سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 29 شهريور 1400
    13 صفر 1443
      Monday 20 Sep 2021

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

        دوشنبه ۲۹ شهريور

        عرفه

        شعری از

        علی معصومی

        از دفتر در کوچه های انتظار نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ دوشنبه ۲۸ تير ۱۴۰۰ ۰۹:۴۵ شماره ثبت ۱۰۱۰۸۷
          بازدید : ۴۳   |    نظرات : ۸

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        عرفه
        (ترجمانی منظوم از فرازهای ابتدایی دعای عرفه)

        ستایش آن خدایی را که بر حکمش دفاعی نیست
        اگر چیزی به کس بخشد توان امتناعی نیست

        نیابی صنعتِ کس را چو کار بی همانندش
        از این رو در سخاوت خالقی پر مهر خوانندش

        پدید آورده با نو آوری اجناس گیتی را
        به حکمت کرده محکم ساختار ملک هستی را

        طلوعی هر کجا باشد نهانی از نگاهش نیست
        ودیعه گر نهد با کس دگر بیم تباهش نیست

        به هر سازنده پاداشی دهد با فضل و احسانش
        قناعتگر غنی گردد به دست لطف و امکانش

        شود مستوجب رحمت هر آنکس نزد او نالد
        خدا از ابر رحمت سودها بر خلق می بارد

        کتاب کامل و رخشنده ای از نور نازل کرد
        شنید آوا و نجوای نهانی را که هر دل کرد

        خداوندی که با لطفش بلا را دور می سازد
        مقام و ارزش هر رتبه ای را جور می سازد

        خدائیکه به هم کوبنده گردن فرازان است
        نباشد هیچ معبودی جز او یکتا و یزدان است

        شنیدار است و می بیند تمامی را به زیبایی
        به لطف خویش اگاه و توان دارد به هر کاری

        الهی رغبتی دارم به سمت و سوی والایت
        گواهم بر خداوندی و اصل ذات یکتایت

        به این اقرار دارم که توئی پروردگار من
        بسویت باز خواهد گشت اصل و کار و بار من

        تو پیش از آنکه یاد آرد کسی بود و نبودم را
        به نعمت کرده ای آغاز سرفصل وجودم را

        ز خاکم آفریدی و سپس در صلب جا کردی
        مرا از قید و بند روزگارانم رها کردی

        گذشته روزها و قرن های پیش از آن بودم
        بسی کوچنده صلب و رَحِم در هر زمان بودم

        مرا از باب مهر و لطف و بخشش رحمت آوردی
        که در عهد حکومت های کافر در نیاوردی

        هم آنانی که پیمان را ز دوش خود رها کردند
        قدم در راه تکذیب رسولان شما کردند

        ولی روزی مرا مهمان روی این زمین کردی
        که جانم را سرای پرتو نور مبین کردی

        مرا در عرصه بزم جهان نشو و نما دادی
        و حتی پیش از آن زیباییِ مهر و صفا دادی

        میان نطفه ای آخر وجودم را بها دادی
        بتاریکی پوست و گوشت و خون بسته جادادی
        مرا در خلقت خود شاهد و ناظر نگرداندی
        در انجام کمی از کار هم حاضر نگرداندی

        سپس بر پایه دانش که تقدیر هدایت شد
        وجودم کامل و اماده در دنیای خلقت شد

        درون گاهواره کودکی بودم شدی یارم
        نمودی از گوارایی طعم شیر سرشارم

        برای خاطر من دایه ام را مهربان کردی
        پرستار مرا از جمع خوب مادران کردی

        و از من دور گرداندی تو آسیب پریّان را
        سلامت کردی از بیش و کمم سرمایه جان را

        پس ای مهرآور و بخشنده در آغاز گفتارم
        تو را زیبد که والا در مقام و رتبه بشمارم

        چه نعمتهای بسیاری که با مهر و وفا دادی
        به تن هر ساله در افزودنش نشو نما دادی

        پس از تکمیل خلقت معتدلِ در قدرتم کردی  
        نمودی امر تکلیف و وجوب حجّتم کردی

        از الهامی که فرمودی به من خود را شناساندی
        به حکمت از عجایب ها هراسی در دل افکندی

        مرا اگه نمودی با نشانی های بسیاری
        که ما بین زمین و آسمان از خلقتت داری

        به پاس شکر و یادت دانش و اگاهی ام دادی
        به من در طاعت خود فرصت همراهی ام دادی

           به من فهماندی از آنچه که آوردند رسولانت
        که خشنودت کنم با شیوه های سهل و آسانت

        سپس منّت نهادی در تمام کار و بار من
        شدی از روی لطف و مهربانی غمگسار من
        ...
        ۲
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        سه شنبه ۲۹ تير ۱۴۰۰ ۰۸:۴۶
        درود استاد عزیز
        مناجاتی بسیار زیبا و دلنشین بود
        التماس دعا دارم خندانک
        عباسعلی استکی(چشمه)
        چهارشنبه ۳۰ تير ۱۴۰۰ ۰۹:۵۹
        درود بزرگوار
        زندگی‌تان به زیبایی گلستان ابراهیم و پاکی چشمه زمزم
        مبارک باد عید قربان نماد بزرگ‌ترین جشن رهایى انسان از وسوسه‌هاى ابلیس خندانک خندانک خندانک
        اميرحسين علاميان(اعتراض)
        سه شنبه ۲۹ تير ۱۴۰۰ ۱۹:۰۷
        قلمتان سبز
        مانا باشيد خندانک
        ابوالحسن انصاری (الف رها)
        چهارشنبه ۳۰ تير ۱۴۰۰ ۰۰:۵۷
        درود استاد معصومی عزیز خندانک خندانک
        بهرام معینی (داریان)
        چهارشنبه ۳۰ تير ۱۴۰۰ ۰۹:۰۱
        درود های فراوان جناب معصومی استاد و ادیب فاضل ووارسته
        آیینی بسیار شیوا ودلنشین بهره بردم
        قلمتان مانا
        کامیاب وتندرست
        در پناه حق
        🌷🌷🌷
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        چهارشنبه ۳۰ تير ۱۴۰۰ ۱۶:۰۱
        درود استاد گرامی خندانک خندانک خندانک
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        چهارشنبه ۳۰ تير ۱۴۰۰ ۲۰:۰۴
        درود بر تواناییتان🌺🌺
        مسعود آزادبخت
        جمعه ۱ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۳۲
        درود برشما
        زیبا بود خندانک خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        آخرین نقدهای شاعران سایت

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0