سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 6 مهر 1399
    10 صفر 1442
      Sunday 27 Sep 2020
      • روز جهاني جهانگردي
      دو خصلت است که بالاتر از آن چیزی نیست: ایمان به خدا و سود رساندن به برادران. امام حسن عسكري(ع)

      يکشنبه ۶ مهر

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      سفر نوستالژیک(قسمت هشتم)
      ارسال شده توسط

      سمیرا_خوشرو

      در تاریخ : پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۸ ۰۴:۱۶
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۲۲۷ | نظرات : ۹

      سفر نوستالوژیک
      (قسمت هشتم)

      تقریبا همه نشا کردن. چند روز دیگه نوبت وجین اول میشه، خانوما باید گِل رو زیرو رو کنن، علفهای ریز و از بوته ی برنج جدا کنن، چند روز بعدترش نوبت وجین دوم میرسه، دوباره همینکارو تکرار میکنن، اینجوری بوته ها جون میگیرن و بدون مزاحم رشد میکنن، آب رسونی به همه ی بوته ها تو یه سطح مشخص خیلی مهمه، یجورایی نصف زحمت کاشت برنج آب رسونی درست و به موقع هست. چون خونه هامون نزدیک مزارعمونه و همه هم گاو داریم، برای محصول بهتر فقط از کود حیوونی استفاده می کنیم. آب کشاورزیمونم از چشمه های کوه درفکه، که می رسه به شمرود و از اونجا میریزه به رودخونه ی ما که اسمش قاسم جوب هست. برنجای منطقه ی ما یجورایی کاملا اُرگانیکن. کیفیتشون خیلی بالاست، هم از نظر طعم هم عطر هم پختش.
      حالا میخوام برم تو باغی که بابا گاوهامونو نگه میداره، توو بهار و تابستون چون هوا خیلی گرم میشه دیگه گاوارو توو طویله نگه نمیداریم. توی باغ زیر درختا برا خودشون استراحت میکنن، بابا براشون برگ درخت و علف میاره.
      چون فاصله ی خونه ها از هم تو روستامون زیاده، برا نگهداری دام و طیور کسی مزاحم کسی دیگه نیست.
      بازم باید از رودخونه رد بشم، این پل چوبی رو بابا و همسایه ها درستکردن، ولی من همیشه می ترسم از روش بیوفتم تو آب! یه چیزی دیدم!...
      اردکا تو زندون موقتشون تخم گذاشتن، برم بردارم تا نشکستنشون، دورو بَرشون پُره سنگه آخه.
      ای جانم... چنتا تخم غازم هست، میدونید که طعم تخمها با هم متفاوته، تخم اردک کلسترول کمتری هم داره، اصولا تخم اردکو آبپز میخوریم با پلوی گرم خیلی میچسبه، البته با نون خرفه هم خوشمزست.
      تا برسم پیش گاوامون در مورد نونای محلیمون براتون میگم: خرفه همون شنبلیله هست که دونه ی معطری داره و خواصشم خیلی زیاده از جمله برطرف کننده عفونته، قند خونو پایین میاره و...
      آرد گندم و آرد برنج رو همراهِ دونه ی خرفه ی آسیاب شده و آب ولرم و خمیرش میکنن، بعد رو ظرف سفالی که به تابه معروفه پخته میشه. البته رو آتیش. نونِ برنجی هم خیلی خوشمزه ست، با آرد برنج و کمی نمک و آب ولرم خمیر درست میکنن، بعد خمیرو تو آب جوش می پزن، بعد داغ داغ باید با کمی آرد گندم مالش و ورزش داد، اینکار باعث شیرین شدن خمیر میشه بدون استفاده از شکر، بعد هم مثل نون خرفه رو تابه ی سفالیه رو آتیش میپزن. اندازشونم بستگی به کف ظرف داره. نونِ تابه ای، که اسم محلیش میشه (تاوا سَری نُن)
      آرد گندم، شکر، تخم مرغ، مایع خمیر، شیر، آب ولرم، خمیر درست میکنن، بعد چند ساعت که کاملا استراحت کرد مثل نونای قبلی پخته میشه و با پنیر محلی مزه ی خیلی خوبی داره. منکه عاشقشم.
      پایان قسمت هشتم

      #سمیرا_خوشرو_شبنم

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۹۷۶۷ در تاریخ پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۸ ۰۴:۱۶ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۸ ۱۱:۰۱
      درود استاد خندانک
      همچنان دنبال می کنم این داستان لذتبخش رو خندانک
      حال و هوای داستانتون رو دوست دارم خندانک
      بیماری و غم و بلا دور باد خندانک
      شاد باشید خندانک
      سمیرا_خوشرو
      سمیرا_خوشرو
      پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۸ ۱۵:۳۳
      درودتان استاد گرامی
      بنده شاگردترینم
      سپاسگزارم از حضور پرمهرتان
      برقرار باشید
      🌹🌹🌹🌹
      🌸🌸🌸🌸
      🙏🙏🙏🙏
      ارسال پاسخ
      امین تهرانی
      پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۸ ۰۷:۵۹
      سلام

      با این نوشته ها خیلی به فرهنگ گیلان و سبک زندگیشون علاقه پیدا کردم. خندانک
      سمیرا_خوشرو
      سمیرا_خوشرو
      پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۸ ۱۰:۵۳
      درودتان گرامی
      سپاسگزارم
      🌹🌹
      🌸🌸
      🙏🙏
      ارسال پاسخ
      ترانه ماندگار
      پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۸ ۰۸:۲۶
      درود سمیرا جونم
      از این نون تاوه سری خوشمزه من تو طوالش
      وچادر نشینان دشت خلخال هم زیاد دیدم .
      مرسی که یادم انداختی ...خندانک خندانک خندانک
      سمیرا_خوشرو
      سمیرا_خوشرو
      پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۸ ۱۰:۵۴
      سلام عزیزمهربونم
      چه خوب
      ممنونم که همراهی گلم
      🌹🌹🌹🌹
      💕💕💕💕
      🙏🙏🙏
      ارسال پاسخ
      ایمان اسماعیلی (راجی)
      يکشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۸ ۲۲:۰۳
      درود به شما کامل و کامل تر
      مانا باشید بانو
      سمیرا_خوشرو
      سمیرا_خوشرو
      دوشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۸ ۱۰:۴۴
      درودتان بزرگوار
      سپاسگزارم
      🌹🌹🌹
      🌸🌸🌸
      🙏🙏🙏
      ارسال پاسخ
      علی سلطانی نژاد
      جمعه ۱ فروردين ۱۳۹۹ ۰۶:۰۲
      چه کردی با دلم، دیگر  ندارد اشتیاقت را؟
      چرا دیگر نمیگیرد ز من،هرشب‌سراغت را؟
      کسی‌‌که ریشه در جان‌ و تن او داشتی،آخر
      چراسهمش‌ فقط شد،میوه‌های‌کال‌ باغت‌را
      چراآنکس‌که با هردفعه دیدارتو غش‌میکرد
      کنون‌دیگر نمیخواهد ز من‌‌،لبخند شاقت را
      ببین، وا داده‌ام، از پرسش‌و اما، اگر هایش
      کسی‌که کعبه‌ی‌خود کرده بودش،آن‌اطاقت را
      ز خود حتی نپرسیدی،که‌با دلبستگی‌هایش
      که را محرم کند،تاب آورَد،شاید فراقت را؟
      نگفتی بعدتو،دره شب تاریک و تلخ‌و طرد
      کجا باید کشاند، آن تن زخمی ز داغت را؟
      مرا گفتی‌که، جفت مرغ‌ عشقت‌ نیستم، اما
      نمی‌داند کسی مانند من، سبک و سیاقت را
      و می‌دانم‌‌، دلم را خوب می‌فهمی، زمانی‌که
      ببینی عاقبت پایان رساندی این رفاقت را

      #علی_سلطانی_نژاد
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      نقد و تحلیل شعر شاعران

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0