سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        عاقلانِ احمق
        ارسال شده توسط

        نوید خوشنام

        در تاریخ : دوشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۸ ۱۴:۲۳
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۸۷۷ | نظرات : ۰

        گاهی چون یخ سرد ﻣﯽ ﺷﻮم.ﮔﺎﻫﯽ چون سنگ، ﺳﺨﺖ.ﮔﺎﻫﯽ "ﺳﺮم" سنگینی میکند روی تن.ﮔﺎﻫﯽ در میان ﺧﻨﺪﻩهایم ﺗﻠﺦ ﻣﯽ ﺷﻮم و ﮔﺎﻫﯽ میانه ی شادی، ﺑﯽ رحم، خشک، خشن.
        گاهی خیره میشوم به یک جایِ دورِ مبهمِ تار و باز ﺑﻪ یاد ﻣﯽ آورم ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺘﯽ. ندارمت، و باز خورشیدِ چشمهام پشت ابر میرود و قطره قطره نمک میجوشاند.
        که همیشه­ی روزها من ﭘﺮ از درد  ﻧﮕﺎﻫﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ و تو فقط نگاهِ آرامی را میبینی که سرسری و ساده رد میشود از منحنی های صورتت که در خاطراتم صورتِ رنگیِ زندگی ام بود.
        و ﺗﻮ ﺑﺎ دلی سنگین ﻧﮕﺎﻫﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ و احمقانه لبخند میزنی و ﻣﯽﮔﻮﯾﯽ: آی! پسر احساساتیِ غمگینِ نادان! چه میکنی با خودت؟ که تو هیچوقت مرا آنطور خرد نمیکردی که بروم و پشت سرم را هم نگاه نکنم.
        نازنین! راستش را بخواهی اصلا ﮔﺎﻫﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﻣن و تو دو آدمِ ﺑﺎﻟﻎِ ﻣﻨﻄﻘﯽِ ﺍﺣﻤﻘﯿﻢکه خودمان را، ﮐﻪ ﺍﯾﻦ دنیا را، زندگی را، آینده را، اطرافمان و اطرافیانمان را، ﺑﯽ ﺟﻬﺖ جورِ ﻋﺠﯿﺒﯽ جدیﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍیم و من، دست ﺑﻪ دامانِ عقلم ﺷﺪﻩ ام ﮐﻪ باور ﮐﻨﺪ، فردای ﺑﯽ ﺗﻮ، ﻣﯽ ارزد ﺑﻪ امروزِ ﺑﺎ ﺗﻮ. و وای ﺑﺮ ﻣﻦ و ﺗﻮ ﺍﮔﺮ، ﺍﯾﻦ ﻓردای غبارآلودِ دور از هَمِمان، هزار ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺪﺗﺮ از امروزِ پیدای ﺑﺎهممان ﺑﺎﺷﺪ. وای ﺑﺮ ﻣﻦ و ﺗﻮ ﺍﮔﺮ، امروزِ آشکارِمان را ارزان فروخته ﺑﺎﺷﯿﻢ ﺑﻪ آینده ای گُم و فرو رفته در ﻣِﻪ…
        و وای ﺑﺮ ﻣﻦ و ﺗﻮ ﺍﮔﺮ، قلبمان را، احساسمان را، زیرِ پاهای عقلمان،
        له کرده باشیم...
         
        نوید خوشنام شنبه 16 خرداد 94

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۹۷۸۲ در تاریخ دوشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۸ ۱۴:۲۳ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی
        مهدی سمیاری

        معشوقه ی ما بود دل آرام جهان شد
        شاهزاده خانوم

        توی زنجیر هم نمی خواهم ااا پیش ِ آدم فروش گریه کنیم ااا بغلم کن شقایق غمگین ااا تا که با داریوش گریه کنیم
        یدالله عوضپور آصف

        انقلاب دوچشم تو در راه ست هرکه باشد مخالفش فانی ست اضطراب آورست این جنبش موجهایش بلند و طوفانی ست

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1