سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

بسم الله الرحمن الرحیم به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید مدیر موسس سایت ادبی شعرناب فکری احمدی زاده(ملحق)

يکشنبه ۲۴ خرداد

پست های وبلاگ

شعرناب
تک بیتی های ناب از سعدی/بخش سوم
ارسال شده توسط

ابوالقاسم کریمی

در تاریخ : چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸ ۰۲:۰۸
موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۵۷۷ | نظرات : ۱

گردآوری:
ابوالقاسم کریمی
شنبه 25 خرداد1398
 
 
*
بسیار توقف نکند میوهٔ بر بار
چون عام بدانست که شیرین و رسیده‌ست
*
هرگز وجود حاضر غایب شنیده‌ای
من در میان جمع و دلم جای دیگر است
*
ابنای روزگار به صحرا روند و باغ
صحرا و باغ زنده دلان کوی دلبر است
*
    گفتیم عشق را به صبوری دوا کنیم
هر روز عشق بیشتر و صبر کمتر است
*
هر کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است
عشقبازی دگر و نفس پرستی دگر است
*
آدمی صورت اگر دفع کند شهوت نفس
آدمی خوی شود ور نه همان جانور است
*
  بذل جاه و مال و ترک نام و ننگ
در طریق عشق اول منزل است
*
آن که می‌گوید نظر در صورت خوبان خطاست
او همین صورت همی‌بیند ز معنی غافلست
*
ساربان آهسته ران کآرام جان در محملست
چارپایان بار بر پشتند و ما را بر دلست
*
گر به صد منزل فراق افتد میان ما و دوست
همچنانش در میان جان شیرین منزلست
*
غم شربتی ز خون دلم نوش کرد و گفت
این شادی کسی که در این دور, خرمست
تنها دل منست گرفتار در غمان
یا خود در این زمانه دل شادمان کمست
*
هر دم که در حضور عزیزی برآوری
دریاب کز حیات جهان حاصل آن دمست
*
هرگز حسد نبرده و حسرت نخورده‌ام
جز بر دو روی یار موافق که در همست
*
دنیا خوشست و مال عزیزست و تن شریف
لیکن رفیق بر همه چیزی مقدمست
*
هرگز نباشد از تن و جانت عزیزتر
چشمم که در سرست و روانم که در تن است
*
عاشق گریختن نتواند که دست شوق
هر جا که می‌رود متعلق به دامن است
*
راست گفتی که فرج یابی اگر صبر کنی
صبر نیکست کسی را که توانایی هست
*
به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس
که به هر حلقه موییت گرفتاری هست
*
گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست
در و دیوار گواهی بدهد کاری هست
*
دردیست درد عشق که هیچش طبیب نیست
گر دردمند عشق بنالد غریب نیست
دانند عاقلان که مجانین عشق را
پروای قول ناصح و پند ادیب نیست
*
گر دوست واقفست که بر من چه می‌رود
باک از جفای دشمن و جور رقیب نیست
*
هر شبی روزی و هر روز زوالی دارد
شب وصل من و معشوق مرا آخر نیست
*
گفته بودم غم دل با تو بگویم چندی
به زبان چند بگویم که دلم حاضر نیست
*
   احتمال نیش کردن واجبست از بهر نوش
حمل کوه بیستون بر یاد شیرین بار نیست
*
سرو را مانی ولیکن سرو را رفتار نه
ماه را مانی ولیکن ماه را گفتار نیست
*
گر دلم در عشق تو دیوانه شد عیبش مکن
بدر بی نقصان و زر بی عیب و گل بی خار نیست
*
گر دلی داری به دلبندی بده
ضایع آن کشور که سلطانیش نیست
درد عشق از تندرستی خوشترست
گر چه بیش از صبر درمانیش نیست
*
هر چه خواهی کن که ما را با تو روی جنگ نیست
پنجه بر زورآوران انداختن فرهنگ نیست
*
ای که منظور ببینی و تأمل نکنی
گر تو را قوت این هست مرا امکان نیست
*
عارف مجموع را در پس دیوار صبر
طاقت صبرش نبود ننگ شد و نام رفت
*
گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی
حاصل عمر آن دمست باقی ایام رفت
*

ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
این پست با شماره ۹۳۱۸ در تاریخ چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸ ۰۲:۰۸ در سایت شعر ناب ثبت گردید
نقدها و نظرات
زهرابیگم محمدی پور
چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸ ۱۵:۲۱
درود
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

مشاعره

کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0