سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 5 مرداد 1400
  • سالروز عمليات افتخارآفرين مرصاد، 1367 هـ ش
19 ذو الحجة 1442
    Tuesday 27 Jul 2021

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      آنكه میتواند، انجام می‌دهد، آنكه نمی‌تواند انتقاد می كند. «جرج برنارد شاو»

      سه شنبه ۵ مرداد

      هالوهفت شنبه

      شعری از

      بهمن بیدقی

      از دفتر شعرناب نوع شعر آزاد

      ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۱۰۰۷۵۰
        بازدید : ۳۶   |    نظرات : ۸

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر بهمن بیدقی

      هالوهفت شنبه
       
      بیکار بود و،
      خیره مانده بود ،
      به ویلانیِ گردش های آن دو عقربه
      بهرِ آن عمری که می ‌سوخت
      آن دوعقربه را ،
      فرض میکرد ،
      که نیش های پُر از رنجی ،
      از دو عقربه
       
      از فرطِ سکون ،
      چه فرقی میکرد ؟
      او و آن مُرده ای که ،
      سکون ، تقدیرش بود
      به درونِ مقبره
       
      عنقریب ،
      او هم ، باید میرفت ولی ،
      باید کاری میکرد
      آخر، جزایی در مقابلش بود ، که به او زُل زده بود
      جزایی نیک یا بد ،
      که نه چندان دور،
      سرنوشتی به یقین مُستقبَله
       
      باید فرقی میکرد ،
      آنکه یکریز درجهادی اکبره ،
      با این ، که ویلان شب و روزش همی میگذرد
      درمیان قبرها و مقبره
       
      آخر، فرق است میانِ آلویی کرمو
      با آلویی خوشمزه ی و سالم ، ز شهرِ طُرقَبه
       
       فرق است میانِ هالو هفت شنبه ای که ،
      دنیا برایش چیزی نیست بجز یه ملعبه
      اکثر زمان عمرش هم ، مشغول به خواب
      خزیده زیرِ ملحفه
       
      آخر، فرق است میانِ کوهِ ایمان و،
      شوربایی که ، وارفته و،
      آمیخته با
      نخودهایی ز کفر و،
      لوبیاهایی ز شرک
      شله قلمکاری شده
      نتیجه ی آن ملغمه  
       
      جسمی که مثالِ یَغلَوی ،
      به روحی ، با رتبه ی صفر،
      فرجامشان یکریز درهمه
       
      فرق است میانِ آنکه ، راست می رود ،
      با اینی که ،
      هر وقت ، دنیا نگاهش به او افتاد
      دید به چپ میرود و،
      رخساره ی ناشکرش ، یکریز درهمه
       
      بهمن بیدقی 1400/4/18
      ۳
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      ۲ هفته پیش
      درود استاد عزیز
      بسیار زیبا و آموزنده بود
      دستمریزاد خندانک
      بهمن بیدقی
      بهمن بیدقی
      ۲ هفته پیش
      با سلام و درودی بی پایان به شما استاد گرانقدر
      سپاسگزارم
      ارسال پاسخ
      آرزو عباسی ( پاییزه)
      ۲ هفته پیش
      درودهای بی‌کران خدمت شما استاد بیدقی بزرگوار خندانک خندانک
      بهمن بیدقی
      بهمن بیدقی
      ۲ هفته پیش
      با سلام و درودی بی پایان به شما شاعر گرانقدر
      سپاسگزارم
      ارسال پاسخ
      بهرام معینی (داریان)
      ۲ هفته پیش
      درود های فراوان جناب آبیدقی استاد فهیم وفرزانه
      بسیار شیوا ودلنشین قابل تامل
      قلمتان مانا
      کامیاب وتندرست
      در پناه حق
      🌷🌷🌷🌷
      بهمن بیدقی
      بهمن بیدقی
      ۲ هفته پیش
      با سلام و درودی بی پایان به شما استاد گرانقدر
      سپاسگزارم
      سلامت باشید
      درپناه حق
      ارسال پاسخ
      شعله(م جلیلی)
      ۲ هفته پیش
      درود جناب بیدقی
      زیبا نگاشتید
      برگ زندگیتان همیشه سبز خندانک خندانک خندانک
      بهمن بیدقی
      بهمن بیدقی
      ۲ هفته پیش
      با سلام و درودی بی پایان به شما شاعر گرانقدر
      سپاسگزارم
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      ارسال پیام خصوصی

      آخرین نقدهای شاعران سایت

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0