردم با عنوان
        نگاهی به شعر در اندیشه پروانگی و نگاه خودم را مطرح کردم. البته تعبیر شما زیباست ولی دیگاه من بیشتر در ارتباط با ارزو و اهداف بزرگی بود که برای رسیدن به ان ها موانعی ایجاد می شود ولی هنوز امید هست که یاری دهنده هست. توضیحات بیشتر را در وبلاگ قرار دادم. منظور از عاشقی هم در این شعر دلبستگی به ارزوها و اهداف بزرگ هست.
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0