سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 29 مرداد 1398
    20 ذو الحجة 1440
      Tuesday 20 Aug 2019
        هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . مولانا

        سه شنبه ۲۹ مرداد

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        مقاله ای درباره شعرنو
        ارسال شده توسط

        محمد باقر انصاری دزفولی

        در تاریخ : ۲ هفته پیش
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۶۶ | نظرات : ۵

        ‍  شاعر ان گرامی
        ابتدا چند شعر از مولانا واستادشبستری می آورم که نشان میدهد همه چیز در جهان هستی تغییر پذیر است
        چیست نشانی آنک هست جهانی دگر
        نو شدن حال‌ها رفتن این کهنه‌هاست
        روز نو و شام نو باغ نو و دام نو
        هر نفس اندیشه نو نوخوشی و نوغناست
        همیشه کهنه به نو تعییر میکند ماهم میگوییم شعر نو
        هیچ چیزی ثابت و برجای نیست
        جمله در تغییر وسیر وسرمدی است
        هیچ چیزی ثابت وپایدار نیست بغییر از پرودگار جهان هستی همه چیز روش تغییر را سیر میکند بسوی کمال
        شعر کلاسیک هم مسیر تغییر را طی میکند همیشه ثابت نیست شعر نو هم آمده ودر آینده تغییر خواهد کرد
        در جامعه بشریت هیچ چیزی ثابت نیست چون اگر ثابت بشود دیگر زمان ومکان معنی نداردومانند مرداب میشود
        در شعر وفرهنگ ورفتارافراد جامعه ی انسان ها این روند حاکم است
        خداوند همه ی پدیده هارا جهت دار بسوی کمال خلق کرده است سکون معنی ندارد چون زمان استمرارماده است ومکان انتشار.ماده
        است

        جهان در حرکت از قوه به فعل است همیشه در حرکت میباشد در حرکت به سوی کمال وتازه تر شدن ٬نو شدن.
        باورهای اجتماعی جامعه در تمام زمینه ها ی علمی ،اجتماعی ،فرهنگی ،تولیدی ،و.... نسبت به گذشته پیشرفت کرده دستگاه های موسیقی،نوع آهنگ سازی ،نوع آواز خوانی نسبت به گذشته پیشرفت کرده
        تخولات شاعر وبرداشت های اجتماعی شاعر نسبت به گذشته عوض شده
        چرا نوع سرودن شعر عوض نشود نسل جدید نوعی سرودن شعر در جامعه ما خلق کرده که با باورها وفرهنگ جامعه وآهنگ های جدید تطابق دارد چراما از آن استقبال نکنیم
        چرا کمکش نکنیم
        تا زمینه ی شعری زبان مادری ما گستردتر شود وشعر وشاعری وسعت پیدا نکند تا فرهنگی بالاتر به دنیا معرفی کنیم وتوان شاعری خودرا بالاتر ببریم
        شعر کلاسیک به جای خود مورد احترام است وشاعران معاصر در سرودن آن فعال هستند ولی با سرودن شعر نیمایی ،سپید استقبال میکنیم ومیدان روش سرودن شعررا توسعه میدهیم تا فرهنگ میهن را گسترش وتواناتر کنیم
        پس نتیجه می گیریم
        دنیای ما دنیای تفاوت ها است تفاوت در دنیای ما اجتناب ناپذیر است چون همه چیز مثل هم نیست
        پس باید تفاوت را پذیرفت شعر کلاسیک با شعر جدید ونیمایی ،سپید متفاوت است ولی هردو شعر هستند کلاسیک به روش خودش ونیمایی وسپید به روش خودش می باشدچون از دو نسل متفاوت هستندچون همه ی نسل ها ی بشریت مانندهم فکر نمی کنند
        چون اگر دو نسل مثل هم فکر کنند پس جامعه بی حرکت بوده وپیشرفتی نداشته است چون مثل هم بودن یعنی ساکن بودن
        اگر همه ی دنیا مثل هم بودند پس همه چیز ساکن بود چون تغییری وجود نداشت که حرکت ایجاد کنند پس زمان ومکان ساکن بود زیرا در سکون زمان ومکان وجودش بی معنی است
        م ب انصاری دزفولی   ۲۳۳۹۶
        ۲۳۳۹۶

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۹۳۶۴ در تاریخ ۲ هفته پیش در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        فرهاد فیض اللهی (کدخدای نیستی)
        ۱۳ روز پیش
        سلام جناب انصاری دزفولی گرامی!

        بخش اول:

        موضوع جالبی را مورد بحث قرار داده اید تا ما شاعران خودمان را درگیر تفکر و بحث دیالکتیکی بکنیم که برای درک طبیعت، هستی، خودمان، جامعه و کلیه مناسبات اجتماعی به منزله ضرورت و درون بینی در ضرورت لازم و ملزوم همدیگر هستند.

        هر تفکری از نظر کمی و کیفی دیالکتیکی نیست اگر فقط به تغییر سطحی، در موجودات جاندار و بیجان، حرکت، زمان، مکان، سکون و اضداد و نقایض به طور سطحی بپردازد.

        هزاران سال قبل از مولوی، مایاها، چینیها، هندیها، مصرییها ، یونانیها و ایرانیان با همچنین موضوعاتی مشغول بوده اند و با تبادلات فرهنگی از همدیگر باخبر بوده اند.

        درگیری با همچنین موضوعاتی، نیازمند بررسیهای تطبیقی در سطح جهانی است تا این که بتوانیم پاسخهای لازم را به دست بیاوریم.

        شما ادعا میکنید:

        ۱ - هیچ چیزی ثابت و برجای نیست.
        آیا خانه ای که شما در آن زندگی میکنید، به سوی سایر همسایگان نقل مکان کرده است ؟
        آیا خرابه های پرسپولیس از ۲۵۷۵ سال پیش تا به حال حاضر تغییر مکان کرده است؟
        آیا جایگاه کره ماه از ۴،۶ میلیارد سال پیش تا به حال و فاصله آن نسبت به زمین در سیستم منظومه شمسی عوض شده است؟ اگر ماه از ما بیشتر فاصله می گرفت در آن صورت جذر و مدی در زمین ایجاد نمی شد و اقیانوسها و دریاههایمان علی رغم حرکت خود زمین، از حرکت می افتادند و فاسد می شدند و ما بر روی سرمان راه می رفتیم و گیاهان به طرف مرکز زمین رشد می کردند (حرکت گئوتاکتیکی).

        ۲ ـ هیچ چیزی ثابت وپایدار نیست.
        مگر ماهیت کمی و کیفی الکترونها، پروتونها ، نویترونها ، آتمها (اتمها) از سیزده و نیم میلیارد سال قبل تا به امروز ثابت و پایدار نیستند در غیر این صورت الان از کره زمین خبری نبود.
        آیا ما وسیله ای برای ثبت و سنجش تغییرات مداوم در ماده بیجان را داریم تا آن را تشخیص بدهیم که آهن در طول ۵۰ میلیون سال چه تغییراتی را کرده است؟

        پایداری در ماده بیجان قابل اثبات است ولی پایداری ابدی وجود ندارد. شما اسانس سرکه را در نظر بگیرید که به طور نامحدود پایدار است و خواص خودش را هم از دست نمی دهد.

        ۳ - همه چیز روش تغییر را سیر میکند بسوی کمال:
        این درست نیست . مسیر تغییر مدام به سوی کمال نیست. در ماده جاندار مسیر تغییر به سوی تکاثف، فساد و اضمحلال است.
        علاوه بر این تغییر در افکار و عملکرد یک جامعه و ملت همیشه به سوی کمال نیست، اکثر جوامع بعد از انقلابات به سوی ارتجاع، دیکتاتوری، فاشیزم و غیره می روند.

        ادامه دارد ...

        خندانک خندانک خندانک خندانک
        فرهاد فیض اللهی (کدخدای نیستی)

        بخش دوم:
        هیچ چیزی ثابت وپایدار نیست :بغییر از پرودگار جهان هستی

        وقتی ما از تغییر، دگرگونی ، شدن، تکامل و عدم تکامل (انقراض)، تکاثف، فساد و اضمحلال صحبت میکنیم ماده بیجان و خاندار در مد نظرمان هستند.

        حال این پرسش برای ما مطرح میگردد: این پرودگار جهان هستی که ثابت و پایدار نسبت به کائنات مادی است از چه چیزی تشکیل شده که از ازل تا ابد
        به صورت جمود نعشی و بدون نیاز به تغییر و تکامل میباشد؟

        ذات همچنین پرودگار جهان هستی از چیست ـ؟

        ۱ - پاسخ فلسفه:
        خدا از هیج آمده است و از هیج ، همه چیزها را آفریده است. بنابراین مثلث هیج: هیج - خدا از هیج - همه چیزها از هیج!

        این هیج چیست؟ مختصات جغرافیائی هیج در فضا در کجاست؟ با کدام روش علمی وجود هیج قابل اثبات است که به منزله مادر و پدر خداوند هستی است , بوده باشد؟
        در این باره یک ضرب المثل منطقی آلمانی هست: Vom Nichts kommt Nichts از هیج ،چیزی هم به وجود نمیاید.

        - ذات خدا در ادیان جهان و در ادیان مثلث سامی (یهودیت، مسیحیت، اسلام)

        از ۳۴ هزار پیش تا به امروز یعنی از ورود انسان از طبیعت به جامعه ، هزاران خدایان آمده اند، مرده اند و رفته اند که همه آنها زائیده تخیل خود انسانها بوده اند.

        بحث در مورد ذات همه این خدایان به قدری متضاد است که بحث در اینجا به نتیجه نخواهد رسید و اگر ما فقط ذات خدا را در ادیان مثلث سامی مورد بررسی و تحلیل قرار بدهیم به قدری اطلاعات متضاد هستند که قضاوت در مورد آنها به عهده خود علاقمندان قرار داده میشود تا هر کسی بتواند در چهارچوب آگاهی، هوشمندی و توانمندی خودش به پرسشهای احتمالی پاسخ مناسبی را پیدا بکند.

        ولی بایستی در همینجا به این نکته توجه داشته باشیم اگر خدائی توانسته باشد اینهمه کائنات را خلق بکند و از هیج هم آمده باشد، این خدا را چه کسی خلق کرده است؟

        ادامه دارد... خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد باقر انصاری دزفولی
        سلام ادیب دانا
        درباره هیچ مقاله ای ودوبیتی دارم که در آینه در شعر ناب خواهم گذاشت
        ولی مختصر می نویسم که علم فقط در چهارچوب ماده میتواند نظر بدهد وخارج را ماده هیچ میداند
        چون محک تشصیص علم تجربه وآزمایش وحسی میباشد
        ازنوشته شما کمال استفاده را کردم
        هزاران درود
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک

        رضا سلطان
        دوشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۸ ۱۹:۵۰
        سلام و درود و سپاس بابت نگارش این مطلب

        با اینکه جهان همیشه در حال جلو رفتن و تغییر هستش و انسان ها و تفکراتشون هم تغییر میکنه و تکامل پیدا میکنه شکی درش نیست تا اینجای صحبتتون قبول
        ولی یکی دوتا نکته هست این وسط اینکه لزوما هر تغییر خوب نیست و اینکه شما باید ببینی ایا از نگاه شما که نوشته های سپید یا نیمایی باعث تغییر و تکامل شعر کهن و کلاسیک ما شدن ایا اینطوری بوده؟از نظر من که قطعا نبوده و نقشی هم در گسترش زیبان و فرهنگ ما در دنیا حداقل من فکر میکنم نداشته که اگر اینطوری بود الان هم بعد از گذشت صد ها سال در کشور های دیگه به جای حفظ کردن شعر خیام نوشته های نیما رو حفظ میکردن و به جای ساختنه مجسمه فردوسی و تکریم اون تندیس احمد اقا رو میساختن
        این یه حقیقت انکار ناپذیره که اگر از لحاظ فرهنگ و هنر ما در جهان اوازه ای داشته باشیم و به خصوص در زمینه شعر همش برای قرن هشتم هجری به قبل هستش و نکته اخر اینکه همون قالب کلاسیک هم کاملا پیشرفت کرده و رو به جلو هستش درست اسکلت و چهار چوب و وزن و قافیه ثابت هستش ولی مفاهیم و مضمون و تصاویر و بازی های زبانی کاملا رو به جلو هستش
        فقط این استدلال ِ اوردن یه سبک نوشته جدید حالا هر اسمی روش بزاریم رو میتونم قبول کنم که هرکس آزاده هرچیزی که میخواد بنویسه هر اسمی هم میخواد روش بزاره مخاطبِ که تصمیم میگیره ازش استقبال کنه یا خیر

        پی نوشت:نظرات شخصی بود خندانک

        پایدار باشید خندانک
        محمد باقر انصاری دزفولی
        سلام بزرگوار
        ما نظم و پیشرفت شعر کلاسیک را انکار نمی کنیم ولی نسل جدید علاوه بر نوشتن شعر کلاسیک یک جنبه دیگر هم به آن اضاف (شعر نو)کرده که قابل تحسین است وشاعرانی همچون نیما .شاملو.سهراب.فروغ.اخوان و...
        همرایی ولطف شما مایه افتخار است
        همیشه پیروزوموفق باشید
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد شعر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0